کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
چهارشنبه, 30 مهر 1399   Wednesday 21 October 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 27 مهر 1399

صفحه خبر: صفحه آخر

امیر حسین ذاکری ‪-‬ روانپریشی و مشکلات روانی برای ما اعضای شورای پرند نویسان تازگی ندارد چون برخی از اعضا خودشان مدتی در دارالمجانی یا به قول برخی دوستان در «آرامگاه زندگان» بستری بودند. یعنی ما اساسا با روانپریشی بیگانه نیستیم هر چند با بیگانگان هم بیگانه هستیم.! اما اخیرا وزارت بهداشت هم اعلام کرده 30 درصد از مردم مشکلات روحی روانی دارند. دراین باره یکی از دوستان گفت: من به صراحت و شجاعت اعلام می‌دارم من جزو آن 30 درصد هستم. هر کی شک داره: «مرگ بر او» همه خندیدند.
دیگری گفت: من هم مشکلات روحی دارم. چندی پیش شعری از بورخس شاعر آمریکای لاتین که ظاهرا او هم مشکل روحی روانی داشته و می‌گوید: «من انسانی پریشان بوده‌ام - بزرگترین گناهی را که یک انسان می‌تواند مرتکب شود مرتکب شده‌ام- اینکه من خوشبخت نبوده‌ام» را در برگه‌ای نوشتم به تیمارستان یا آرامگاه زندگان رفتم. برگه را نشان دکتر دادم و گفتم: مرا بستری کنید. گفت امکان ندارد. گفتم من تمام نشانه‌ها ی لازم برای بستری شدن را دارم به شعر دقت کنید متوجه می‌شوید قرار بود خوشبخت شوم اما نشدم ولی روانپریش شدم. دکتر خنده تمسخر آمیزی تحویلم داد و گفت: امثال تو زیادند. تازه تخت هامون پره، گفتم: تخت بیماران روانی هم مثل کرونایی‌ها پرشد؟ همه خندیدند.
جناب نفس کش فریاد زد: آهای نفس کش. چندی پیش داشت نفسم بند میومد. شب داشتم می‌رفتم چند نفر نزدیک دفتر روزنامه جلوی مرا گرفتند وگفتند: یک کتک سیری بزنیمش. روانشون مشکل داشت. با ترس و لرز گفتم: برای چی می‌خواهید به یک ژورنالیست بی‌آزار صدمه بزنید؟ یکی از آنها گفت: من چند بار نوشته هاتو تو روزنامه خوندم چرا توچند تا شماره روزنامه به مردم وعده دادید: «غصه نخور درست میشه» یا تیتر زدید: «خوشبختی نزدیک است» گفتم امید دادن جرمه؟ گفتند: مرد حسابی اوضاع بازاربدتر شد که بهتر نشد «امید» کیلو چند؟ گفتم حقیقتا «قیمت امید» را نمی‌دانم اما مرغ کیلو 25 هزار. یکی از آنها یقه‌ام را گرفت گفت: پس دیگه نبینم پرت و پلا بنویسی ها؟ بعد یقه‌ام را ول کرد و رفتند.
یکی دیگر از دوستان گفت خوب شد به خیر گذشت اما: یک چیزی منم بگم: یک بنده خدایی که ظاهرا روانش مشکل داشته شبونه رفته رو شیشه مغازه مرغ فروشی محل کاغذ چسبانده: «مرغ کیلو 25 زار». طفلی روانش مشکل داشته تو تونل زمان گیر کرده!


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام