مطالعه سناریو فیلم نهضت جنگل

صفحه آخر - تاریخ: ۱۹-۰۶-۱۳۹۷, ۱۵:۰۱
چهارشنبه 5 آبان سال 1361:
پس از نماز مقداری در حیاط پیاده‌روی کردم و نوشتن خاطرات عقب‌مانده را جبران کردم. تا شب در خانه ماندم. احمدآقا آمد و با ایشان راجع به لزوم همکاری با مسلمانان مخلص فلسطینی و پذیرش مومنین آنها در ایران و دادن پایگاه تبلیغاتی به آنان صحبت کردم و قرار شد که با امام در میان بگذاریم. درباره انتخابات و جنگ هم مشاوره شد.
عصر عده‌ای از بچه‌ها به قم رفتند. بیشتر وقتم صرف مطالعه سناریوی فیلم نهضت جنگل شد. به نظرم رسید، از خیانت‌ها و کارشکنی‌ها و فرصت‌طلبی‌ چپی‌ها و کمونیست‌ها- مخصوصا حیدر عمواوغلی- غمض عین شده و حتی‌الامکان آنها را موجه جلوه داده است. از جنبه‌های مذهبی و اهداف اسلامی نهضت و میرزا کوچک‌خان کمتر نشان داده شده و میرزا آدم ساده و ایده‌آلیست معرفی شده است. انتقادها را یادداشت کردم. عصر بچه‌های مجلس یک جگر گوسفند، برایمان آورده بودند. فاطی، اعظم و مهدی از آن شامی ساختند و با پاسدارها خوردیم.