کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
دوشنبه, 16 تیر 1399   Monday 6 July 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 03 آذر 1395

صفحه خبر: اجتماعی

وحشتناک است. آمار طلاق را می‌گویم. اینکه این‌طرف و آن‌طرف می‌شنویم که فلانی طلاق گرفته یک‌سوی ماجراست و اینکه چرا، سویِ دیگر. ترس از ماجرا را زمانی بیشتر حس می‌کنیم که از مردادماه به این‌ور هیچ آماری از طلاق به گوشمان نرسیده‌است.
به گزارش فرارو، 12 مرداد سازمان ثبت احوال اعلام کرد دیگر آمار طلاق به رسانه‌ها و مردم داده نمی‌شود بلکه تنها در اختیار برنامه‌ریزان و کارشناسان قرار خواهد گرفت. علی‌اکبر محزون این اتفاق را با وجود همه جنجال‌های رسانه‌ای که بر سرش شد، لازم دانست و در توضیح اش گفت که آمار طلاق به اندازه کافی بیان شده و ارائه آمار صِرف دردی را دوا نمی‌کند. پس از این بسیاری از کارشناسان علاوه بر اینکه ندادن آمار درباره آسیب‌های اجتماعی را غیرقانونی خواندند، معتقد بودند که این‌کار چه‌بسا هر روز جامعه را بیش از قبل در شوک جدایی زوج‌ها قرار خواهد داد. اما بد نیست کمی‌اظهارنظرهای کارشناسانه و آمارهای مسئولانه را دقایقی کنار بگذاریم و ببینیم اطرافیانمان، همین آدم‌های نزدیکِ زندگی‌ مان چرا طلاق گرفته‌اند؟
جهانمان متفاوت بود «از اول طرز فکرامون به هم نمی‌خورد. من دنبال پیشرفت و بهتر شدن زندگی بودم، اما اون انگار هیچ تمایلی به تغییر نداشت.»این‌ها را پیام می‌گوید. او یک‌سالی است که از همسرش جدا شده و هربار که یاد این اتفاق می‌‌افتد از فرسودگی‌ای صحبت می‌کند که در آن 5سال زندگی مشترک به سراغشان آمده بود. این دو به شکل سنتی ازدواج کرده بودند.
«همه‌اش می‌گفت اولویت تو برای زندگی اول کار است بعد خانواده و برای من وقت نمی‌گذاری. وقتی هم که به خانه می‌آیی خسته‌ای.» پیام این‌ها را از زبان همسر سابقش تعریف می‌کند و می‌گوید مشکل اینجا بود که خرج زندگی ما بالا بود، مریم هم دوست داشت لباس گران تنش کند و هم اینکه من همیشه کنار خودش و دوستانش و اقوامش باشم، اما من نمی‌کشیدم. به گفته او، مریم زیادی حساس بود. نه محیط کار را تحمل می‌کرد نه محیط خانه را. روزهایی که بیکار بود و در خانه نه تنها به خودش نمی‌رسید و هیچ غذایی درست نمی‌کرد که خیلی وقت‌ها به افسردگی و گریه می‌گذراند و حاضر نبود به خودش کمک کند. پیام درنهایت تصمیم به جدایی می‌گیرد. او خیلی خلاصه دلیل جدایی‌اش را اینطور تعریف کرد: اینکه زیاد در خانه می‌ماند و بیکار بود باعث می‌شد توقع داشته باشد وقتی من از سرکار برمی‌گردم فقط در اختیار او باشم و برای همین غرولند می‌کرد. من هم دیگر خسته بودم و نمی‌توانستم تحمل کنم. جهان ما با هم خیلی فرق داشت.
اصلا نمی‌دانم چه شد! «سی‌سالم شده بود؛ همه فامیل و خانواده فشار می‌آوردند که ازدواج کنم. خُب کسی نبود! همه خواستگارها هم یکی از یکی بدتر. این‌ شد که وقتی محمد از طریق همکارهای پدرم به خواستگاری آمد بدون آنکه درست و حسابی بدانم کیست و باز هم با فشار خانواده برای آنکه زودتر عقد کنم به او "بله" گفتم.»این داستان سمیه است. خانواده او و خودش مذهبی‌اند و می‌گوید یکی از ویژگی‌هایی که برایمان مهم بود همین بود. او تنها دو ماه در دوران عقد به سر برد و پس از آن جدا شد. او این دو ماه را چنین تعریف می‌کند: اولش فکر می‌کردم محمد آدم‌حسابی است، خودش را مذهبی نشان می‌داد و وضع مالی‌اش هم خوب بود، دو ویژگی‌ای که باعث شد پدر و مادرم از او خوششان بیاید. اصلا نفهمیدم چه‌شد! دو هفته از روز خواستگاری و آشنایی گذشت که عقد کردیم. دهنِ فامیل و دوست و آشنا بسته شد، اما داستان جورِ دیگری ورق خورد. سمیه درباره علت طلاقش ادامه می‌دهد «خسیس بود. اما کاش همین‌ بود، اوایل فقط شک می‌کردم که پای زنِ دیگری وسط است، اما بعد مطمئن شدم. او مرا دوست نداشت. سنش زیاد بود و فقط آمده بود که یک زنی در یک خانواده مذهبی و سرشناس بگیرد تا پیش همکارانش سربلند باشد.»
شک داشت «به او می‌گفتم عزیزم من می‌روم سری به مادرم بزنم. می‌گفت "باشه!" اما باورش نمی‌شد. همین که من می‌رسیدم پیش مادرم متوجه می‌شدم زنگ زده به خواهرم و دارد از او می‌پرسد تا مطمئن شود من آنجا باشم.»این‌ها گله‌های سبحان است. او دو سال است طلاق گرفته و از ازدواجش یک دختر سه‌ساله هم دارد.می‌گوید: معصومه را دوست داشتم و با او ازدواج کردم. همکار بودیم. از همان اوایل متوجه می‌شدم که کمی‌شکاک است، بارها سعی کردم شکش را برطرف کنم، اما فایده‌ای نداشت. او به مرور زمان بدتر می‌شد.
تنها همین چند مورد نشان می‌دهد که طلاق درست بیخ گوشِ ما به دلایلی مثل مشکلات جنسی، دخالت‌های خانوادگی، عدم شناخت درست از یکدیگر و تفاوت‌های فکری و سبک زندگی در حال افزایش است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام