کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
پنج شنبه, 01 آبان 1399   Thursday 22 October 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 15 بهمن 1398

صفحه خبر: فرهنگی

آفتاب یزد – یوسف خاکیان:
از وقتی تعداد شبکه‌های تلویزیون رو به فزونی گذاشت و از عدد انگشتان دو دست هم فراتر رفت بازار پخش سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی قدیمی‌داغ شد و هر شبکه ای در طول شبانه روز به جای آنکه خوراک فرهنگی جدید و متناسب با شرایط روز به خورد مخاطبانش بدهد یک سر شیلنگ برنامه‌های خود را انداخت به سرشیر اتاق آرشیو و سر دیگرش را هم بست به آنتن و اینگونه بعضی شبکه‌ها برخی مواقع و تعداد دیگری از شبکه‌ها هم هر روز و هر شب (24 ساعته) اقدام به پخش برنامه‌هایی کردند که آنقدر قدیمی‌بودند که بیش از نیمی‌از بازیگرانشان چهره در نقاب خاک کشیده بودند. در این میان کلی هم منت سر مخاطب می‌گذاشتند که داریم نوستالژی‌هایتان را زنده می‌کنیم و ممکن است برخی این سریال‌ها و فیلم‌ها را ندیده باشند و چه و چه و چه. مردم هم بعد از
مدتی عادت کردند که سالی یک بار «مختارنامه» تماشا کنند و
شش ماهی یک بار هم «دلنوازان» و «طلسم شدگان» و «خواب و بیدار» و
«دزد و پلیس». در این میان هم که بازار پخش سریالهای تکراری داغ شده بود برخی مخاطبان هرچه عز و جز کردند که بابا حالا که شما دارید گر و گر سریال قدیمی‌پخش می‌کنید لطف کنید سریال‌ها و مجموعه‌هایی مثل «این خانه دور است»، «دیدنی‌ها»، «همسایه‌ها» و «سالهای دور از خانه» را هم برای ما پخش کنید. اما هرچه مخاطب اصرار بر پخش اینگونه سریال‌ها و مجموعه‌ها می‌کرد گوش مسئولان رسانه ملی بدهکار نبود که نبود. تلویزیون هرچه خودش دوست داشت روانه آنتن می‌کرد و هنوز پخش یک سریال که صد بار روی آنتن رفته بود تمام نشده شبکه دیگری از قول مردم زیرنویس می‌کرد که تو رو خدا فلان سریال (همان سریالی که در شبکه دیگری در حال پخش بود) رو برای ما پخش کنید.
این ماجراها گذشت و مردم فهمیدند که تلویزیون هر پنج سال یکبار یک سریال خوب تولید می‌کند و آن را 50 بار از شبکه‌های مختلف پخش می‌کند. بنابراین آرام آرام دست از خواسته‌های خود درباره تولیدات
جدید برداشتند و برخی شان کنترل ماهواره را به دست گرفتند و
بعضی شان هم رفتند سراغ محصولات شبکه نمایش خانگی. خب نمایش
خانگی که هم مدام سریال‌های جدید تولید می‌کرد و به نوعی جور تلویزیون را می‌کشید البته با این تفاوت که پول تولید محصولاتش را از بیننده می‌گرفت. در این میان تلویزیون هم که دید دارد قافیه را به شبکه نمایش خانگی می‌بازد دست به ساخت فصل دوم، سوم، چهارم و... سریال‌هایی زد که پیشتر آنها را ساخته و چند باری هم پخششان کرده بود و دریافته بود که مردم با آن سریال‌ها ارتباط برقرار کرده و دوستشان داشته اند و اینگونه شد که «دورهمی»ها، «پایتخت»ها، «خندوانه»ها و «ستایش»ها به ساخت فصل‌های بعد رسیدند. موضوع
دیگری که در همین حین و بین اتفاق افتاد موضوعی به نام
«ممنوع التصویری» یا «ممنوع الفعالیتی» بود که طی آن برخی هنرمندان که
هر کدام از آنها بنا به دلایلی از سوی فعالیت در رسانه ملی مورد غضب قرار گرفته و نامشان در لیست سیاه بازیگرانی رفته بود که اجازه ایفای نقش در سریال‌های تلویزیونی را نداشتند. بی شک نام خیلی از بازیگران در این لیست قرار گرفته بود اما نکته عجیب این بود که مسئولان رسانه ملی و همینطور وزارت ارشاد همیشه و در هر گفتگویی اعلام می‌کردند که ما حتی یک هنرمند «ممنوع التصویر» یا «ممنوع الفعالیت» نداریم. در این گزارش بنا داریم به نام شرح «ممنوع التصویری» سه هنرمند از این لیست بپردازیم. دو هنرمندی که خود تلویزیون هم نمی‌داند چه رویه‌ای را درباره آنها پیش بگیرد.
1- رضا عطاران: همه جهان می‌دانند که رضا عطاران از شاگردان حمید سمندریان بوده و فعالیت خود را از سالن‌های تئاتر آغاز کرده است. هنرمندی که بعدها با مجموعه «ساعت خوش» وارد تلویزیون شد و توانست پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری طی کند. اما در روزگاری که صدا و سیما می‌توانست بهترین بهره برداری‌ها را از این هنرمند کند ناگهان تصمیم گرفت او را از حضور در تمام مجموعه‌ها و سریال‌هایش کنار گذارد. با این اقدام صدا و سیما گمان کرد که رضا عطاران با مشکلات عدیده ای مواجه خواهد شد اما عطاران ثابت کرد که سکه همیشه دو رو دارد و ممنوع التصویری او در تلویزیون نه تنها به ضرر او نخواهد بود که کلی هم برایش فایده دارد و اینگونه شد که عطاران راهی سینما شد و در آن مدیوم بلوایی به پا کرد و به یکی از پرفروش ترین بازیگران سینمای ایران درآمد. بازیگری که به قول معروف در تلویزیون متولد شده بود اما سینما بهره اش را برد.
