آمریکا به دنبال ایجاد ائتلافی نظامی با کشورهای عربی در منطقه است
ماجراجویی جدید کاخ سفید در خلیج فارس

سیاسی - تاریخ: ۲۰-۰۴-۱۳۹۸, ۰۰:۰۱
آفتاب یزد – گروه سیاسی : ژنرال جوزف دانفورد، رئیس ستاد فرماندهی مشترک ارتش آمریکا. او می گوید ایالات متحده آمریکا امیدوار است طی دو هفته آینده به کمک متحدانش، ائتلافی نظامی در منطقه خلیج فارس برای حفاظت از آبهای استراتژیک ایران و یمن تشکیل دهد.
این یعنی اینکه آمریکا می خواهد نقش فرماندهی، کنترل و نظارت بر فعالیتهای نیروهای یک ائتلاف را داشته باشد . ائتلافی برای حفاظت از تنگه هرمز. ائتلافی که در آن کشورهای مختلف نیز حضور دارند . این کشورها کار گشت‌زنی دریایی در کنار کشتی‌های فرماندهی آمریکا و اسکورت کشتی‌های تجاری را انجام خواهند داد.
این ژنرال ارتش، ائتلافی برای اطمینان از آزادی ناوبری در تنگه هرمز و باب المندب را آرزوی خود می داند. هنوز به طور دقیق مشخص نیست که کدام کشورها قرار است به این ائتلاف بپیوندند . اما رد پای کشورهای منطقه در آن دیده می شود همه چیز به
گشت های دریایی هم ختم نمی شود،
آمریکا می خواهد با نیروهای نظامی این کشورها نیز در تنگه هرمز کار کند . تنگه ای که از آن بوی نفت به پا خاسته است . خلیج فارس این روزها حال و روز خوبی ندارد.
میلیون‌ها بشکه نفت از این مسیر عبور می کند و بی تردید
تنگه هرمز باب المندب و سراسرخلیج فارس اهمیت بسیاری برای آمریکا دارد و ادامه این وضعیت باعث نگرانی ایالات متحده است و هم عربستان و امارات.
اما اهداف آمریکا از این ائتلاف معلوم نیست . آیا واقعا به دنبال امنیت می گردد یا تقابل هر چه بیشتر با ایران؟ آمریکا یک بار با تهدید، ناو به خلیج فارس می‌فرستد یک بار خواستار مذاکره بدون پیش شرط یک بار از این می‌گوید که آماده حمله نظامی است یکبار
هم حتی اگر ایران پهباد آمریکایی را بزند جرات واکنش نشان دادن هم در برابر قدرت ایران ندارد.
ائتلاف آمریکا در صورتی مطرح شده که پیشتر عربستان نیز در منطقه برای جنگ یمن ائتلافی تشکیل داده بود؛ ائتلافی که به شکست منجر شد. اما آیا ائتلاف آمریکا هم همان سبک و سیاق و نیات را دارد و آیا این ائتلاف نیز محکوم به شکست است؟ آمریکا چقدر در این هدف موفق خواهد شد؟ از سویی واکنش ایران نسبت به چنین ائتلافی چه باید باشد؟

>تجربه یک ائتلاف عربی
حسن بهشتی پور کارشناس مسائل بین الملل در این باره به آفتاب یزد می‌گوید: این نخستین بار نیست که ایران با یک ائتلاف در خلیج فارس و علیه خود روبه رو شده است. در سال‌های 65 و 66 عراق مانع از صادرات نفت ایران در خلیج فارس می شد و به خارک و جزیره سیری و .. حمله می کرد . این حملات با پشتیبانی مستقیم کویت، عربستان و کشورهای عربی خلیج فارس- به غیر از عمان- همراه بود. ایران در آن موقع اعلام کرد که امنیت یا برای همه یا برای هیچ کس و اگر ما نتوانیم نفت صادر کنیم کسی دیگر هم در منطقه نفت صادر نخواهد کرد . آن موقع تکنولوژی موشکی در ایران پایین بود و کشورمان از موشک های ضد کشتی با نام کرم ابریشم که بعدها مرحوم هاشمی از آن با عنوان تیر غیب یاد می کرد استفاده کرد . به دلیل شرایط پرتنش در آن سال ها کشتی های کویتی تحت پرچم آمریکا و حمایت ایالات متحده در خلیج فارس حرکت می کردند تا بتوانند موقعیت خودشان را تثبیت بکنند. در آن موقع اعلام شد کشتی ها باید در مالکیت آمریکا هم در بیاید و بعد امریکا طبق قانون خودش بتواند از اینها حمایت کند، اما به یاد داریم در آن دوران هشت کشتی نفتی کویت را تحت مالکیت امریکا درآوردند و با یک پشتیبانی آمریکایی اولین نفتکش به نام بریجتون با اسکورت یک ناوشکن در جلو و دو ناوشکن در سمت چپ و راست روی مین رفت و منهدم شد. در همان سال نیویورک تایمز به کنایه نوشت سوراخی که در بریجتون حاصل شد، سوراخی در دیپلماسی امریکا در خلیج فارس بود .بنابراین موضوع ائتلاف برای امنیت خلیج فارس نخستین باری نیست که مطرح شده و سابقه اش در دوره ریگان هم بوده است. هرچند امریکایی ها بعد از نابودی بریجتون به سه ناو جوشن، سبلان و سهند حمله کردند اما باز هم با پاسخ ایران همراه شد . سپس آمریکا به ۴ سکوی نفتی ایران یه نام های نصر و سلمان یورش بردند. ولی این درگیری ها نیز دست آخر به جایی نرسید و تغییر خاصی نیز در منطقه رخ نداد و وضعیت را پرتنش تر هم کرد. آن موقع موضوع دیپلماسی و هم اقدام نظامی محدود آمریکا در خلیج فارس
موفق نبود.
>نیت آمریکا
بهشتی پور با اشاره به موضوع ائتلاف آمریکا در خلیج فارس در شرایط کنونی می گوید: به نظر می رسد در چنین شرایط تاریخی آمریکایی ها مایلند به هر شکل ممکن ایران را به موضع جنگ و وارد درگیری کرده تا در نهایت طرف ایرانی را به عنوان مقصر جنگ معرفی کنند . همانطور که بریتانیایی ها یک نفتکش را در جبل الطارق توقیف کردند چیزی که دقیقا در تعارض با شعارهای آزادی کشتیرانی و امنیت در
آبراه هاست .
بهشتی پور ادامه می دهد: اکنون آمریکا با این ائتلاف هم به دنبال ماجراجویی جدیدی است تا صحنه را به مسیری بکشد تا ناامنی در منطقه به وجود آورد. آمریکا هزاران کیلومتر از منطقه دور است آنچه که مهم است امنیت منطقه برای هشت کشور خلیج فارس است و ناامنی، برای هر هشت کشور خطرناک است. این سیاست جدیدی است که نظامیان آمریکا اتخاذ کردند و پشت آن گروه «بی» است که آقای ظریف از آن یاد کرده است تا بلکه با این کار ایران را در دام درگیری بیندازد و ما باید هوشمندانه بدانیم که این بازی است که آن ها طراحی کرده اند و میدان بازی را هم در خلیج فارس قرار داده اند و ما هوشمندانه نباید در میدانی بازی کنیم که طراح آن آمریکاست .

>اتحاد عبری عربی
از سویی مهدی مطهرنیا دیگر کارشناس مسائل بین الملل این ائتلاف را مرتبط با ائتلاف اعراب و اسرائیل می داند و به آفتاب یزد می گوید : قدرت بزرگی که می خواهد بر قرن بیست و یکم حاکم باشد، هم باید قدرت برتر خشکی ها باشد و هم کمربند حفاظتی این قدرت را در دریاها محکم ببندد . تنگه هرمز و خلیج عدن همان کمربند اصلی قدرت در قرن بیست و یکم از منظر ژئوپلتیک است .
وی ادامه می دهد : براساس این معنا باید بر این نکته توجه داشت که آمریکا بر آن است که با توجه به وضعیت آینده نظم بین المللی بر این منطقه حاکم باشد از طرفی، موضوعات مرتبط با مسئله فلسطین و اسرائیل را نیز کنترل کند . آمریکا همواره مصر بود تا مسئله اعراب و اسرائیل را بدون توجه به شرایط منطقه حل کند، اما هیچ گاه نتوانست موفقیت قابل توجهی به دست آورد. قرارداد اسلو و استراتژی آمریکا درباره صلح در منطقه خاورمیانه با راهکار دودولتی در دولت جورج بوش مطرح شد و در سال 2001 گام دیگری در این زمینه برداشته
شد . اما موفقیتی به دست نیاورد.اکنون هم که دولت ترامپ راس کار است دیدگاه های حمایتی وی از اسرائیل باعث شده است تا
استراتژی های جدیدی به وجود بیاید و آن نقش آمریکا و جامعه بین المللی میان اسرائیل و اعراب تحت عنوان معامله بزرگ قرن است .
مطهرنیا می گوید: اما طرح خاورمیانه غربی مسئله ای است که آمریکا به آن توجه دارد .
آمریکا در پی ایجاد یک فضای معنادار در خاورمیانه عربی از طریق تمرکزی بیشتر بر فلات ایران و حد فاصل میان تنگه هرمز و خلیج عدن است که خلیج فارس را در بر می گیرد و اکنون با حجم بسیار نیروهای خود در این زمینه در قالب یک تهدید بین المللی که تحریک های ایدئولوژیک دارد نقش خود را بازی می کند و توانسته تهدید ایران را برای توده‌ها و نخبگان برخی کشورها قابل باور کند.
مطهرنیا تاکید می‌کند: ما اکنون شاهد پیوند یک ائتلاف معنادار و بین المللی در خلیج فارس هستیم که پازلی دیگر از پازل های معامله بزرگ قرن را تشکیل می دهد. به این معنا که نشان دهد ایران تهدید است موجب می شود تا وحدت اعراب و اسرائیل در منطقه با قدرت های فرامنطقه ای همسو با ایالات متحده به وجود بیاید. این روش اکنون با ائتلافی که به زودی در خلیج فارس شکل می گیرد تداوم می‌یابد. از همین رو باید گفت ائتلاف آمریکایی در خلیج فارس نوعی پیوند عربی عبری را در خلیج فارس و خلیج عدن و تنگه هرمز به وجود آورده است .
این کارشناس درباره واکنش ایران در قبال موضوع این ائتلاف می گوید: ایران قدرت منطقه ای است و پارامتری قابل توجه برای ایجاد چالش در قبال سیاست های آمریکا خوانده می شود. این می تواند التهاب موجود را افزایش دهد. این افزایش التهاب، زمینه های نشان دادن تهدید واهی ایران برای آمریکا جهت ضرورت در جهت تشکیل ائتلاف آمریکایی در خلیج فارس را بیشتر فراهم می‌کند.
بنابراین ایران باید در چارچوب یک پارادایم معنادار و موثر از حالت رودررویی و تقابل به یک حالت گفتمانی حرکت کند و آن گفتمان صلح است. ایران همیشه تلاش داشته تا این طرح ها را ناموفق کرده و زمینه‌های ایجاد فضای منفی علیه خود را بکاهد.