کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
دوشنبه, 23 فروردین 1400   Monday 12 April 2021
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 04 تیر 1394

صفحه خبر: صفحه آخر

محمد آقازاده - غروب در پارک شهر داشتم قدم می زدم.جلورویم زن و شوهری با هم مرافعه می کردند ، ناخواسته می شنیدم ، زن بلند می گفت حرفهایت آزارم می دهد ، خسته شدم از اینکه مدام می گویی کجا برو ، کجا نرو ، حسودی ، مرد جواب دادم چون دوستت دارم .
مرد خواست دست زن را بگیرد ولی با مقاومت او روبرو شد ، من در پاک تند راه می روم . چند بار محیط پارک را دور می زنم و ناخواسته این بار دویدم و از آنجا دور شدم.
این صحنه غمگینم کرد،چرا در عشق هم فضا را برای هم تلخ می کنیم ، ذهنم پر از پرسش شد ، اما جواب نیافتم . ترجیج دادم با سرعت بیشتری راه بروم تا خستگی فرصت فکر کردن را از من بگیرد . بیست دقیقه بعد باز از آن جا گذشتم که مرا با این صحنه روبرو کرد.این بار دست زن و مرد در هم حلقه خورده بود ، سر زن بر شانه مرد قرار داشت ، راهم را کج کردم تا
مزاحم خلوت شان نباشم. از پارک بیرون زدم و با خودم زمزمه کردم تنها دستهای شوریده عشق
می تواند تمام تلخی ها را تاب آور کند . در گوشه ‌ای
کوچه‌ای تاریک و خلوت دو گربه به هم زل زده بودند و نجوا می کردند . با خود گفتم جهان با همین نجواها تداوم می یابد و ادامه زندگی را ممکن می کند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام