روایتک

صفحه آخر - تاریخ: ۲۷-۰۱-۱۳۹۴, ۰۰:۴۸
روایتک
خرمشهر1361 ‌تفنگش را به سمت کودک نشانه گرفت . همین چند لحظه پیش بود که مادرش را با گلوله ای به قتل رسانده بود و الان تنها راه خلاص شدن از صدای گریان آن نوزاد این بود که او را هم بکشد.سرباز لوله تفنگش را به دهان کودک نزدیک کرد صدایی به گوشش رسید. صدای طفل زیبا بود که در حال لیسیدن لوله تفنگ بود.‌
تهران 1390 ‌
کودک را آرام در آغوش گرفت کودک چند لحظه پیش از شدت گرسنگی گریه می کرد طفل شیر خوار با صدای دلنشینی مشغول خوردن شیر مادر بود و مادر به یاد دوران کودکی اش افتاد و به مادری می اندیشید که هرگز او را به یاد نمی آورد!
باران عشق / دکتر محمد رضا رحمت ‌