2-‌هانیه توسلی: همین چند وقت پیش بود که خبر ممنوع التصویری‌‌هانیه توسلی در تلویزیون توسط خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها منتشر شد و این ممنوع التصویری تا حدی بود که حتی نام و تصویر این بازیگر در تیزر تبلیغاتی تمام فیلم‌های سینمایی که از تلویزیون پخش می‌شد حذف و نامی‌از این بازیگر در هیچ شبکه ای برده نمی‌شد.
3- رامسین کبریتی: ماجرای این بازیگر البته شبیه ماجرای عطاران و توسلی نبود چه آنکه او نه به اندازه این دو نفر در تلویزیون شناخته شده بود و نه اینکه دلیل ممنوع التصویر شدنش معلوم نبود. کبریتی به این دلیل که به سودای فعالیت در شبکه‌های ماهواره ای مهاجرت کرد از فعالیت در صدا و سیما منع شد و این ماجرا به حدی جدی بود که حتی به جای شخصیتی که این بازیگر در سریال «ستایش» بازی می‌کرد شخص دیگری که تازه او هم در سریال صورت واضحی نداشت و جز چند سکانس خیلی کوتاه در بقیه سریال نبود ایفای نقش کرد.
هنوز ماجرای «ممنوع التصویری» یا «ممنوع الفعالیتی» سه بازیگری که نامشان در این گزارش عنوان شد تمام نشده است. همه ما می‌دانیم چون تلویزیون یک رسانه تصویری است بنابراین اگر قرار باشد بازیگری از فعالیت در آن منع شود «ممنوع التصویر» شدن او بر «ممنوع الفعالیت شدنش» ارجحیت خواهد داشت به این مفهوم که یک بازیگر همانطور که از نامش برمی‌آید جز بازی کردن در مقابل تلویزیون فعالیت دیگری در تلویزیون ندارد که بخواهد به خاطر آن ممنوع الفعالیت شود. بنابراین اول باید ممنوع التصویر شود تا تصویرش از شبکه‌های مختلف روی آنتن نرود بعد ممنوع الفعالیت شود. چرا که او در درجه اول با تصویری که روی آنتن می‌رود به عنوان بازیگر فلان سریال شناخته می‌شود. در درجه دوم ممنوع الفعالیت می‌شود تا مثلا در حوزه کارگردانی هم نتواند سریال یا فیلمی‌را برای تلویزیون بسازد. اینها همه در حالیست که هر سه بازیگری که نامشان در این گزارش آورده شد با آنکه مورد غضب رسانه ملی قرار گرفته و به قول معروف «ممنوع التصویر» شده اند با آنکه دیگر اجازه ندارند در هیچ سریال یا فیلم تلویزیونی بازی کنند اما تصویرشان هنوز از رسانه ملی پخش می‌شود.
بارها شاهد بوده ایم که سریال‌های مختلفی که رضا عطاران در آنها بازی کرده و یا آنها را در زمانی که هنوز ممنوع التصویر نشده بود، ساخته به عنوان سریال‌های تکراری که پیشتر به آنها اشاره شد از شبکه‌های مختلف پخش می‌شود. این قضیه درباره‌هانیه توسلی هم صدق می‌کند همین چند وقت پیش بود که سریال «وفا» که یکی از بازیگرانش همین‌هانیه توسلی بود از یکی از شبکه‌های تلویزیون پخش شد. در مورد رامسین کبریتی هم همینطور است او با اینکه اجازه بازی کردن در فصل سوم سریال «ستایش» که همین چند وقت پیش پخشش پایان یافت، ندارد اما تصویرش در سریال تکراری «یکی مثل من» که اتفاقا همین شبها از یکی از شبکه‌های تلویزیون روی آنتن می‌رود پخش می‌شود. تو گویی مسئولان صدا و سیما یا اصلا برنامه‌هایی را که روی آنتن می‌فرستند رصد نمی‌کنند و یا ماجرای «ممنوع التصویری» بازیگران برایشان چیزی فراتر از یک شوخی خنده دار نیست. این گزارش نه تنها اصلا بنا ندارد به تایید «ممنوع التصویر» یا «ممنوع الفعالیت» شدن برخی بازیگران در تلویزیون بپردازد بلکه اتفاقا با آن مخالفت هم می‌کند، اما پرسش اساسی اینجاست که در رسانه ملی چه خبر است؟ تصمیم گیری‌ها تا چه اندازه مهم است و چه اندازه قابلیت عملی شدن دارد و اگر عملی شد تا چه اندازه قابلیت پیگیری دارد؟‌‌ آیا همین که گفتیم تصویر فلان بازیگر دیگر نباید در هیچ شبکه ای پخش شود کافیست؟ اگر چنین باشد آیا این تصور پیش نمی‌آید که اکثریت قریب به اتفاق تصمیماتی که در رسانه ملی گرفته می‌شود فقط در حد حرف است و هیچ تضمینی برای عملی شدن آن وجود ندارد؟ که اگر چنین باشد آیا نباید از مسئولان صدا و سیما پرسید که چرا پیگیری برای انجام برخی تصمیمات آنقدر سفت و سخت گرفته می‌شود که پس از سالها انجام آنها هنوز هم جزو تابوها محسوب می‌شود و برخی تصمیمات آنقدر سرسری گرفته می‌شود که بارها و بارها تابویش شکسته می‌شود و هیچ‌کسی هم نمی‌گوید چرا؟


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام