کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
دوشنبه, 10 آذر 1399   Monday 30 November 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 30 مهر 1396

صفحه خبر: سیاسی

آمریکا با بازگرداندن داعش به اروپا به‌دنبال چیست؛ تهدید دیپلماتیک اتحادیه یا انزوای ایران؟!

آفتاب‌یزد ـ رضا بردستانی: رهبر انقلاب در دیدار جمعی از نخبگان به زبانی ساده اما صریح و بدون حاشیه در مورد موضع‌گیری‌های اخیر اروپایی‌ها می‌گویند:«خب دولت‌های اروپایی، مسئله‌ برجام را تاکید کرده‌اند؛ او گفته بود که من پاره می‌کنم، چنین می‌کنم -یک غلطی کرده بود- اینها محکوم کردند، گفتند نه، نباید پاره کنید و اینها. خیلی خب، خوب است، یعنی این مقدارش را ما استقبال می‌کنیم و خوب است، لکن این کافی نیست که فقط به او بگویند شما برجام را پاره نکن! خب برجام به نفع آنهاست؛ هم به نفع اروپایی‌هاست، هم به نفع آمریکاست. طبیعی است که بخواهند پاره نشود. ما هم البته گفته‌ایم مادامی‌که طرف پاره نکند، ما هم پاره نمی‌کنیم، امّا اگر پاره کرد، ما ریز ریزش می‌کنیم! حالا قبلاً چیز دیگر گفته بودم (اگر ترامپ برجام را پاره کند ما آن را به آتش می‌کشیم!). خب، بنابراین این مقدار خوب است، منتها کافی نیست.»
اینکه موضع‌گیری اخیر اروپایی‌ها خوب بوده، مورد تایید رهبر انقلاب نیز قرارگرفته، اما وقتی با فعل«کافی نیست» مواجه می‌شویم، باید منتظر راهبردی‌ترین و حساس‌ترین مواضع جمهوری اسلامی ایران از نقطه‌نظر رهبر معظم انقلاب بود:
الف- ایستادگی در برابر اقدامات عملی
«اوّلاً اروپایی‌ها باید در برابر اقدام‌های عملیِ آمریکا بایستند. اگر چنانچه او پاره نکرد، امّا نقض کرد -مثلاً با همین تحریم‌ها یا همین کارهایی که حالا اینها انتظار دارند که از کنگره‌شان بیرون بیاید- باید اروپایی‌ها بایستند در مقابل او؛ فرانسه، آلمان. حالا از انگلیس که خیلی انتظاری هم نیست! باید بایستند؛ اینکه بگویند ما مخالفیم، کافی نیست.»
ب-عدم همصدایی با آمریکا در ورود به مسائل اساسی ایران
«ثانیاً از ورود در مسائل اساسیِ ما -مثل قدرت دفاعی و مانند اینها- پرهیز کنند؛ با آمریکا همصدایی نکنند. اینکه دولت‌های اروپایی بیایند همان حرفی را بزنند که او دارد می‌زند که ایران چرا در منطقه حضور دارد -خب تا چشمتان کور! چرا حضور نداشته باشد؟- یا وقتی او ایراد کند که چرا شما موشک دو هزار کیلومتری یا مثلاً فرض کنید سه هزار کیلومتری دارید، اینها هم بیایند همان حرف را بزنند، اینکه خب معنی ندارد! به شما چه ربطی دارد؟ خود شما چرا موشک دارید؟ شما چرا موشک اتمی دارید؟ چرا سلاح اتمی دارید؟ اینکه در قدرت دفاعی جمهوری اسلامی بخواهند دخالت بکنند و حرف بزنند، نه؛ این را هم مطلقاً از اروپایی‌ها ما قبول نمی‌کنیم و هم‌آواز نشوند با آمریکا در حرف زوری که می‌زند و حرف غلطی که از او سر می‌زند؛ این هم سادساً بود.»
به بیانی بسیار ساده، راهبردی‌ترین و حساس‌ترین مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال آینده رابطه با اروپا در دو مسئله مهم خلاصه می‌شود؛ یکی «ایستادگی برابر اقدامات عملی آمریکایی‌ها»، دوم «عدم همصدایی با آمریکا در ورود به مسائل اساسی ایران»، دو مسئله‌ای که وزن موضع‌گیری‌ها و توان دیپلماسی اروپایی‌ها را مشخص می‌کند.

یک تاریخ‌نگاری ساده
پاییز94 آن هم نه یک روزنامه یا رسانه ایرانی و فارسی زبان که روزنامه بریتانیایی گاردین در واکنش به طرح آن روزهای کنگره آمریکا برای محدودیت سفر بدون ویزا به آمریکا که اتباع چهار کشور از جمله ایران را در برمی‌گیرد، نوشته بود: «یک پاکستانی‌زاده آمریکایی به عربستان رفته و با یک زن که با نسخه‌ای از وهابیت ـ مذهب رسمی سعودی ـ مغزشویی شده، ازدواج کرده است. این زوج به آمریکا آمده و 14 نفر را کشته‌ و 14 نفر را زخمی کرده‌اند. حالا حدس بزنید که برای این جنایت، چه کسی هدف حمله قرارگرفته است؟ آمریکایی‌های ایرانی‌تبار که هرگز این ایدئولوژی افراطی را قبول ندارند و هیچ نقشی در اقدامات تروریستی صورت‌گرفته در جهان نداشته‌اند. تصویب این طرح در مجلس نمایندگان آمریکا، یک داستان ایرانی را به‌ یاد می‌آورد که در آن یکی از حاکمان به‌خاطر گناهی که آهنگری در بلخ کرده بود، در شوشتر یک مسگر را گردن زد.»
این آغاز مناقشه‌ای بود بین اروپا و آمریکا، آن هم آمریکای اوباما و نه آمریکای ترامپ! در آن روزگار، سفرای 28 کشور اروپایی و نیز، سفیر اتحادیه اروپا در آمریکا، طی نامه‌ای سرگشاده به مصوبه کنگره آمریکا اعتراض کرده بودند، مصوبه یا طرحی که مجلس نمایندگان آمریکا با 407 رای مثبت در برابر 19رای منفی! تایید کرده بود که به واقع سفر به ایران، عراق، سوریه و سودان از سوی 38 کشور محدود شود، زیرا شهروندان این کشورها که مطابق قوانین آمریکا تا پیش از این بدون اخذ روادید تا سقف 90روز می‌توانستند وارد خاک آمریکا شوند، در صورتی که از سال 2011 به ایران، سوریه، عراق یا سودان سفر کرده باشند، دیگر نمی‌توانند خیلی هم راحت به آمریکا پای گذارند و باید برای ورود به این کشور روادید بگیرند.
این مصوبه را وقتی در کنار برخی اظهارنظرات مسئولان آن زمان آمریکایی که اوباما را در کاخ‌سفید داشت و نه ترامپ را، قرار دهیم شاید
قابل فهم‌تر باشد:
جان کری، وزیر وقت امورخارجه آمریکا:«به‌نظر می‌رسد مجموعه سیاست‌های پیچیده ایران در خاورمیانه به سوی صلح در این کشور گرایش داشته باشد زیرا ایران به صراحت خواستار نابودی داعش است و در این مسیر حتی به گروه‌های عراقی و شیعیان این کشور کمک می‌کند تا در جبهه جنگ علیه تروریست‌ها پیروز شوند.»
دو سال بعد، آمریکای ترامپ و نه آمریکای اوباما، برجام را وجه‌المصالحه قرار می‌دهد تا اهدافش در خاورمیانه را از طریق اروپای متحد اما ناخوش احوال! دنبال کند و این یعنی استراتژی آمریکایی‌ها در قبال اروپا، یک استراتژی آنی و باری به هر جهت نیست و به‌صورتی کاملا پیچیده! هدف‌گذاری و تدوین شده است.

آمریکای ترامپ رخ به رخ با اروپا
سایت lexilogy در یادداشتی به دو مسئله مهم می‌پردازد:«لغو برجام از سوی ترامپ» و تبیین «استراتژی جدید وی در خصوص ایران».
در این یادداشت آمده:«ترامپ‌ در قالب اقدامی هماهنگ با کنگره (به‌عنوان بخشی از استراتژی جدید خود) مترصد برقراری انواع تحریم در حوزه‌های مختلف مرتبط با ایران از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. اقدامی هوشمند که زمانبر و تدریجی‌بودن شاخصه‌های اصلی آن است.»
در ادامه نویسندگان این متن «چهار سیاست اصلی ترامپ» را در این راستا اینگونه برمی‌شمارند:
= تلاش برای مهندسی و تغییر رفتار اقتصادی آمریکا در خصوص ایران
= تمرکز حول محور عدم توسعه توان موشکی ایران
= مقابله با روند فزاینده حضور منطقه‌ای ایران خصوصا از منظر نقش‌آفرینی سپاه پاسداران
= ممانعت از دستیابی ایران به تسلیحات هسته‌ای
ترامپ ضمن تهدید به عدم تمدید پایبندی ایران به برجام به‌دلیل آنچه آن را نقض روح برجام دانسته استراتژی فوق را متناسب و بایسته قلمداد کرده است. در این میان تلاش مشترک سناتور کروکر از مهندسان سازوکار «INARA» در سنا و کاتن یعنی تنها سناتوری که به طرح وی رای منفی داده بود، شایان توجه است. این دو مترصد ساماندهی ترتیباتی قانونی و منتج به فهم مشترک از برجام و چالش‌های آن بوده و مبادرت به تهیه سندی هدفمند و منتج به حذف محدودیت‌های زمانی ۸ ، ۱۰ و ۱۵ ساله مندرج در موافقتنامه برجام در خصوص ایران و جایگزینی آن با متن اصلی برجام شده‌اند.»
در این یادداشت نیز ـ البته صورتی کاملا گذرا ـ به نقش اتحادیه اروپایی توجه شده، می‌نویسد: «در این میان شاهد عدم همراهی اروپا با تفکرات ترامپ در تایید نقض برجام خصوصا تلاش گسترده ایشان در بازداشتن وی (یادآوری ریسک و تبعات این اقدام) هستیم. ضمن آنکه اراده‌ای برای خروج از برجام در جامعه جهانی دیده نمی‌شود. در این میان تلاش ترامپ برای اعمال تحریم‌های مضاعف جدید و بازگرداندن تحریم‌های لغو شده قبلی موسوم به (Revocation of General License H.US) که مترصد هدف قراردادن کمپانی‌ها و زیرمجموعه‌های تجاری آنها، رصد دقیق اعمال تحریم‌ها و نهایتا رصد پایبندی شرکت‌ها به سیاست‌های دیکته شده است (ارتقای ظرفیت بالقوه Snapbackها)، در نوع خود شایان توجه است.»
نویسنده در ادامه به موضوعی مهم توجه دارد: «اعمال تحریم‌هایی هم‌وزن سازمان‌های تروریستی جهان علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مهندسی این موضوع توسط اداره کنترل اموال خارجی آمریکا (OFAC) که همسو با استراتژی ترامپ (دستور اجرایی ۱۳۲۲۴) است علی‌رغم اهمیت موضوع از منظر مسبوق به سابقه بودن اعمال انواع تحریم‌ها علیه سپاه اقدامی سمبلیک محسوب می‌شود.»

داعش یا «شمشیری در کف زنگی مست»؟!
در یکی از جدیدترین موضع‌گیری‌های اطلاعاتی ـ امنیتی:«سازمان اطلاعات داخلی آلمان در خصوص شکل‌گیری نسل جدیدی از نیروهای داعش که از سوریه و عراق بازمی‌گردند، هشدار داد.» این خبر را که اسکای‌نیوز از قول سازمان اطلاعات داخلی آلمان منتشر کرده در ادامه افزوده است: 950 نفر از آلمان برای پیوستن به داعش به سوریه و عراق رفتند که حدود 20 درصد آنها زنان و 5 درصد نیز کودکان هستند.» این را هانس جورج ماسن، مدیر سازمان اطلاعات داخلی آلمان گفته«در حالی که گروه تروریستی داعش در سوریه و عراق شکست می‌خورد، انتظار می‌رود که بسیاری از این زنان به همراه کودکانشان به آلمان بازگردند.» و این یعنی«آلمان باید آماده مواجهه با خطر گسترش افراطی‌گری میان کودکان باشد.»
تذکر مدیر سازمان اطلاعات داخلی آلمان مبتنی بر این مسئله است که«خطر از جانب کودکانی است که پس از زندگی با تروریست‌ها و کسب آموزش از آنها به آلمان بازگردند که این مسئله ممکن است نسل جدیدی از تروریست‌ها را در اینجا به‌وجود آورد.»
این تنها بخش کوچکی از آینده‌ای است که اروپا با آن دست به گریبان خواهد بود. حتی اگر بگذریم از صراحت بیان ترامپ در مواجهه با برگزیت، حتی اگر نادیده بگیریم دعوت دیگر کشورها را برای پیوستن به برگزیت و نیز حتی اگر به پرخاش‌های گاه و بیگاه آلمان و آمریکا بی‌توجه باشیم؛ نمی‌توان به مجموعه تحولات داخلی اروپا بی‌تفاوت بود خاصه آنکه با برگزاری هر انتخابات در اروپا، بخش یا بخش‌هایی از سیاست‌های کلی اتحادیه اروپا، دستخوش تغییر و بازنگری‌های عجیب و غریب قرار می‌گیرد.
اروپای فردا در منجلاب سه مسئله دست و پا خواهد زد که به ترتیب اولویت باید به داعش یا به زبانی ساده تروریسم، مهاجرت که آن نیز در راستای برخی رفتارهای داعش در برخی مناطق از جمله خاورمیانه و آسیای جنوب شرقی در حال فزونی گرفتن است و یک مسئله ویران‌کننده به نام بیکاری و اشتغال.
در سریع‌ترین رویارویی، برخی با به رخ‌کشیدن حجم مبادلات تجاری فی مابین آمریکا و اروپا این سوال را مطرح کرده بودند که اساسا اروپا توان مقابله با سیاست‌های اتخاذ شده از سوی آمریکا را نخواهد داشت و اما به این مهم توجه نشده بود که این حجم مبادلات هرگز یک سویه نبوده و ایالات متحده آمریکا نیز نمی‌تواند خواهان برخورد چنین مناسبات گسترده‌ای باشد.

برآیند سخن
آمریکا در حال تبیین استراتژی جدید خود در سه منطقه است؛ خاورمیانه عربی، آسیای‌شرقی و شبه‌جزیره کره. در خاورمیانه عربی تلاش‌ها مبتنی است بر ایجاد گروه‌های تروریستی که امنیت منطقه را برای حداقل 15 سال آینده به چالش بکشند، در آسیای شرقی، آمریکا می‌کوشد تا آلترناتیوی قوی برای مقابله با چین بیابد که هند می‌تواند گزینه مناسبی باشد و در مورد شبه جزیره کره همچنان سیاست«نه جنگ و نه صلح» را دنبال می‌کند و در این میان حتی اگر ایران را به‌عنوان دغدغه‌ای همیشگی در کنار این سه منطقه قرار ندهیم، بازهم اروپایی‌ها در قبال این استراتژی‌های جدید اتخاذ شده ـ غیرمستقیم ـ ذینفع و ذی‌ضرر خواهند بود و اما آمریکا درصدد است تا سیاست‌های خود در قبال ایران را با گروکشی‌های دیپلماتیک و نیز فشارهای پیدا و پنهان بر بدنه کشورهای اروپایی، از طریق اتحادیه اروپایی حل کند و در اینجاست که باید به سخنان اخیر رهبر انقلاب نه به‌عنوان هشدار به اروپایی‌ها که به‌عنوان استراتژی جدید ایران در قبال موضع‌گیری‌های اخیر آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها توجه داشت استراتژی‌های جدیدی که نوک پیکان تذکرش به سمت اروپا تنظیم شده است، زیرا ایران به‌خوبی می‌داند آمریکا از هرگونه مواجهه رو در رو با جمهوری اسلامی ایران به‌شدت پرهیز خواهد کرد و این مواجهه می‌تواند به یک
رو در رویی نیابتی با سردمداری اروپا یا برخی کشورهای منطقه‌ای از جمله عربستان مبدل شود که نقش اروپا بسیار مهم‌تر، حساس‌تر و تعیین‌کننده‌تر به‌نظر می‌رسد.
حال باید دید اروپا در مواجهه سوم با ایران ـ هرچند غیرمستقیم ـ طی یک دهه اخیر چه سیاستی اتخاذ خواهد کرد؟ به مخالفت‌های کاغذی و همراهی‌های عملی تن در خواهد داد یا بالاخره تصمیمی«مهم» اتخاذ خواهد کرد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام