کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
یکشنبه, 28 شهریور 1400   Sunday 19 September 2021
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 17 آبان 1395

صفحه خبر: سلامت

آفتاب یزد – پریسا هاشمی: این روزها تاکسی هم شده جایی برای بحث های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی. از یک نظر خوب است چون آنها که سر در گوشی‌هایشان فرو برده‌اند را برای چند صباحی به حرف می‌آورد. از سوی دیگر تحلیل‌های اشتباه و گاه شایعات جامعه را تحت سیطره خود می‌گیرد.هنوز که هنوزه بحث داغ این روزهای اکثر مفسران تاکسی سوار دستمزدهای نجومی مدیران است و باز هم این مدیران هستند که دستمزدشان قدرت بیشتر مانور در محافل را دارد. یکی از مسافران می‌گوید: «باید همه‌شان را در ملاعام اعدام کنند تا درس عبرتی شود و دیگر کسی به بیت‌المال دست درازی نکند.» نگاهش می‌کنم مردی است حدود 62-60 ساله با موهای جوگندمی، صورتی استخوانی و دندا‌ن‌هایی ردیف و کوتاه مانند دندان مصنوعی. صورتش آفتاب سوز شده و طنین صدایش یادآور صدای مجریان رادیوست. در لحظه ای که صورتش را حلاجی می کنم، یاد کتابی که سال ها پیش خوانده ام در ذهنم زنده می‌شود. پائولو کوئیلو در گوشه‌ای از کتاب «شیطان و دوشیزه پریم» تاریخ دهکده ویسکوز را مرور می‌کند. دهکده‌ای که فقط قانون‌شکنان در آن دوام می‌آوردند ولی با ملاقات احب و ساوین مقدس مبدل شد به محل امن مردان و زنان نیک. ناخودآگاه کلماتی که کوئیلو نوشته بود در پس ذهنم تایپ می‌شود؛ «چوبه‌دار به اهالی می‌نگریست و اهالی به چوبه دار. به تدریج شهامت اولیه شورشیان جای خود را به ترس داد. همه احب را می‌شناختند و می‌دانستند از تصمیمش صرف نظر نمی‌‌کند. بعضی‌ها دهکده را ترک کرده و بعضی به مشاغل جدید روی آوردند، چون جایی برای رفتن نداشتند و از سایه وسیله مرگباری که وسط میدان قرار داشت، می‌هراسیدند. طولی نکشید که آرامش در ویسکوز حاکم شد و به صورت مرکز تجاری مرزی بزرگی درآمد که صادرکننده مرغوب‌ترین پشم‌ها و تولیدکننده بهترین گندم بود. چوبه‌دار به مدت 10 سال در میدان قرار داشت. چوبش آسیبی ندید ولی گاهی طنابش را عوض می‌کردند و طناب جدیدی جای آن می‌بستند. هیچ گاه از آن چوبه‌دار استفاده نشد. احب یک بار هم به آن اشاره نکرد. هیبت این چوبه کافی بود تا شهامت به ترس، اعتماد به ظن و لاف‌زنی به زمزمه‌های تسلیم تبدیل شود.» کمی آنسو تر می‌نویسد؛ «احب کاملا ذات انسان‌ها را می‌شناخت: میل به پیروی از قانون باعث نمی‌شود که انسا‌ن‌ها طبق نیازهای جامعه رفتار کنند بلکه دلیلش ترس از مجازات است. هر کدام از ما چوبه‌داری در درون خود داریم.»
با خود می‌گویم یعنی این مرد هر روز چند نفر را به طناب چوبه‌دار درونش می‌سپارد؟ چطور صدور حکم گرفتن جان یک نفر برایش اینقدر آسان است آنهم بدون این که علم قضاوت بداند؟ کاش ما هم فقط هیبت چوبه‌دار را می‌دیدیم و ترس از آن همیشه و همیشه وجود داشت. مرد حرفش را ادامه می‌دهد: «چند روزی باید بالای چوبه‌دار بمانند تا همه ببینند که چه بلایی سرشان آمده است.» این حرفش یعنی تشدید خشونت. عکس‌های چند اعدام در ذهنم ورق می‌خورد. حتی بچه‌ها هم آنجا هستند. خوب یادم هست که در چند اعدام در ملاءعام بچه‌های زیادی برای تماشا، کله سحر به میدان آمده بودند. آنها کفاره را جمع می‌کردند تا برای ناهار خود را به خوردن یک ساندویچ مهمان کنند. آنقدر معصوم بودند و کوچک که معنی عبرت را نمی‌فهمیدند اما به اجبار خانواده آمده بودند برای گرفتن عبرت بزرگ‌تر از سن و سالشان.
کم نیستند خانواده‌هایی که «بچگی کردن» را از فرزندانشان دریغ می‌کنند و اجازه نمی‌دهند با سن خود رشد کنند. شاید آنها را به صحنه اعدام نبرند اما با گفتن جمله «تو دیگه بزرگ شدی!» یا «مردی شدی برای خودت!»، بی‌توجهی به دیدن فیلم‌های خشن و یا رمانتیک، نشستن پای صحبت‌های بزرگان و... خشونت و یا بلوغ زودرس را در کودکان‌شان افزایش می‌دهند.
همین چند روز پیش بود که دو پسر 13-12 ساله با موبایل‌هایشان آن سوی میله‌های اتوبوس ایستاده بودند و فیلمی را می‌دیدند. یکی‌شان که قدش کمی بلندتر بود گفت: «مثل این که قاتل شیشه مصرف کرده. هزار بار این فیلم را دیدم تا بفهمم با چند ضربه اینطوریش کرده اما اینقدر خون آلود است که نمی‌شود تشخیص داد.» آن روز هم دلم لرزید چون نمی‌دانستم چرا میل به دیدن خشونت‌های اینچنینی در بین جوانان هم زیاد شده است؟ به جای آن که به معضل ناشی از اعتیاد فکر کنند چرا به ضربه‌های قاتل فکر می‌کردند؟ اعتیادی که حالا بسیاری از قاچاقچیان می‌گویند: «نهایتا اعدامم می‌کنند!» این موبایل‌ها چرا قدرت فکر کردن را مختل کرده است؟ انگار موبایل آمد تا زندگی مردم را هم راحت کند، هم پر از دغدغه و پوچی. سال پیش بود که استیو جابز مدیر شرکت اپل اعلام کرد؛ «با هوشمندسازی دستگاه‌های تبلت و کامپیوتر، اجازه استفاده بیش از دو ساعت این دستگاه‌ها را به فرزندان خود نمی‌دهد. طبق قانون حاکم بر خانه جابز، اعضای خانواده شب‌ها و روزهای تعطیل از آیپد و آیفون استفاده نمی‌کنند.» یعنی موبایل، آیپد، تبلت، کامپیوتر و... برای کشورهایی مثل ایران ساخته می‌شود تا ذهن ها را تنبل و جیب سازندگان پر پول را پرپول‌تر کنند. به روز بودن و استفاده از تکنولوژی هزینه‌ای هم دارد که با بی‌تحرکی، کم سو و خشک شدن آب چشم، مشکلات ستون فقرات، تشویش ذهنی و... این هزینه را پرداخت می‌کنیم.جامعه‌شناسان زنگ‌های خطر را به صدا در آورده‌اند. حالا تفنگ دیگر اسباب‌بازی پسرها نیست و دختران هم از آن استفاده می‌کنند. دیدن فیلم‌های اکشن و ژست بازیگران زنی که اسلحه به دست‌اند و با قدرت دشمنان خود را از جلوی رو برمی‌دارند، در اسلحه به دست گرفتن دختر بچه‌ها بی‌تاثیر نیست. دکتر جعفر بای هم تاکید می‌کند که تفنگ پرفروش‌ترین اسباب‌بازی است که حجم واردات بالایی را به خود اختصاص داده. این روزها حتی خبری از کارتون‌های احساسی کودکان هم نیست. بل ‌و سباستین، فوتبالیست‌ها، هاچ زنبور عسل، مسافر کوچولو و... که به دیگران کمک می‌کردند دیگر جایی در زندگی‌های پرتنش و تکنولوژی‌زده امروزی ندارد.
دکتر جعفر بای، جامعه شناس در ریشه‌یابی گرایش به خشونت در نسل حاضر، می‌گوید: «اسباب‌بازی‌ها از بدو تولد با خشونت همراه است. بازی‌های نسل قبل در طبیعت و مقابل دیدگان والدین انجام می‌شد. اما در حال حاضر فرزندان در خلوت آپارتمان‌ها بازی‌های رایانه‌ای پر از خشونت را برگزیده‌اند. دنیای کودکان ما را آدم‌کشی و اسباب‌بازیهای خشن پر کرده و فضایی ایجاد کرده که خوراک فرهنگی‌شان خشونت باشد.»
مدت زیادی نگذشته از روزها و شب‌هایی که خانواده دور هم جمع می‌شدند برای گفتمان و شادی. اما به گفته دکتر بای، عدم توافق همه جانبه‌ای که گرفتاریهای اقتصادی و اجتماعی به خانه‌ها آورده و نمایش جنگ خانوادگی را روی صحنه زندگی برده، خشونت را در فرزندان تقویت می‌کند. فقدان نشاط اجتماعی را هم نمی‌توان از قلم انداخت. از خانه تا مدرسه فرزندانمان چقدر شاهد دعواهای خیابانی و جنگ و جدل‌های اجتماعی هستند؟
تلویزیون هم به خشونت و فیلم‌های اکشن روی آورده است. این را دکتر بای می‌گوید و ادامه می‌دهد: «چندین سکانس فیلم‌ها و سریال‌ها به زد و خورد ختم می‌شود. تمام این گزینه‌ها زمینه‌ و بستری را فراهم کرده که عطش بچه‌هایمان به خشونت بیشتر و محرک‌های بیرون برای ایجاد خشونت در افکار و رفتار آنها می‌شود.»
اما گفتمانی که این روزها در تاکسی، اتوبوس، فروشگاه، مغازه و... می‌شنوند هم تاثیری بر این خشونت می‌گذارد؟ دکتر بای به این سوال پاسخ داده و می‌گوید: «خبرهای جنگ، موج منفی، دلهره‌آور و ترس‌آوری که از رسانه‌ها
منتشر و به بحث گذاشته می‌شود و گفت‌و گوهایی که بچه از اطرافیان می‌شنود، بیشتر از این جنس حرفهاست. ما ملتی هستیم که بیشتر از گذشته حرف می‌زنیم تا از آینده. بیشتر خاطرات هم تلخ‌اند و در مورد سختی‌ها، گرفتاریها و مصیبت‌ها بوده که این حرفها عاری از نشاط است. همه این موارد فضای خشنی را برای فرزند ترسیم می‌کند و او نباید از غافله این خشونت عقب بماند. لذا میل به خشونت در او تشدید می‌شود.»
راست می‌گوید، میل به خشونت تشدید می‌شود. کشورهایی که از نظر شادی رده‌های بالا را به خود اختصاص داده‌اند، دنبال هیجانند. شاید هم هنوز فرق خشونت و هیجان را نمی‌دانیم که به فرزندانمان هم یاد دهیم. تقصیری هم نداریم، مادر و پدرهای امروزی، در دوران کودکی‌شان مشکلاتی را پشت سرگذاشته‌اند.»
------------------------------
دکتر جعفر بای: اسباب‌بازی‌ها از بدو تولد با خشونت همراه است. بازی‌های نسل قبل در طبیعت و مقابل دیدگان والدین انجام می‌شد. اما در حال حاضر فرزندان در خلوت آپارتمان‌ها بازی‌های رایانه‌ای پر از خشونت را برگزیده‌اند. دنیای کودکان ما را آدم‌کشی و اسباب‌بازیهای خشن پر کرده و فضایی ایجاد کرده که خوراک فرهنگی شان خشونت باشد
----------------------
استیو جابز با هوشمندسازی دستگاه‌های تبلت و کامپیوتر، اجازه استفاده بیش از دو ساعت این دستگاه‌ها را به فرزندان خود نمی‌دهد. طبق قانون حاکم بر خانه جابز، اعضای خانواده شب‌ها و روزهای تعطیل از آیپد و آیفون استفاده نمی‌کنند


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام