کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
یکشنبه, 28 شهریور 1400   Sunday 19 September 2021
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 17 آبان 1394

صفحه خبر: اجتماعی

آفتاب یزد- ساراعلایی: چه آخر هفته باشد و تعطیلات، چه اول هفته باشد و روز کاری؛ چه تابستان باشد و فصل گشت و گذار، چه زمستان باشد و فصل کار و درس؛ اصلا فرقی ندارد چه روز و چه فصلی است مدت‌هاست سبد فرهنگی، تفریحی، آموزشی مردم کالایی به نام بازدید از موزه‌ها و کاخ‌ها و آثار باستانی را در خود جای نداده است؛ درست مثل جای خالی کتاب و بسیاری امور فرهنگی دیگر که کارشناسان و صاحب‌نظران سال‌هاست فقدان آنها در زندگی مردم را هشدار داده اند اما کو گوش شنوا؟!سال هاست موزه‌های ایران مگس می‌پرانند؛ حتی به گفته مسئولان مربوطه گاهی اوقات تعداد بازدیدکنندگان موزه‌ها به مرز خطر و تهدید نزدیک می‌شود.برخی موزه‌ها در طول هفته اگر بخت یارشان باشد شاهد حضور بازدیدکنندگانی هستند که تنها برای فرار از درس و مدرسه و نه با هدف بازدید از موزه و تاریخ ایران قدیم به اسم اردو پا به موزه‌های در حسرت بازدیدکننده می‌گذارند و در طول بازدید هم تنها قصدی که در دانش‌آموزان از این اردو وجود ندارد بازدید به معنای واقعی از موزه است تا حدی که به گفته رضا دبیری‌نژاد، کارشناس موزه‌داری «ما به سمتی رفته‌ایم که موزه‌ها را ساده‌انگاری کرده‌ایم.»این در حالی است که امروزه معیار استقبال از موزه در جهان دیگر تعداد بازدیدکننده نیست بلکه آنچه اهمیت دارد بازخورد و فیدبکی است که بازدیدکنندگان یک موزه نشان می‌دهند این در حالی است که درایران هنوز مسئولان مربوطه اندر خم کوچه بازدیدکننده‌اند و...نکته قابل توجه در زمینه حسرت موزه‌ها ایران از حضور بازدیدکنندگان تنها به بازدیدکنندگان ایرانی و داخل کشور مربوط می‌شود زیرا به گفته مدیر باغ موزه قصر گردشگران خارجی تشنه بازدید از موزه‌های ایران‌اند اما خود ایرانی‌ها....! البته نباید فراموش کنیم که مقصر اصلی موضوع خاک خوردن موزه‌ها در ایران تنها مردمی نیستند که تمایلی برای رفتن به موزه‌ها ندارند چنانچه از دید مسئولان موزه‌دار نیز علت این موضوع یکطرفه است؛ اینکه چرا بازدیدکننده نداریم، چرا مردم تمایلی برای رفتن به موزه ندارند و.... و کمتر پیش می‌آید موزه‌داران و متولیان این حوزه از خود بپرسد چرا ما مدیران و مسئولان موزه‌ها نتوانسته‌ایم تاکنون در زمینه جذب بازدیدکننده موفق شویم و....پرواضح است که در هر کمبود یا مشکلی اینگونه نیست که تنها یک عامل یا یک طرف قضیه درست عمل نکند همانطور که در علت‌یابی خالی بودن موزه‌های ایران از بازدیدکنندگان نمی‌توان انگشت اتهام را تنها به سمت مردمی گرفت که به هزار و یک دلیل حتی در روزهایی که بازدید از موزه‌ها رایگان است باز تمایلی برای رفتن به این مکان‌ها را ندارند چنانچه دبیری‌نژاد (کارشناس موزه‌داری) در این زمینه با اشاره به وجود موزه‌های ناقص‌الخلقه در سطح کشور که حتی ظرفیت‌های حداقلی‌ را هم ندارند، می‌گوید: «بازدید از این گونه فضاها را نمی‌توان جزو بازدیدهای موزه‌ای در نظر گرفت بلکه بیشتر شبیه رفتن به یک فضای سبز است چون در این فضاها نه راهنمایی وجود دارد و نه رویدادسازی و جریان‌سازی برای مردم.» این کارشناس موزه‌داری همچنین رشد قارچ‌گونه برخی موزه‌ها در سطح کشور را به شیر بی یال و کوپال تشبیه می‌کند و می‌گوید:« یکی از نخستین شاخصه‌های موزه موسسه بودن است. این در حالی است که بسیاری از موزه‌ها حتی در حد یک مدرسه که مدیر و ناظم هم داشته باشند، نیستند. آن‌ها فقط فضای موزه‌ای را به چهار نگهبان بسنده می‌کنند و فکر می‌کنند در این شرایط موزه به راحتی ایجاد می‌شود. ما در سطح کشور موزه‌هایی داریم که برای سه سال ایجاد می‌شوند، این در حالی است که موزه باید به طور دائمی ایجاد شود. اینجاست که فاجعه شکل می‌گیرد چون حداقل‌ها هم کوچک می‌شوند.حتی بزرگترین موزه‌ها هم گاهی اوقات با معیار درآمدزایی فعالیت می‌کنند. این در حالی است که نباید موزه‌ها را به هر قیمتی ایجاد کنیم.»از آنجا که بررسی همه عوامل دخیل در سوت و کور بودن موزه‌های ایران در این گزارش نمی‌گنجد و از آنجا هم که علت اصلی این موضوع به مردم جامعه برمی‌گردد در این فرصت به بررسی علل بی‌توجهی مردم به این خوراک فرهنگی در گفتگو با حسین هوشیار مدیر باغ موزه قصر و دکتر اسماعیل غلامی‌پور جامعه شناس پرداختیم که در ادامه می‌خوانید.
نظام آموزشی موزه را تفریح صرف قلمداد می‌کند و نه یک ارتقا و آگاهی فرهنگی!
مدیر باغ موزه قصر در گفتگو با آفتاب یزد ضمن تاکید بر عدم تمایل ایرانیان برای بازدید از موزه‌ها می‌گوید:در ابتدا باید بگویم اگر بازدید از موزه را یک کنش یا واکنش فرهنگی بدانیم می‌توانیم بازدید مردم از موزه‌ها را نیز تابعی از سایر رفتارهای فرهنگی مردم در جامعه بدانیم.همانطور که کتاب خواندن، سینما و تئاتر رفتن در جامعه ما سیر نزولی دارد، بر این اساس می‌توانیم به جرئت بگوییم بازدید مردم از موزه‌ها نیز همین خط سیر را دارد. حسین هوشیار در ادامه با اشاره به دلایل این موضوع میز اظهار می‌کند: شاید بتوان یکی از مهمترین دلایل این موضوع را اینگونه بیان کرد که در سبد نیاز خانواده اولویت‌های دیگر جای موضوعات فرهنگی را گرفته است زیرا مشکل معیشت در عموم مردم ما موجب شده اصلا مسائل فرهنگی جایی در زندگی‌شان نداشته باشد. هرچند در این زمینه استثائاتی هم وجود دارد و اقشار فرهنگی هستند که نیاز‌های فرهنگی در سبد نیازشان هم‌طراز با دیگر نیازهایشان است اما این قشر بسیار اندک هستند. وی تاکید می‌کند: متاسفانه در عموم مردم فرهنگ‌سازی لازم صورت نگرفته و در این میان نقش رسانه‌ها و رسالتشان در این زمینه بیش از گذشته احساس می‌شود و ضرورت دارد همانطور که رسانه‌ها در سایر موضوعات در حال بیدار کردن مردم هستند در این زمینه نیز باید ورود جدی داشته باشند. وی یکی از دلایل افت حضور مردم در موزه‌ها را عدم فرهنگ‌سازی عنوان می‌کند و می‌افزاید: مردم وقتی احساس نیاز نمی‌کنند و اصلا با تاریخ ایران آشنایی ندارند چگونه علاقه‌مند به دیدن و شنیدن در این باره باشند و انتظار داشته باشیم برای رفتن به موزه‌ها سر و دست بشکانند! مدیر باغ موزه قصر در ادامه با اشاره به دلایل دیگر نیز می‌گوید: از سوی دیگر خود ما موزه‌داران هستیم که جذابیت لازم را برای مخاطبان ایجاد نمی‌کنیم و اساسا دیدگاه‌مان درباره موزه یک کالبد و صندوق برای نگهداری از گنجینه‌های تاریخی است و ما موظف به نگهداری و محافظت از آن هستیم تا به سرقت نرود ولی درباره اینکه چگونه در مردم علاقه ایجاد کنیم، چه امکانات یا فضاهایی را برای حضور بیشتر مردم فراهم کنیم اصلا مدنظرمان نیست و اصولا تمهیدات لازم برای تشویق مردم به بازدید از موزه‌ها را فراهم نکرده‌ای وی می‌افزاید: از سوی دیگر ارتباط معناداری بین مراکز فرهنگی-آموزشی با موزه‌ها در کشور ما شکل نگرفته و این حلقه مفقوده به شدت در کاهش بازدیدکنندگان از موزه‌ها موثر است. هوشیار ابراز می‌کند: متاسفانه فرهنگ‌سازی اینگونه مسائل از کودکی به افراد در کشور ما آموخته نشده است. خود من سال‌ها فرهنگی بوده‌ و به عینه دیده‌ام که حتی وقتی بحث اردو در مدارس پیش می‌‌آید تنها بحث تفریح مطرح است نه آموزش و تفریح هم بر آموزش ترجیح داده می‌شود تا جایی که دانش‌آموزان و حتی مربیان مدارس موزه را تفریح صرف قلمداد می‌کنند و نه یک ارتقا و آگاهی فرهنگی در نتیجه نمی‌توان انتظار داشت دانش‌آموزان در زمینه با فرهنگ پرورش یابند. مدیر کاخ موزه قصر با بیان اینکه از این رو نباید انتظار بهبود در این زمینه را داشته باشیم، خاطرنشان می‌کند: کودکان امروز ما کاملا با موزه‌ها بیگانه هستند از این رو نباید به آینده امیدوار و خوش‌بین باشیم.هوشیار در پاسخ به اینکه میزان بازدید گردشگران خارجی از موزه‌های ایران در مقایسه با گردشگران داخلی چگونه است؟ اظهار می‌کند: متاسفانه یا خوشبختانه باید بگویم گردشگران خارجی بیش از خود ایرانیها به اهمیت موزه و آثار باستانی و تاریخ ایران واقف‌اند زیرا آموخته‌اند که آشنایی با تمدن و مردم یک کشور از طریق گنجینه‌های تاریخی و آثار باستانی آنها انجام می‌شود البته هنوز هم موزه‌های ایران به دلیل ضعف‌هایی که دارند همچون موزه‌های غرب گردشگرپذیر نیستند و برای رسیدن به شرایط مطلوب راه، بسیار داریم.
آخرین کالای فرهنگی که مورد توجه مردم قرار می‌گیرد، موزه است!
اسماعیل غلامی‌پور جامعه شناس نیز در گفتگو با آفتاب یزد و در پاسخ به اینکه چرا فرهنگ رفتن به موزه و توجه به تاریخ در مردم ایران وجود ندارد یا چرا مردم به این مسائل فرهنگی تمایلی ندارند؟ می‌گوید: در ایران بیشترین کالا یا محصول فرهنگی که مورد مصرف قرار می‌گیرد موسیقی و به ویژه موسیقی پاپ است. دیگر محصولات فرهنگی همچون کتاب، مطبوعات، سینما، تئاتر و ... در رده‌های بعدی قرار دارند. اما در این میان، آخرین کالای فرهنگی که مورد توجه قرار می‌گیرد، موزه است.این در حالی است که در بسیاری از کشورها، میزان استقبال از موزه‌ها بالاست و اتفاقا یکی از شاخص‌های توسعه فرهنگی قلمداد می‌شود. وی در پاسخ به اینکه چرا مردم ایران کمتر به موزه علاقه دارند، اظهار می‌کند: در ابتدا باید پرسید که موزه، چه نوع کالای فرهنگی ارائه می‌کند؟ موزه‌ها به طور کلی، آثاری صنعتی، زیستی، اجتماعی و ... را که از سابقه تاریخی برخوردارند، در معرض دید فرد قرار می‌دهند و فرد با دیدن این آثار، ارتباط تاریخی، اجتماعی و فرهنگی با زمینه این آثار بر قرار می‌کند. غلامی‌پور می‌افزاید: بنابراین با توجه به اهمیت بُعد تاریخ و گذشتگان در مورد موزه و با توجه به اینکه ایران یک کشور تاریخی است، مسئله این است که چرا مردمان این کشور تاریخی، علاقه‌ای زیادی به موزه و آثار تاریخ مربوط به گذشته خود ندارند در حالی که توریست‌های خارجی به موزه‌های ایران و تاریخ ایران علاقه زیادی نشان می‌دهند؟ این جامعه شناس با بیان اینکه علاقه کم به موزه‌ها می‌تواند علت‌های زیادی داشته باشد، ادامه می‌دهد: من این موضوع را بیشتر به عامل ضعف آموزش توجه مربوط می‌دانم. به طور کلی مصرف فرهنگی بر اساس ذائقه فرهنگی شکل می‌گیرد. یکی از مهمترین نهادهایی که ذائقه فرهنگی را شکل می‌دهد، خانواده است و بعد از آن مدرسه. وی می‌‌افزاید: آموزش و افزایش علاقه به میراث فرهنگی از درون خانواده ایجاد می‌شود. بعد از خانواده، این علاقه در مدرسه با آموزش تاریخی و اردوهای موزه گردی و... رشد می‌کند. غلامی‌پور با تاکید بر اینکه در ایران در هر دو مورد، ضعف عمده‌ای وجود دارد، می‌گوید: یعنی هم خانواده‌ها چون خود چندان توجهی به میراث تاریخی ندارند، به فرزندان کمتر علاقه به تاریخ و آثار فرهنگی تاریخی را تزریق می‌کنند و هم اینکه در مدارس، برنامه‌های فرهنگی که توجه و علاقه کودکان و نوجوانان به میراث تاریخی را بر انگیزد کم و یا ضعیف بوده است. این جامعه‌شناس ادامه می‌دهد: آموزش فرهنگی تاریخی در خانواده‌ها بسیار ضعیف است. همین الان چند درصد خانواده‌ها بچه هایشان را تشویق می‌کنند تا تاریخ بخوانند حتی نه به صورت دانشگاهی؟! دغدغه اصلی خانواده‌ها در حوزه آموزش بچه ها، موفقیت تحصیلی و شغل آینده آنهاست. به همین دلیل از کودکی همه به فکرکنکور هستند. رشته‌های مورد علاقه خانواده‌ها هم تاریخ و ادبیات و این قبیل نیست، بلکه رشته هایی است که به قول معروف نون و آب داشته باشند. وی می‌افزاید: چند درصد خانواده‌ها کتاب‌های تاریخی در کتابخانه خانه دارند؟! خیلی کم. بنابراین تربیت خانوادگی بچه ها، ذوق فرهنگی موزه رفتن را ایجاد نمی‌کند. به طور کلی، فضای خانواده ها، علائق فرهنگی خوب مانند کتاب و موزه را ایجاد نمی‌کند. متاسفانه مدرسه نیز دنباله همین روند است. غلامی‌پور با بیان اینکه علائق فرهنگی در بزرگسالی هم می‌تواند به وجود بیاید، یادآور می‌شود: بنابراین در این زمینه می‌توان برنامه ریزی فرهنگی معطوف به ایجاد علاقه به موزه باشد. اما حرف اساسی من این است که ذائقه یا تِیست فرهنگی، چیزی نیست که با تبلیغات به وجود بیاید. باید در فضای خانواده و سپس مدرسه، این ذائقه ایجاد و رشد کند. وی در پاسخ به اینکه تبعات اجتماعی بی توجهی به آثار فرهنگی تاریخی درکشور ما چیست؟ نیز می‌گوید: کم توجهی ملت‌ها به آثار تاریخی شان آثار منفی فرهنگی و حتی سیاسی دارد. اینکه مردم یک کشور باید تاریخ گذشته خود را بشناسند، در کشورهای مختلف دنیا از اهمیت فرهنگی زیادی برخوردار است. گفته شده است که توجه به میراث تاریخی می‌تواند هویت ملی را تقویت کند. با عدم توجه به این آثار، کارکرد مثبت هویت بخشی آثار تاریخی موزه‌ها هم از دست می‌رود.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام