کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
جمعه, 08 اسفند 1399   Friday 26 February 2021
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 09 آبان 1394

صفحه خبر: صفحه آخر

لابه لای جمعیت گیر افتاده بودم . خانمی گفت وزیر صنعت داره از غرفه ها دیدن می کنه . آقایی از جلو می آمد و در حال صحبت با موبایلش که می گفت تو تلویزیون جونتره ها . فشار جمعیت زیاد شد. یاد حرف مادرم افتادم صبح که گفت نمایشگاه جمعیت زیاده وسط نمونی له شی .همون موقع یاد حادثه‌ای افتادم
سریع از جمعیت خودم رو کشیدم بیرون .جلوی یکی از غرفه ها ایستادم . پیرمردی شیک پوشی نگاهم رو جلب کرد .چند لحظه ای بهش خیره بودم . بلند گفت حس باغ ... بهم دست داد مهندس
خنده ام گرفت .رفتم جلو و معذرت خواهی کردم بابت زل زدن . بهش گفتم خیلی خوش‌تیپینا .گفتم ظاهرا وزیر صنعت الان رد شده . داشت برام شربت می‌ریخت . خنده ای کردو گفت . وزیر تجارت بود . گفتم وزیر تجارت کجا؟ گفت ایران دیگه . یه لحظه فکر کردم جدی می گه.گفتم چرا تجارت ؟ گفت چرا صنعت ؟ گفتم خب به هر حال وزنه صنعت بیشتر از تجارته . نیست؟ گفت بود . یه روزی بود . نمی دونم نمایشگاه بین المللی تهران یادته ؟ گفتم آره دبیرستانی بودم . گفت اون موقع صنعت هنوز نفس داشت .ما نمایشگاه داشتیم ولی الان فروشگاه راه میندازیم . غرفه ها میان اینجا تخفیف میدن محصول می‌فروشن . اونم نه تولید خودشون رو . جنس چینی ها رو . خیلی ها با همون اسم خودشون جنس چینی میدن دست مردم . سر هم کلاه می‌زاریم .نمایشگاه هجدهم بود
یا هفدهم . مهرماه بود . نم بارون می زد. باورت نمی‌شه تا صبح رو یه پمپ روغنی کار کردیم برسونیمش نمایشگاه .اون موقع هم مشکلاتی بود ولی جنس کار فرق می کرد . اصلا بازدید کننده ها هم با حالا فرق می کردن . ولی حالا چی...حرفش رو قطع کردم و گفتم ببخشید من شخصا از سیاه نمایی بدم میاد . نه که فکر کنید مثلا دولتی هستم و این‌جور چیزا . نه . یه آدم عادی که واسه خریدن یه پمپ آب استخر اومده نمایشگاه . خب تخفیف هم که میدن فکر نکنم اشکالی داشته باشه .بالاخره هزینه ها باید در بیاد . یه کمی شربت خوردم و نفس جا اومد و گفتم خود شما پس چرا الان دوباره اومدید نمایشگاه غرفه دارید . گفتم به خودتون نگیرید ها ما ایرانی ها همش غر می زنیم . خب باید مشکلات رو حل کرد دیگه .
پیرمرد نگاهی به من کرد و گفت من اومدم غرفه زدم که شما بیای پمپ بخری دیگه پسرم .تعجب کردم و گفتم منظورتون چیه ؟گفت من شرکت تولید پمپ دارم حالا چه مدلی می خوای .گفتم برای تو استخر. گفت چقدر بالا بیاره آب رو . گفتم حدود 30 متر . گفت از 500 تومان قیمتش شروع میشه .بعد چند تا کاتالوگ بهم داد . خوشحال شدم گفتم با تخفیف چند . گفت ما تخفیف نداریم ولی چون مثل پسر خودم رک هستی 400 میدم.گفتم جنسش خوبه دیگه .گفت چطور؟ گفتم آخه قیمتش با تخفیف هم بالاست .گفت تنها تولیدی کاملا ایرانی نمایشگاهه و جنساشون 24 ماه گارانتی واقعی داره .خنده کرد و گفت البته اگه 24 ماه دیگه کارخونه ای باشه .بعد هم گفت ممکنه ارزونتراز این رو پیدا کنم . منم سریع از فرصت استفاده کردم و راه افتادم برم جای دیگه .موقع خداحافظی گفتم با تموم دلخوریه که از نمایشگاه دارید نگفتید چرا بازم شرکت می کنید .پیرمرد هم گفت جوابش رو خودم موقع رفتن متوجه می‌شم .بعد که تا ظهر نمایشگاه رو گشتم دیدم راست میگه تنها برند ایرانی خودشه بقیه چینی بودن با قیمت های باورنکردنی پایین.بالاخره با 150 تومن یه پمپ چینی خریدم . از درنمایشگاه که خارج می‌شدم عذاب وجدان بدی داشتم . قیافه او پیرمرد جلوی صورتم بود. یه دفعه یاد حرفش افتادم که گفت موقع رفتن می فهمم چرا اونم شرکت کرده .من یه جنس چینی بدون گارانتی رو خریده بودم و تازه صبح بهش گفتم آقا سیاه نمایی نکنیم بهتره . وقتی یادم
افتاد که با چه صداقتی گفت اگه 24 ماه دیگه کارخونه ای باشه
نا خودآگاه بغض کردم .وقتی سوار تاکسی می شدم به خودم گفتم اون پیرمرد نیومده نمایشگاه جنس بفروشه اومده بود به یکی مثل بفهمونه شاید 24 ماه دیگه بیشتر فرصت نداریم .


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام