کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
جمعه, 04 مهر 1399   Friday 25 September 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 17 تیر 1399

صفحه خبر: اجتماعی

نه تنها حقوق کرونا بلکه حق و حقوق و کارانه خودمان هم به موقع پرداخت نمی‌شود و این پرداختی در برخی از بیمارستان‌ها انجام نشده است و گاهی تعدیل نیروی پرستار را هم داشته‌اند
آفتاب یزد- شهین نجفی: خط مقدم مقابله با کرونا این روزها در شرایط سختی به سر می‌برند و شیفت‌های
بلند مدت، دوری مداوم از خانواده و حق و حقوقی که پرداخت نمی شود به شرایط سخت پیش روی آن ها دامن می‌زند اما همچنان در سکوت و به دور از حواشی به کار خودشان مشغولند و تنها امید مردم در شرایط سخت کرونایی محسوب می‌شوند؛ با این همه شرایط برای پرستاران به قدری سخت است که همین حالا هم خیلی از آن ها در شرف افسردگی
به سر می برند.
>شرایط حاد کمبود تجهیزات نداریم
الهه شریعتی پرستاری است که هم در یکی از بیمارستان های خصوصی و هم در یکی از بیمارستان های دولتی مشغول به فعالیت است. او در گفت و گو با آفتاب یزد در خصوص مشکلات پرستاران در دوره کرونایی گفت: «اوایل شیوع کرونا یک تراژدی به شدت غم انگیز بود، چون تجهیزات وارد نمی شد و در بیمارستان‌ها تجهیزات خیلی کم بود. حتی خیلی از هم دوره ای های من در شهرستان های مختلف عکس برای ما می فرستادند که نشان می داد
با سفره یک بار مصرف تمام وجودشان را کاور کرده اند و به این طریق بر بالین مریض حاضر می‌شدند. این در شرایطی بود که پرستاران چاره ای جز حضور در بیمارستان نداشتند چون اگرغیبت می‌کردند حقوق‌شان قطع می شد و نیرو جایگزین آن ها
می شد. اما حالا وضعیت به نسبت قبل خیلی بهتر شده است و کمبود تجهیزات به آن شکل حادی که در گذشته بود وجود ندارد. با این همه در حال حاضر هم سختی های زیادی برای کادر درمان وجود دارد.»
>بیشتر حجم کاری بر دوش پرستاران است
او در ادامه تاکید کرد: «اول این را بگویم که همه افراد خانواده من پزشک هستند و من تنها پرستار بین آن ها هستم، این را می‌گویم که فکر نکنید من با پزشکان زاویه دارم اما واقعیت این است که در بیمارستان ها به خصوص بیمارستان های خصوصی 90 درصد سختی و حجم کار بر دوش پرستاران است. پزشک با همه سختی هایی که وجود دارد، برای اینکه به یک تشخیص واحد برسد به گزارش من پرستار نیازمند است چون من هستم که 24 ساعت شبانه روز بالای سر مریض حضور دارم و به همکار بعدی گزارش می دهم و از همکار قبلی به دقت تمام گزارش می گیرم، چون وقتی پزشک به بالین بیمار می آید من باید یک گزارش کامل و درست به او بدهم. نمی خواهم بگویم پزشکان کارشان راحت است، حتی در بیمارستان های دولتی پزشکان پا به پای ما پرستاران در بیمارستان حضور دارند و بر بالین مریض می آیند و در همان هوایی که کرونا در آن غوطه ور است همراه با ما نفس می کشند اما در بیمارستان های خصوصی پزشک تنها برای ویزیت در بیمارستان حضور پیدا می کند. به همین دلیل می گویم بیشترین بار کار، بر دوش پرستاران است و اشکالی هم ندارد چون ما قسم خوردیم که به نا توان ترین و عاجز ترین نوع انسان که همان بیمار است خدمت رسانی کنیم اما حتی حقوق ما هم سر موقع پرداخت نمی شود»
>خستگی توی تنمان مانده
این پرستار ادامه داد: «برای من جالب است که نه تنها حقوق کرونا بلکه حق و حقوق و کارانه خودمان هم به موقع پرداخت نمی شود و این پرداختی در خیلی از بیمارستان ها اصلا انجام نشده است! من در یک بیمارستان خصوصی هم شاغل بودم اما به قدری شرایط حاد بود و حق و حقوق پرداخت نمی شد که خیلی از پرستاران عطای آن را به لقایش بخشیدند و استعفا دادند و به نوعی از آن جا فرار کردند! در بیمارستان های خصوصی چون مردم پول می پردازند بنابر این توقع بیشتری از کادر درمان دارند و به همین دلیل فشار روحی در بیمارستان های خصوصی بیشتر است اما در بیمارستان های دولتی مردم توقع آن چنانی ندارند با این حال حجم بیماران به قدری زیاد است که انرژی جسمانی بیشتری نیاز است. در واقع باید از لحاظ جسمی
آن قدر قوی باشی تا بتوانی شیفت های سنگین را کاور کنی؛ یادم
است روز های اولی که کرونا آمده بود وقتی یکی یکی همکارانمان به کرونا مبتلا می شدند ما باید به جای آن ها هم شیفت می دادیم، روزهایی بود که من سه شبانه روز پشت سر هم یعنی
72 ساعت شیفت بودم. حتی به خیلی از همکاران ما گفته می‌شد
اگر نمی توانی این طور کار کنی اصلا نمی خواهد سر کار
بیایی! ما این شب شیفت ها و تحکم ها را هم تحمل کردیم با این همه تقدیر و تشکرهایی که مردم از ما می کردند ما را به کار دلگرم می کرد، دوره قبل شیوع کرونا یکی از شادترین دوره های بیمارستان ها بود، چون هیچ همراهی حق حضور بر بالین پرستار را نداشت، پرستار ها با بیماران بخش عادی بگو بخند می کردند
تا روحیه بیماران حفظ شود؛ من به یاد می آورم یک پروسه
دارو دادن به مریض ها در یک بخش 26 تخته 4 ساعت طول
می کشید چون با تک تک مریض ها بگو بخند می کردیم تا جای
همراه بیمار را به نوعی پر کرده باشیم. اما کم کم خسته شدیم. انگار به این نتیجه رسیده ایم که این بیماری حالا حالا ها وجود خواهد داشت، حق و حقوق ما را هم که پرداخت نمی کنند
بنابر این خستگی توی تنمان مانده است و همین موضوع باعث
می‌شود که بچه ها از سر خستگی در بخش‌ها رفتار های تند و بدی
داشته باشند.»
>راهکارهای بیمارستان های خصوصی برای پر کردن جیب خودشان
شریعتی گفت: «پرستارها در بدترین حالت روحی به سر می برند، خیلی از پرستارها دچار افسردگی شده اند، من به کرات دیده ام پرستانی را که در آغوش هم گریه می کنند. ما از لحاظ روحی اصلا حمایت نمی شویم و هیچ مشاوره و راهکاری هم برای ما در نظر گرفته نشده است. از طرف دیگر از اول خرداد خیلی از همکاران ما را در چند تا از بیمارستان های خصوصی تعدیل نیرو کردند و آن ها از کار بیکار شدند. چون کرونا برای روسای بیمارستان ها آن قدر درآمد زایی ندارد و نمی‌توانند جیب های خودشان را پر کنند، البته که بر خی در بیمارستان های خصوص به دلایل مختلف پول‌های زیادی از خانواده های متمول دریافت می‌کنند، مثلا به آن ها می گویند بیمارتان کرونایی است و هر کسی بر بالین او نمی رود باید پول بدهیم و پرستار خصوصی
بگیرید. به طرق مختلف از خانواده های متمکن پول دریافت
می کنند اما باز هم حق و حقوق پرستار را نمی دهند و فقط جیب های
بدون ته خودشان را پر می‌کنند. این نوع برخورد ها سختی
کار را برای همکاران ما چند برابر کرده است و باعث می شود خیلی زودتر از آن چیزی که باید فرتوت شویم و از محیط کار فاصله بگیریم. من خودم فکر می کنم بیش تر از 10 سال دیگر نتوانم بر بالین بیمار کار کنم.»
>پرستاران تبدیل به میرزا بنویس شده اند
این پرستار توضیح داد: «ما غیر از کار هایی که برای مریض انجام می دهیم باید همه کار ها را مستند سازی کنیم یعنی گزارش دقیق آن را بنویسیم و ارائه بدهیم، اما این برای زمانی است که مطابق با استاندارد ها در بخش ویژه دو بیمار به من بدهند نه حالا که من در بخش ویژه 4 بیمار دارم و به طرز وحشتناکی فشار کاری زیاد است در چنین شرایطی من ترجیح می‌دهم
اعتراض سوپروایزر را برای مستند سازی و ارائه گزارش نا کامل به جان بخرم اما بیشتر وقتم را تمام و کمال بر بالین بیمار باشم.
این در شرایطی است که خیلی از همکاران من تنها به گزارش نویسی
و مستند سازی می پردازند و خیلی کم به بالین بیمار
می روند! واقعیت این است که اگر ما رسیدگی به بیمار نداشته باشیم و تنها گزارش کار ارائه بدهیم هم کسی نمی فهمد، اصلا مسئولین به همان گزارش کار هم توجه می کنند چون تنها نگران بازرسانی هستند که برای اعتبار بخشی بیمارستان بیایند و گزارششان کامل نباشد اما با این حال من ترجیح می دهم بیشتر به بیمار خدمت رسانی کنم تا اینکه به نوشتن گزارش کار بپردازم. این اواخر که شرایط روحی پرستاران بدتر شده است این نوع نگاه ها بیشتر دیده می شود. در واقع شرایط روحی بد و حق و حقوقی که پرداخت نمی شود از پرستاران یک میرزا بنویس
ساخته است. اگر من هم بنشینم و بر بالین بیمار نباشم
هیچ کس متوجه این موضوع نمی شود. با این جال منی که در بطن بخش مراقبت های ویژه بیرون می آیم می دانم چه شرایطی حاکم است و چه مرگ و میر هایی در این بخش ها جلوی چشم خود من اتفاق می افتد. هیچ کس نمی فهمد در بیمارستان چه اتفاقی می افتد اما چیزی که مستند می شود چارت شده و برای همیشه باقی می ماند به همین دلیل هم همه از آن مستندات می ترسند. البته این مختص به همه پرستاران نیست و کسانی هم هستند که به بهترین نحو به بیمار
خدمت رسانی می کنند اما خب شرایط روحی و اقتصادی بد سبب شده که چهره سیاهی از برخی از ما سفید پوشان ساخته شود. برای من این موضوع خیلی نگران کننده است و من معتقدم که نباید بیافتد اما واقعیت این است که این اتفاق زمانی نمی افتد که همه چیز استاندارد باشد. وقتی در یک بخش 16تخت 6 تا پرستار حضور دارند که 2 تای آن هم مسئول شیفت هستند و نمی توانند مریض داشته باشند چطور می توان به صورت استاندارد عمل کرد؟ من چطور می توانم به 4 مریض رسیدگی کنم و گزارش مستندات آن ها را هم کامل بنویسم؟ حقیقتا این اتفاق در بخش ویژه امکان پذیر نیست مگر اینکه مثل کسانی که گفتم
میرزا بنویس باشیم. »
>حقمان را دریغ نکنید
او تاکید کرد: «بدون استثناء همه پرستاران مشکل اعصاب و روان را پیدا کردند. فقط میزان آن در افراد متفاوت است. همه این مشکلات در کار ما وجود دارد و این مشکلات تنها زمانی رفع می شود که حق و حقوق پرستاران به موقع پرداخت شد. امرار معاش برای هر کس یک موضوع طبیعی است و ما چیز زیادی نمی خواهیم . ما شرایط سختی را پشت سر گذرانده ایم. خیلی وقت ها از ترس اینکه ویروس را به خانواده هایمان انتقال ندهیم روزها به دور از آن ها زندگی کرده‌ایم. شرایط سخت روحی، روانی و فشار کار بالایی را پشت سر گذاشته ایم و این سزاوار نیست که حقمان را هم از ما دریغ می‌کنند.»
هر روز بنرهای تبلیغاتی فراوانی را که نشان از تقدیر و تشکر از پرستاران و کادر درمان بیمارستان‌ها دارد شاهد هستیم
اما فراموش نکنیم پرستاران تقدیر و تشکر نمی‌خواهند آن ها حقشان را می‌خواهند، حال خوب و روحیه می خواهند. چرا ابتدایی‌ترین حقوقشان را ازآنها دریغ می‌کنید.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام