کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
جمعه, 15 فروردین 1399   Friday 3 April 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 27 تیر 1395

صفحه خبر: صفحه آخر

(پرده اول)
1- « به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، پس از سرقت ۲۷ اثر قیمتی متعلق به هنرمندان معاصر در سال گذشته، مجسمه برنزی بهداد لاهوتی هم که موزه هنرهای معاصر در اکسپوی مجسمه سال 90 خریده بود، به سرقت رفت.مجسمه برنزی بهداد لاهوتی که نزدیک به
350 کیلوگرم وزن داشت به تازگی از معاونت هنری
ارشاد به سرقت رفته است. این مجسمه در محوطه ساختمان معاونت هنری واقع در خیابان شهریار قرار داشت. پرونده این سرقت هم اکنون توسط پلیس آگاهی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در دست بررسی قرار دارد. گفته می‌شود به دلیل سنگینی وزن این اثر، مجسمه خرد شده و به صورت
تکه تکه از ساختمان معاونت هنری خارج شده است. / 19 تیرماه 95 »
2- « این مجسمه‌ساز درباره سرقت مجسمه‌اش، اظهار کرد:آن‌طور که دوستانم به من گفته بودند، وضعیت نگهداری اثرم مناسب نبود و آن را زیر پله گذاشته بودند و در معرض آسیب بود.لاهوتی با بیان این‌که هنوز باورم نمی‌شود این اتفاق افتاده است، گفت: زمانی که می‌خواستند این مجسمه را از کارگاهم منتقل کنند، شش نفر به‌سختی آن را جابه‌جا کردند، چون حجم و وزن آن زیاد بود. نمی‌دانم چطور توانسته‌اند بدون جلب کردن توجه کسی، این مجسمه را از محل نگهداری‌اش بیرون ببرند./ 20 تیرماه 95/ خبرگزاری ایسنا »
نمایش
توجه ! تمام صحنه های این نمایش غیرواقعی است و شما در زندگی روزمره تان اصلاً یک چنین چیزهایی را نه می‌بینید و نه می‌شنوید . اگر
غیر از این است پس شما دچار توهم شده اید .
صحنه : وانت بار آهسته در کوچه ها و محله ها در حرکت است . صدای ضبط شده ای دائماً از بلندگوی سقف وانت به گوش می‌رسد و آرامش کوچه ها را به هم می‌ریزد : « خرده ریز انباری ،
کولر، آبگرمکن ، رادیاتور سوراخ ، وان حمام ،
چرخ گوشت ، تلویزیون ، ضایعات خریداریم .
خرده ریز انباری ، کولر ، آبگرمکن.......» با اشاره یکی از ساکنین محل ، وانت بار توقف می کند .
دیالوگ 1 : ببینم خدا وکیلی کاسبی یا می‌خوای بز بخری؟
دیالوگ 2 : تا جنست چی باشه . فروشنده ای یا میخوای قیمت بگیری؟
دیالوگ 1 : فروشنده ام . می‌خوام خرده ریزای درست و حسابی بهت بفروشم . به شرط اینکه تو سر مال نزنی . خریداری یا نه ؟
دیالوگ 2 : حالا برو بیار ببینم چی هست که اینقدر تعریفشو می کنی .
صحنه : در پارکینگ باز می‌شود و صاحبخانه با زور و زحمت زیاد چند تا کیسه گونی را کشان کشان به نزدیک وانت می آورد . اطرافش را می پاید و با احتیاط در کیسه ها را باز می کند و اشیایی را بیرون می آورد .
دیالوگ 1 : بیا ایناهاش . اینم جنس اعلاء . ببین
چه برقی می زنه لامصب !
دیالوگ 2 : (در حالی که با کنجکاوی و تعجب به تکه های آهنی نگاه می کند ) این همه به به و
چه چه کردی همینه !؟ چهار تا تیکه آهن پاره ؟
نه داداش آشغال خر نیستم .
دیالوگ 1 : می‌گم بز خری می کنی همینه دیگه . اصلاً تو می دونی اینا چیه ؟
دیالوگ 2 : قراضه . آهن پاره . آشغال دور ریختنی .
دیالوگ 1 : آهن پاره کدومه ، آشغال چیه مرد حسابی . چرا به شعور هنری من توهین می کنی. اینا اثر هنریه . پول بالاش رفته . کار مفهومیه . مدرنه .
دیالوگ 2 : اینا !؟ این قراضه ها !؟ گرفتی ما رو داداشم .
دیالوگ 1 : ببین ! اینا تمامش برنز اصله . هر
تیکه اش قیمت داره . کار بهداده .
پایان پرده اول - ادامه دارد...


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام