کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
یکشنبه, 09 آذر 1399   Sunday 29 November 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 03 خرداد 1397

صفحه خبر: صفحه آخر

از دور دود بود که خیابونو احاطه کرده بود، خوشبختانه بر خلاف بقیه روزا خیابون خلوت بود و خیلی زود به محل حادثه رسیدم. یه ماشین وسط خیابون در میان شعله‌های آتیش داشت به تلی از خاکستر تبدیل می‌شد و یه نفر هم یه گوشه‌ای ایستاده بود و داد و فریاد می‌کرد:
آخه این درد رو آدم بره به کی بگه؟ مگه من چقدر در میارم که باید تو یه روز دو بار جریمه شم. خسته شدم بابا خسته شدم. اینم نتیجه‌اش. آتیش زدم به تموم دار و ندارم. حالا خرجی زن و بچه منو کی میده؟ با این ابوقراضه چرخ زندگیمو می‌چرخوندم مثلا. حالا بدبخت تر از گذشته شدم.
ماشینمو کناری پارک کردم و رفتم جلو و در حالی که به ماشین نگاه می‌کردم، بهش گفتم: ماشین شماست؟
با حالتی برافروخته سرشو به سمتم چرخوند و با فریاد گفت: ماشین من بود. مُفَتِشی؟
گفتم: مُفَتِش نیستم. رهگذرم. دیدم ماشین داره می‌سوزه و شما هم داری داد و قال می‌کنی گفتم حتما ماشین شماست.
دوباره با رویی برافروخته گفت: خب اگه پیش خودت گفتی ماشین مال منه چرا پس می‌پرسی؟
گفتم: چرا عصبانی هستی اینقدر برادر؟ ماشینتو که خودت آتیش زدی.
گفت: از سوختن ماشینم ناراحتم، اما از جریمه شدن عصبانی ام. سوختن ماشینم هم علتش عصبانیتمه. فهمیدی آقای مُفَتِش؟
سرمو انداختم پایین و درحالی که با کفشم مشغول بازی با سنگریزه‌ای که روی زمین بود، شدم گفتم: یه روان‌شناسی، روانپزشکی برو.
چهره ش برافروخته تر شد و گفت: واسه چی؟ ‌واسه اینکه ماشینمو آتیش زدم؟ مالمه، دوس داشتم آتیش زدم، به تو چه؟‌
گفتم: نه واسه ماشینت نه، واسه اینکه آستانه تحملت پایینه.
نگاه عاقل اندرسفیهی بهم کرد و گفت: چی چیم پایینه؟
گفتم: آستانه تحملت. برادر من دو بار جریمه ات کردن دیگه، اصلا دو بار نه ده بار. بیست بار. یا خلاف کردی جریمه شدی یا نکردی، در هر دو صورت ماشین آتیش زدن نداره که. تو همین شهر، لالوهای همین خیابونا و کوچه‌ها و خونه ها، آدمایی هستن روز که میشه کمپلت تموم زندگیشونو از دست می‌دن، طرف بچه‌اش میره زیر ماشین می‌میره، مادرش سکته می‌کنه می‌میره، کیف پولشو می‌دزدن، خونه‌اش خراب میشه، زنش با بچه تو شکمش سر زا میره، طرف می‌خوابه نصفه شب گاز خودشو، زنشو، بچه شو می‌گیره می‌کشتشون، سی ساله طرف داره تو در د‌ام اس و هموفیلی و‌ای بی‌و دیستروفی و هزار تا کوفت و زهرمار دیگه صبح تا شب و شب تا صبحشو می‌گذرونه جیکش هم در نمیاد، تو واسه اینکه دو بار جریمه‌ات کردن عصبانی شدی و ماشینتو آتیش زدی؟ خیال کردی فقط خودتی که تو آمپاس قرار گرفتی؟ بعد اونوقت بهت میگم برو پیش روان‌شناس شاکی می‌شی؟
همینطور که داشتم حرف می‌زدم راهشو کشید رفت سمت کیوسک روزنامه‌فروشی.
گفتم: دارم باهات حرف می‌زنم، کجا راهتو کشیدی رفتی؟ حقیقت تلخه نه؟ ما آدما فکر می‌کنیم فقط خودمونیم که گرفتار مصیبت می‌شیم، البته اگه اسم مصیبت رو بشه رو دو تا جریمه‌ای که واسه خاطرشون ماشینتو آتیش زدی، گذاشت. اگه جای اون بنده‌های خدا که تو کرمونشاه زلزله زد تمام زندگیشونو درب و داغون کرد، بودی چیکار می‌کردی؟
دیگه ازم خیلی دور شده و رسیده بود به کیوسک و یه نخ سیگار خریده بود و لب جوب نشسته و پک می‌زد به سیگارش و سوختن ماشینشو نظاره می‌کرد.
چند ثانیه بعد ماشین آتیش نشانی اومد و ماشینو خاموش کرد.
راهمو کشیدم و لنگ‌لنگان رفتم سمت ماشینم. تازه متوجه شد که پاهای من معلولیت دارن. با خودم گفتم: آتیش ماشینتو آتیش‌نشانی خاموش کرد ولی آتیشی که من به فکرت انداختم رو چطوری خاموش می‌کنی؟


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام