کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
دوشنبه, 08 آذر 1400   Monday 29 November 2021
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 28 اردیبهشت 1400

صفحه خبر: فرهنگی

پدر مقتول: ما را اذیت می‌کرد او را کشتیم!
آفتاب یزد- گروه شبکه: خبر قتل بابک خرمدین، کارگردان سینمای ایران و تکه تکه کردن جسد او توسط پدر و مادرش خبری تلخ بود که همه را در بهت و حیرت فرو برد. ماجرا از این قرار است که صبح دیروز، خبر کشف تکه‌هایی از یک جسد مثله شده در فاز سه شهرک اکباتان به مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ اعلام شد که درپی آن ماموران کلانتری ۱۳۵ آزادی در محل حاضر شده و رسیدگی به موضوع را در دستورکار خود قرار دادند. با حضور ماموران در محل مشاهده شد که جسد مردی مثله شده داخل سطل زباله رها شده است که در پی آن تیم تشخیص هویت پلیس آگاهی نیز با دستور مقام قضائی در محل حاضر شده و رسیدگی به موضوع وارد فاز تخصصی شد. با ورود پلیس آگاهی به این پرونده، ساعاتی بعد هویت مقتول که بابک خرمدین یکی از کارگردانان سینما بود، شناسایی شده و خانواده‌اش نیز که در همان شهرک ساکن بودند مورد شناسایی قرار گرفتند. با حضور ماموران پلیس در محل، والدین مقتول که زوجی سالخورده بودند به قتل فرزند خود اقرار کردند.
> پسرم ما را آزار و اذیت می‌کرد
پس از اعتراف پدرو مادر بابک خرمدین به قتل، آن‌ها برای بازجویی و بیان انگیزه‌شان از قتل بازداشت شدند. پدر وی حدود ۸۰ سال دارد و گفته می‌شود در بازجویی ابتدایی گفته است: «ما مشکل خانوادگی داشتیم و پسرم ما را آزار و اذیت می‌کرد که همین موضوع سبب شد که نقشه قتل او را طراحی کنیم.» او با بیان اینکه ابتدا به او داروی بیهوشی دادیم ماجرا را اینطور توصیف کرد: «بعد از اینکه بابک بی‌هوش شد، با چند ضربه چاقو او را کشتیم و پس از انتقال جسدش به حمام، آن را تکه تکه کردیم و در سطل زباله انداختیم، تا به راحتی از منزل خارج کنیم.» به گفته پدر و مادر بابک، رفتار او با والدینش مناسب نبوده و بداخلاقی‌های بابک و گوش نکردن به حرف پدر و مادرش سبب شده بود که آن‌ها طاقتشان تمام شود.
> پرونده قضائی بابک خرمدین در دست اقدام است
در این راستا نیز سرپرست دادسرای جنایی تهران گفت: جسد بابک خرمدین برای تحقیقات و بررسی‌های لازم در اختیار پزشکی قانونی قرار دارد و پرونده قضائی وی در دست اقدام است. قاضی محمد شهریاری در گفتگو با ایرنا افزود: پدر و مادر مقتول به قتل اعتراف کرده اند. وی ادامه داد: جسد این شخص در اکباتان پیدا شده و در تحقیقات به عمل آمده پدر و مادر این کارگردان دستگیر شدند.
> درباره بابک خرمدین
بابک خرمدین سال ۱۳۵۳ در تهران متولد شد. وی دارای مدرک کارشناسی ارشد سینما از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران و فارغ التحصیل ۱۳۸۸ است، این کارگردان سال ۱۳۷۹ در دوره فیلم‌سازی یک‌ساله انجمن سینمای جوانان دفتر تهران شرکت کرد. بابک خرمدین فیلم «سوگنامه‌ای برای یاشار» را آن طور که خودش می‌گفت تا حد زیادی با الهام گرفتن از زندگی خود ساخته است. او در سال ۸۹ به عنوان دانشجو راهی لندن می‌شود و در آن‌جا با مسئله مهاجرت و غربت درگیری پیدا می‌کند. یاشار شخصیت اصلی فیلم او هم چنین سرگذشتی دارد. او جوانی است که با ویزای دانشجویی وارد لندن شده است. همزمان با اتمام کالج، دچار مشکل مالی و دلتنگی برای خانواده‌اش و ایران می‌شود. اکنون او بین ماندن و برگشتن مردد است و به استیصال رسیده است. این نقش را یاشار علی‌شناس بازی کرده است که از دوستان کارگردان بوده و سابقه بازیگری نداشته‌است. بابک خرمدین برای گرفتن بازی بهتر از او، فیلم‌نامه را در اختیارش نگذاشته و صحنه به صحنه موقعیت را برای او توضیح می‌داده است. در مراسمی که دی ماه سال ۹۴ به بهانه اکران فیلم بابک خرمدین در موزه سینما برگزار شد، او از پدرش دعوت کرد که به روی صحنه بیاید و پدرش در سخنانی کوتاه گفته بود: «به نام خداوند آموزگار و به نام شهدای گلگون کفن جنگ هشت‌ساله و درود به شرافت آن شهدا که مملکت را حفظ کردند. من سرهنگ پیاده ستاد خرمدین هستم. ۳۰ سال خدمت کردم، ۶۹ ماه در مناطق عملیاتی بودم، دو مرتبه شیمیایی شدم و ۴ بار ترکش خوردم و خوشحالم که در مقابل مملکت انجام وظیفه کردم. به جوانان توصیه می‌کنم از این گهواره وطن غافل نباشند چون رشد و سربلندی آنان در همین مملکت اتفاق می‌افتد. از این ۳۰ سال خدمت ۱۷ سال را دور از خانواده انجام وظیفه کردم و تمام زحمات خانواده روی دوش این خانم عزیزم (همسرش) بود که وطن دوم من هستند.» بابک خرمدین کارگردان «سوگنامه‌ای برای یاشار» هم یادآور شده بود: «این اولین فیلم حرفه‌ای من است. اما «سوگنامه‌ای برای یاشار» یک فیلم حرفه‌ای نیست و این فیلم بدون هیچ امکانات و حتی مجوزی با کمک دوستانی که آن زمان داشتم ساختم و یک فیلم کاملا شخصی است. اگر می‌خواستم مجوز بگیرم، داستانی برای خودش می‌شد. با ویزای دانشجویی نمی‌توانستم برای مجوز اقدام کنم و در دوره‌ای هم آن‌جا بودم که با ایرانی‌ها خوب برخورد نمی‌شد. این روش فیلم‌سازی را در آن‌جا گریلا یا چریکی می‌گویند و خود دانشجویان انگلیسی هم به این روش فیلم‌هایی می‌سازند. » زنده یاد اکبر عالمی هم که در آن مراسم حضور داشت در سخنانی کوتاه گفت: «بیشتر از ده سال پیش بابک خرم‌دین دانشجوی ممتاز دانشگاه تهران بود و بعدها شنیدم رفت انگلیس و از شنیدن خبر برگشتش به ایران خوشحال شدم.» بهروز معاونیان صدابردار هم در این مراسم گفته بود: «بیشتر صداها در این کار با خود دوربین ضبط شده بود اصلا یک کار سوپر مستند بود. ولی تمام حس کاراکتر (کارگردان) نسبت به پدر و مادرش و این‌که چطور شد رفت و چطور حس نزدیکی به همین پدر و مادر باعث شد، برگردد در فیلم پیدا بود و خوشحالم که امشب این پدر و مادر (پدر و مادر بابک خرمدین) را از نزدیک می‌بینم.» به گزارش ایسنا، از آثار بابک خرمدین می‌توان از «بور بیجاده رنگ» ۱۳۸۶، «سه شنبه: مامان» ۱۳۸۸، فیلم نیمه بلند داستانی «روزن (کورسو)» ۱۳۸۹، فیلم بلند داستانی «سوگنامه‌ای برای یاشار» ۱۳۹۲ ساخته شده در لندن و ساخت سه فیلم کوتاه داستانی به نام‌های «برش» ۱۳۸۳ نام برد. این هنرمند جایزه بهترین فیلم کوتاه داستانی برای ” بور بیجاده رنگ” در جشنواره بین‌المللی فیلم آسا (فیلم‌های انسان دوستانه) ۱۳۸۸ دریافت کرده بود و کاندید (فیلمنامه، تصویر برداری، تدوین و صدا)، برنده دیپلم افتخار بهترین کارگردانی برای فیلم «بور بیجاده رنگ» در پنجمین جشنواره بین‌المللی پروین اعتصامی ۱۳۸۸، برنده جایزه بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه و بهترین صدا برای فیلم «بور بیجاده رنگ» در ششمین جشنواره دانشجویی فیلم نهال (دانشگاه هنر) ۱۳۸۸ و کاندید بهترین (تصویر‌برداری و تدوین)
شده بود.
> واکنش کاربران
اما این رویداد تلخ واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی را هم در پی داشته است.
یکی از کاربران در این مورد نوشته است: «به قهقرا رفتیم...».
یکی دیگر از کاربران اینطور می‌نویسد: «خدایا به داد دنیا برس انسانها حالشون خوب نیست».
کاربران دیگر نوشته اند: «به نظرم خبر فوق العاده تلخ و تکان‌دهنده بود ولی از اون تلخ‌تر این میتونه باشه که به چه دلیلی پدر و مادری به این نقطه می‌رسند که دست به همچین کاری بزنند من که آموخته‌ام که هرگز قضاوت نکنم ولی واقعا متاسفم»، «عجب اسم نوستالژیکی داشته خدابیامرز! حالا چرا پدر مادرش کشتنش؟! چرا آخه؟!»، «یکی از بی‌حاشیه‌ترین استادایی بود که تو دوران تحصیل داشتم... یادمه یه مستندی راجع به مادر و پدرش ساخته بود آورد سر کلاس به ما نشون داد، کلی از خوب بودنشون تعریف کرد اصلا نمیتونم باور کنم همون مادر و پدر بتونن انقدر وحشیانه فرزندشونو کشته باشن!»، «عمری بچه بزرگ کن که بعد خودت تیکه تیکش کنی عجب دنیای ترسناکی»، «فکر کن در دوران معاصر اسمت بابک خرمدین باشه و مرگت همراه با تکه تکه کردن جسد باشه! سورئال‌تر از این هم میشه؟»، «دنیایی که پدر و مادر برا قتل بچه‌شون نقشه بکشن، خیلی جای ترسناکیه»، «انقدر خبر قتل بابک خرمدین ترسناک بود که نمی‌تونم بهش فکر کنم. فکر کن از لندن برگردی خانواده‌ات رو ببینی، بکشنت بندازن
سطل زباله!».


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام