تحلیل یک منطق
بابک خطی طبیب و فعال اجتماعی

صفحه یک - تاریخ: ۲۶-۰۲-۱۳۹۷, ۱۵:۰۱
اینجا و آنجا این همه از کودکان کار زباله‌گرد و اوضاع بسیار نابسامان آنان در گودها و گاراژ‌ها می‌خوانیم و می‌شنویم همچنین از نقشی که شهرداری و پیمانکاران بازیافت متصل به آن در مورد سامان دادن این مشکل بر عهده دارند و عوارضی که اهمال در رسیدگی به آن، سلامت جسم و روح این کودکان را
به طور جدی و هولناک تهدید می‌کند.
اما موضوع داغ این روزها انتخاب شهردار بود و ایهام بازی ادبی با عبارات :ساکن ساختمان خیابان بهشت،طبقه هشتم بهشت،فینال در بهشت و... که گاهی از فرط تکراری و کپی‌کاری به مرحله ملال آور می‌رسید و بالاخره خدا به داد ملت رسید و با انتخاب شهردار آنها را از این ادبیات ژورنالیستی و جدال‌های سیاسی چاشنی آن نجات داد.
در همین حال و هوا مواجه با فیلمی در فضای مجازی می‌شویم که در آن یک مامور شهرداری در حال ضرب و شتم یک انسان است و با کمال وقاحت به سمت دوربین شهروند خبرنگار می‌آید و با قلدری و لمپن مآبی به او می‌گوید :فیلم بگیر....کارگر خودم است دلم می‌خواهد بزنمش.
راستی این وقاحت از کجا آمده و بارور شده است؟
اعضای محترم شورای شهر، شهردار منتخب گرانقدر، از شما انجام کارهای شاق نمی‌خواهیم.لطفا به زورگویی‌ها، بی‌قانونی‌ها، قانون دورزدن‌ها و قلدر مآبی‌های نهادها و افراد زیرمجموعه خود رسیدگی بفرمایید.
کدام اختیار و حاشیه امن به یک مامور شهرداری اجازه چنین هتک حرمت و ضرب و شتمی را داده است؟
البته کار این مامور جزء،که خود به نوعی قربانی در بازتولید خشونت در جامعه است،شاید نوک کوچک کوه یخ بزرگی است که از آب بیرون زده و مشتی نمونه خروار از تعاملات انسانی امروز ماست.
نو شهردار محترم تهران، امیدواریم حضور شما در این پست منشا خیر باشد و این مهم وقتی حاصل می‌شود که هر جا در زیرمجموعه‌های شهرداری حاشیه‌ها ی امن فراقانونی و قلدرمآبی می‌بینید، درصدد ریشه‌کن کردن آن برآیید.