کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
دوشنبه, 11 اسفند 1399   Monday 1 March 2021
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 23 اردیبهشت 1399

صفحه خبر: صفحه آخر

امیر حسین ذاکری ‪-‬ در جلسه دیروز یکی از دوستان با شور و اشتیاق وصف ناشدنی گفت: من مشتاق روزهای پیک هستم. این حرفش همهمه و غوغایی در جلسه بپا کرد برخی خشمگین شدند به وی تاختند برخی ناسزا گفتند. وی گفت: صبرکنید دوستان، ناسزاهایتان همچو شمشیرهای بران تیز و برنده است اما لطفا شمشیرها و خنجرهای کلام خود را غلاف کنید چرا نمی‌گذارید سخنانم را بگویم چرا اندیشه مرا پاس نمی‌دارید و آن را قرنطینه می‌کنید؟ چرا به این حداقل حقوق شهروندی احترام نمی گذارید؟ یکی از اعضا گفت: پرت و پلا گفتن جزو حقوق
شهروندان نیست جزو حقوق مجنونان است. به گمانم مونولوگ‌ها‌ی ‌ها‌ملت اثر شکسپیر خیلی روی رفیقمون تاثیر گذاشته. همه خندیدند. یکی از اعضا گفت حالا تحمل کنید بگذارید باقی حرفش را بزند بعد وقت برای برخورد‌ها‌ی جدی‌تر و ناسزاهای منشوری به وی داریم. همه خندیدند و سپس سکوت کردند. وی ادامه داد: من مشتاق روزهای پیک خبرهای خوش هستم. بهار مجددا آغاز شود چون بوی بهار امسال را به سبب کرونا حس نکردم. یکی از دوستان خندید و گفت: نکند منظورش از بازگشت مجدد بهار "دولت بهار" است؟ همه خندیدند. وی گفت آیا سزاست لحظات شادمانی از ما دریغ شود؟ ای دست تقدیر چرا آن روی سکه را به ما نشان نمی‌دهی؟ یکی از همکاران گفت: راستی سکه شش میلیون و ششصد شد.
همه خندیدند.
وی ادامه داد: آیا داشتن روزهای خوب مطالبه گزافی است؟ آیا کواکب اقبال خبراز روزهای خوب می‌دهند؟ یکی از همکاران گفت:یکی از دوستان منجم گفت تو "رصد خانه" ستاره‌ها‌ را رصد کردند و گفتند: آری ستاره‌ها‌ می‌گویند زحل از زمین دور شده، ویروس مصیبت و بلا از ما دور میشه. فقط پاییز دوباره زحل به زمین نزدیک میشه! یکی از دوستان گفت: دوستان! من شدیدا درحالت آماده باشم. همه گفتند ای وای بخاطر پیک کرونا یا زلزله؟ وی گفت: هیچکدام. دوستان صبوری کنید قضاوت سریع مثل سرعت غیر مجاز جایزنیست. منظورم آماده باش برای روزهای خوب است. روزهایی که مردم رخت ترس و دلهره از تن به درآورند و شادمانی کنند. یکی از همکاران گفت: در روزهای بحرانی که فهمیدیم چه کنیم؟ در پیک شادمانی چه کارکنیم؟ یکی از اعضا بلند شد دست به کمر زد و با اقتدار و صلابت سیبیل نداشته اش را چرخاند و گفت: امر می‌کنیم در شهر هفت شبانه روز جشن و پایکوبی برپا کنند.
*به گمانم این همکارمان در مود شاهان قجری رفته بود که چنین فرمانی داد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام