|محمدحسین روانبخش- روزنامه‌نگار
تیر خلاص به یک رسانه

سرمقاله‌ها - تاریخ: ۲۰-۰۲-۱۳۹۵, ۱۶:۳۱
انتشار بخشی از یکی از برنامه‌های صداوسیما با اجرای فرزاد حسنی که در آن این مجری
علی الظاهر به تحقیر شخصیت یکی از
افراد شرکت کننده در برنامه پرداخته بود، طی دو سه روز اخیر بازتاب‌های زیادی در فضای مجازی داشت؛ تا جایی که تهیه کنندگان این برنامه را واداشت که فیلمی از پشت صحنه این برنامه منتشر کنند تا مردم بدانند آنچه روی داده نه یک اتفاق، که قسمتی از یک سناریوی از پیش طراحی شده بود
در نگاه اول شاید به نظر برسد که با این فیلم روشنگرانه ! فرزاد حسنی و صداو سیما موفق شدند با سربلندی از زیر بار فشار افکار عمومی خارج شوند اما واقعیت این است که انتشار این فیلم پشت صحنه، ضربه ای سخت تر به آبروی رسانه ای زده که سعی دارد خود را رسانه ملی معرفی کند.
1- «اعتماد مخاطب» مهمترین و ارزشمندترین سرمایه ای است که یک رسانه می‌تواند داشته باشد و از همین رو «اعتماد آفرینی» مهمترین دغدغه رسانه‌ها، بخصوص رسانه‌های فراگیر است. با این حال متاسفانه صداو سیما سالها است عملا توجهی به این موضوع ندارد و بخصوص در عرصه اخبار و تحلیل‌های سیاسی به گونه‌ای رفتار کرده که...
اعتماد بخش زیادی از مردم را از دست داده است. این موضوع باعث شد که در طول سالها اندک اندک رسانه ای
که می خواست ملی باشد، تاثیرگذاری خبری خود را از دست بدهد و وقتی مسئولان سازمان این واقعیت را کامل لمس کردند که دیدند بخش زیادی از مردم نه تنها به اخبار و تحلیل‌های صداو سیما اعتنا ندارند، بلکه حتی تماشای سریال‌های بی‌کیفیت ترکیه‌ای را به دیدن برنامه‌های سرگرم کننده شبکه‌های صداو سیما ترجیح می‌دهند! مطمئنا بخشی از بی اعتمادی و ریزش مخاطب این سازمان به علت دیدگاه جناحی اخبار و تحلیل‌های سیاسی آن است؛ اما نباید منکر این شد که برخی رفتارهای غیرحرفه‌ای در برنامه‌های این سازمان نیز عامه مخاطبان را نسبت به برنامه‌های صدا و سیما بی اعتماد کرده است: مثل اینکه برنامه‌های ضبط شده را به جای برنامه زنده جا بزنند؛ قطع تصویر مسابقات فوتبال به علت صحنه‌های غیر قابل پخش را قطع به علت مشکل فنی بگویند و... اما حالا با انتشار پشت صحنه برنامه
فرزاد حسنی، صداو سیما واقعیتی دیگر را آشکار کرده که مطمئنا بی اعتمادی عمومی به برنامه‌های صداو سیما را به شدت افزایش می‌دهد؛ اینکه شما هر چه در تلویزیون می بینید، حتی در برنامه‌های سرگرم کننده، نه یک اتفاق واقعی که یک نمایش است که شبیه واقعیت آرایش شده است! و قطعا این تیر خلاص است که یک رسانه می تواند به حیثیت خود بزند .
2- این موضوع را از زاویه‌ای دیگر هم می‌توان بررسی کرد. صدا و سیمای جمهوری اسلامی قرار نبود تنها یک رسانه باشد، بلکه قرار بود به عنوان یک «دانشگاه» به تعلیم و تربیت اسلامی مردم بپردازد؛ اما انتشار این فیلم پشت صحنه فریاد می زند که با کمال تاسف ، این دانشگاه در پناه این تئوری که «هدف وسیله را توجیه می کند» حتی برای سرگرم کردن مردم حاضر است دست به هر کاری بزند! و وقتی برای سرگرم کردن مردم می تواند چنین کرد ، آیا می توان پذیرفت که برای پیشبرد منافع اقتصادی و سیاسی ، چنین نمی شود؟! اصلا آیا این فیلم نمایش دهنده این حقیقت نیست که «حقیقت» در این رسانه آنقدر مهجور و متروک است که به ذهن هیچ‌کس نمی‌رسد که انتشار این فیلم
پشت صحنه زننده‌تر از فیلم تحقیر یک آدم توسط فرزاد
حسنی است! شاید این صدا و سیما «دانشگاه» باشد اما مطمئنا دانشگاهی نیست که مسئولان نظام و دلسوزان انقلاب انتظار داشتند؛ این صداو سیما با این برنامه‌ها
می تواند دانشگاهی باشد برای آنها که خود را پاکدست می خوانند، آمارهای نادرست می‌دهند و در یک جمله «در چشم مردم زل می زنند و خلاف می‌گویند!»