کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
یکشنبه, 25 مهر 1400   Sunday 17 October 2021
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 28 اسفند 1393

صفحه خبر: صفحه آخر

چراغ را خاموش کرده ام، خنکای غریبی است. دراز کشیده و لحاف را تا خرخره بالا کشیده ام. جلو پنجره حس خوبی دارم. باز باز است. هیچ نسیمی اینجا سرش به سنگ و شیشه نمی خورد. یکسر می آید به آغوش من. امشب " منع" بر من و هرچه می آید " حرام" است. پنجره تمام قد است، توری خورده و باز می شود به کوچه
سراشیبی که انگاری از خانه ما شره کرده. کوچه سنگفرش است و در انتهای چراغ برقی که سوسو زدنش را دوست دارم. زمین باران خورده، عطر خودش را دارد. من مسحور این عطرم. دیوانه ام می کند. بوی چوب چنان لا به لای این عطر، بافته شده که انگار می داند من همانی ام که دار این قالی ترنج را برپا کرده. من تجسم
شامه ام. بو برای من اشارت غریبی است که تن به پیام های پیامبرانه می زند. بو یعنی خاطره، یعنی پیامی وحیانی برای آنکه معتکف غار تنهایی خویش است. معبود من نه امشب که همیشه، پنجره ای است که به کوچه روشنا باز می شود و در لغات سبک و نرمی که یک نسیم با عطر ممزوج چوب و باران برایم می آورد، حرفهایش را تحویل شامه ام می دهد. باید یاد بگیرم حرف ها را اینگونه بپذیرم، گوش ها دیگر چیزی را که آرامم کند،
نمی فهمند. شامه، شامه آخرین راه است برای خاطره، برای آزرده نشدن و این پنجره شاید آخرین راه به کوچه ای است که چراغی در انتهای سراشیب آن پت پت می کند و بوی چوب در لابه لای عطر زمین باران خورده اش بافته شده است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام