کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
جمعه, 14 آذر 1399   Friday 4 December 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 05 مهر 1397

صفحه خبر: میزگرد

۱ـ گویی گریزی نیست. نه از دربی، نه از دربدری و نه از درماندگی و استیصال.بی آنکه بخواهی یا بدانی از راه خواهد رسید، تا لااقل برای نود دقیقه یادت برود گرانی روانت را خراش داده و بیکاری سبکباری و سرمستی را از جسمت زدوده است.
۲ـ زیر شلاق تورم کبود شده‌ایم که ناگهان در پاییزان این فوتبال تهی از جذابیت، دربی گام به گام نزدیک تر می‌شود و دوباره ما را به سال‌های سرخوشی پرتاب می‌کند.
عصر پنج شنبه که از راه برسد و بیست و دو توپچی متمول با تنی تر و روحی خیس قدم در کارزار بگذارند، دیگر سنگ روی سنگ بند نخواهد شد و وسوسه رستگاری میلیون‌ها نفر را پیر خواهد کرد.
اینکه قرمز آن بالاست و آبی نرم نرمک فانوس‌ها را به دست می‌گیرد هیچ ربطی به نبرد امروز ندارد.دربی حرف خودش را می‌زند و بی‌چتر و بی‌کلاه ترانه تازه می‌خواند و گاه آسمانی آشفته را فراروی توپچی‌ها قرار می‌دهد تا به یادها بیاورد پاییز با انار و بوسه زیباست.بوسه بر زخم‌های ناسوری که مرهم می‌خواهند.ای بمیرم برای زخم‌های عمیقت وطن!
۳ـ دفترچه خاطرات خاک گرفته را در اوج دلتنگی باز می‌کنیم و به ضیافت‌های باستانی قدم می‌گذاریم تا حسِ گریزپای نیکبختی کمی سراغمان را بگیرد و حالمان را خوب کند، در این برگریزان آغشته به دلمردگی.
حتی اگر دربی پنج شنبه، طعم دوئل‌های کهنه را نداشته باشد،باز هم مجالی است برای شنیدن ترنم موهبت ساق‌های سرخابی،تا شاید کاری کند برای نود دقیقه پای جعبه رنگی به شطرنج مرموز یک پروفسور و یک ژرمن باران دیده دل ببازیم.تا در زمهریر این حوالی به چمنزار خیره شویم و سرخوش تر از پاییز با بال‌های رنگین سری به هفت آسمان بزنیم.
مردان قرمز و آبی برای آنکه ثابت کنند به دیروزهای شکوهمند پیوند خورده‌اند، باید در مخمل سبز آزادیشان شب و خاموشی را بشکنند و کاری کنند که روز هرگز شرمسار بی‌برگی نشود.
آنها گریزی ندارند جز آنکه دنیا را روی سرشان بگیرند و همچون درناها در آسمان تب کرده بال بگشایند. آن‌وقت می‌توانیم باور کنیم از ناصر حجازی تا مهدی رحمتی و از ناصر محمدخانی تا علی علیپور راه زیادی نبوده و با همین بضاعت اندک هم می‌توان به هق هق فوتبالفارسی پایان داد.
۴ـ همدلی، همزبانی و همخوانی برای نود دقیقه فراموش می‌شود تا با رقص گرگ‌ها‌، مرگ در میان بازوان لشگری که معنای زیستن را ناتمام می‌کند بچرخد و تیم مغموم خوار و بیزار و شرمسار، چمنزار را ترک کند تا باور کنیم تنها دربی است که می‌ماند و بی‌هیچ تمنا شادمانی را برایمان می‌آورد.
پس تا لحظه موعود آرامش را به قلبمان راه ندهیم و با این امید به دربی چشم بدوزیم که گلباران سرخابی‌ها فصل تازه‌ای از اتفاقات گل بهی را رقم خواهد زد و کبوترهای کوچک خوشبختی را روی شانه‌ها‌یمان‌ها‌یمان خواهد نشاند.آن‌وقت می‌توانیم صفی طویل از تندیس‌های بلورین خوشخرام را به افتخار سربازانی که خزانمان را بهار می‌کنند
ترسیم کنیم.
۵ ـ تا عصر چیزی نمانده.وقتی قرار است آلبوم‌های خاک گرفته را از گنجه‌ها بیرون بیاوریم و همراه خاطرات دیر و دور به سرزمین رویاهای این فوتبال عافیت طلب قدم بگذاریم، لابد باید به چیزهای خوب فکر کنیم.به آتشبازی امید عالیشاه.به سیوهای مهدی رحمتی.به پتک‌های سیامک نعمتی. به سانترهای مواج خسرو و البته به نقشه‌های غریبه کروات و فرمانده موبلوند و چشم آبی.اصلا بیایید آرزوهایمان را امروز به جای حک کردن روی دیوارهای سیمانی، در پهنای صورت سرجوخه‌ها جست‌وجو ‌کنیم.بیایید بی‌هیچ رخصتی دنیا را روی سرهایمان بگیریم و خواب ابدی مردگان را همنوا با سرسامِ دربی برای دیار سایه‌ها آرزو کنیم.بیایید فریادی شویم تا باران... وگرنه مُرداران!
۶ـ در تلاطم این ساق‌ها‌
که در باد پنج شنبه، مبدل به شماره روزنامه می‌شود
از خودت یاد کن
که چه با اشتها مُردی
وقتی به وسوسه‌های سرخابی دل باختی
و برای یک تکه نان
و یک جرعه چای
دشنه را صیقل دادی!


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام