کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
یکشنبه, 06 مهر 1399   Sunday 27 September 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 26 شهریور 1399

صفحه خبر: فرهنگی

آفتاب یزد – گروه فرهنگی: «متاسفانه گوش شنوایی وجود ندارد چرا که ما مدت‌‌هاست داد می‌زنیم که فیلم‌هایمان به راحتی سر از یوتیوب در می‌آورند و مجانی در دسترس قرار می‌گیرند. این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که ما قانون کپی رایت نداریم. از طرفی پخش‌کننده‌های خارجی- پخش‌کننده‌‌های فیلم‌های ایرانی در خارج از کشور که فعال هستند، با چنین شرایطی مواجه نیستند ولی آنها کمکی به جلوگیری از دزدیده نشدن آثار روز سینمای ایران توسط شبکه‌‌های ماهواره‌ای و سایت‌های اینترنتی نمی‌کنند. واقعاً نمی‌دانم وزارت فرهنگ و ارشاد چه کمکی می‌تواند به سینماگران بکند چرا که معتقدم این وزارتخانه متعلق به فرهنگ نیست و انگار تنها جایگاهی است برای آدم‌ها.»
آنچه خواندید بخشی از سخنان مستانه مهاجر تدوینگر و تهیه‌کننده سینما و تلویزیون که در آثار پرشماری چون «کارگران مشغول کارند»، «کنعان»، «آتش‌بس»، «سوپراستار»، «سن‌پطرزبورگ»، «آبنبات چوبی»، «روسی» و... به عنوان تدوینگر و «اسرافیل» در جایگاه تهیه‌کننده همکاری کرده، است. سخنانی که در این گزارش بنا داریم به واکاوی آنها بپردازیم.
> پیشگفتار
زمانی در گذشته‌های دور، آن هنگام که هنوز فضای مجازی زندگی مردم را دستخوش تغییرات اساسی نکرده بود بساط سی دی فروش‌ها و دی وی دی فروش‌ها در گوشه و کنار خیابانها به کرات دیده می‌شد، قیمت هر سی دی یا دی وی دی هم بین ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ تومان بود خیلی پیش‌تر از آنکه سی دی یا دی وی دی وارد بازار شوند، نوارهای کاست و همینطور فیلم‌های UHSو VHS وجود داشتند قدیمی‌ها بیشتر یادشان هست وقتی گذرت به میدان توپخانه یا میدان انقلاب می‌افتاد افرادی را می‌دیدی که در کنار خیابان ایستاده بودند نزدیکت شده و با صدایی که فقط خودت بشنوی، می‌گفتند: «نوار، عکس، فیلم، آهنگ‌های جدید، فیلم‌های روز» و مدام این جمله‌ها را تکرار می‌کردند تا یک نفر به سراغشان برود. اگر از این دستفروشها خرید می‌کردی، خیلی اگر شانس می‌آوردی بعد از اینکه پول را می‌دادی بسته‌ای به دستت می‌دادند و می‌گفتند «اینجا بازش نکن» بعد هم ناگهان غیب شان می‌زد و تو پس از آنکه به خانه می‌آمدی، می‌دیدی که نوار یا فیلم مورد نظر خالی است و تو پولت را در واقع دور ریخته ای. همانطور که در ابتدا اشاره کردیم بعدها این خرید و فروش‌های مخفیانه.خیابانی شکل دیگری به خود گرفتند، شکلی از تجارت که در آن از کلک و دروغ خبری نبود و سی دی یا دی وی دی که تحویل تو می‌شد واقعاً فیلمی داخلش داشت که تو بابتش پول داده بودی. از سوی دیگر به این دلیل که فیلم‌ها جدید بودند اکثراً سانسور نشده و طبیعتا مخاطبان بسیاری داشتند و مردم آن دی وی دی‌ها و سی دی‌ها را از دست فروشان خریده به خانه برده و تماشا می‌کردند و پس از آنکه فیلم را می‌دیدند آن را به دوستانشان هم می‌دادند تا آنها هم ببینند و به این صورت یک فیلم با پرداخت هزینه ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ تومانی بارها و بارها و بارها دیده می‌شد تا جایی که رنگ روی دی وی دی یا سی دی می‌رفت و دیگر قابل نگاه کردن نبود. تمام این مسائل در حالی اتفاق می‌افتاد که در آن سوی دنیا عده‌ای تلاش کرده بودند یک محصول هنری تولید کنند تا هم خودشان از این طریق درآمدی کسب کنند و هم جامعه بتواند فیلم جدیدی که آنها تولید کرده بودند را ببیند، اما در واقع ماجرا به شکل دیگری عملیاتی می‌شد. در این سوی کره زمین عده‌ای آن فیلم‌ها را با ارزان‌ترین قیمت‌ها به دست می‌آوردند و از روی یکی هزاران کپی می‌ردند و در مقابل دریافت مبلغی اندک آن را در اختیار همه قرار می‌دادند. تا آن زمان تمام فیلم‌هایی که به صورت غیرقانونی کپی می‌شدند یا خارجی بودند و یا از فیلم‌های قدیمی ایرانی بودند که در زمان پیش از انقلاب ساخته شده بودند. برخی حتی این فیلم‌ها را خریداری می‌کردند و با اجاره دادن آنها به افراد مختلف برای خودشان منبع کسب درآمدی راه می‌انداختند. آن زمانها هیچ اقدامی برای جلوگیری از این کپی کاری‌ها انجام نمی‌شد و حتی کسی هم به مخیله‌اش خطور نمی‌کرد که بعدها همین مسئله شرایطی را ایجاد کند که سینمای ایران را هم درگیر ماجرایی به نام «دانلود غیرقانونی» نماید. مسئله‌ای که اگر منصفانه بنگریم کلنگش از همان زمانها به زمین زده شد.
> ورود به بحث اصلی
هنوز زمان زیادی از آن دوران نگذشته بود که سی دی‌ها کلا به تاریخ سپرده شدند و دی وی دی‌ها شدند سلطان فیلم‌های قاچاق در خیابانهای شهر. قیمت هایشان هم افزایش یافت، البته فقط همین‌ها نبودند، دو مورد دیگر هم وجود داشت، یکی اینکه در کنار فیلم‌های خارجی، فیلم‌های ایرانی هم وارد بازار قاچاق شدند و دوم اینکه برخی از این بساطی‌ها برای اینکه مخاطب را بیشتر به خرید ترغیب کنند. کیفیت چند فیلم را کمی پایین آورده تا بتوانند در یک دی وی دی فیلم‌های بیشتری را قرار دهند تا مخاطب بیشتر وسوسه شود که آنها را خریداری کند، اتفاقا این کلک جواب هم داد و اینگونه شد که پای فیلم‌های ایرانی هم به ماجرای قاچاق فیلم‌های خیابانی باز شد و چه بسیار افرادی که توانستند درآمدهای خوبی از این طریق کسب کنند. نکته جالب اینجا بود که هنوز هیچ نهاد فرهنگی و حتی خود هنرمندان اقدامی در جهت مقابله با این مسئله نداشتند، تنها برخوردی که می‌شد این بود که از روی اتفاق، ماموران شهرداری این بساطی‌ها را در خیابان می‌دیدند و فیلم‌های آنها را ضبط می‌کردند. آرام آرام کار بالا گرفت و بساط دی وی دی فروش‌ها از سطح شهر برچیده شد و به ندرت آنها را می‌دیدی، هرچند که هنوز هم تعدادی از آنها در خیابانهای شهر مشغول فروش فیلم‌های قاچاق هستند. اما پرسش اینجاست که آیا واقعا اقدامی فرهنگی صورت گرفته بود که دیگر از این دی وی دی فروش‌ها در سطح شهر خبری نبود؟ پاسخ منفی است. دلیلش هم این است که اساسا دغدغه‌ای برای برچیده شدن شغل این افراد در سطح شهر نبود و اگر هم کم کم از تعدادشان کاسته شد به دلیل همان برخوردی بود که گاها ماموران شهرداری و نهادهای دیگر با آنها می‌کردند. سوال اینجاست که پس جریان چه بود؟ چرا دیگر دی وی دی فروش‌ها در سطح شهر دیده نمی‌شدند؟ شاید بتوان بزرگترین دلیل رخ دادن چنین اتفاقی را ورود فضای مجازی و اینترنت به زندگی مردم دانست. مسئله‌ای که مانند زنگ یا نجوایی در گوش خریداران دی وی دی‌های مختلف زمزمه کرد که: «چرا اینهمه پول بابت خرید فیلم‌های قاچاق می‌دی؟ تازه اونم با این کیفیت پایین، دو تاشو که نگاه کنی شطرنجی میشه و دیگه نمی‌شه نگاش کرد، دنیا دنیای مدرنه، دنیای تکنولوژیه، بنده خدا تو هنوز فیلمات رو از دستفروشا می‌خری؟ الان دیگه زمونه عوض شده، خیلی راحت می‌تونی بدون اینکه پولی بدی همون فیلما رو با یه عالمه فیلم دیگه رو با بهترین کیفیت از تو اینترنت دانلود کنی، کسی هم بهت نمی‌گه چرا؟ صد بار هم که نگاه کنی، آخ نمی‌گن، بیکاری می‌ری پولتو میریزی تو جیب دستفروش؟ خودت دانلود کن، خودت نگاه کن، حالشو ببر» وقتی مردم خصوصا جوانان این زمزمه را در گوششان شنیدند کلنگ به تاریخ پیوستن بساط‌های دی وی دی فروش‌ها در خیابان‌های شهر برچیده شد. نکته مهمی که در این میان وجود دارد، این است که همانطور که بیان کردیم از سوی مسئولان فرهنگی هیچ اقدامی برای برچیده شدن این بساط‌ها صورت نگرفت، بلکه فضای مجازی و اینترنت باعث شد که بازار این افراد کساد شود. چرا که در اینترنت و فضای مجازی و کانال‌های تلگرامی سایت‌هایی ایجاد شده بود که N+1 فیلم را با بهترین کیفیت‌ها و در ژانرهای مختلف، اعم از ایرانی و خارجی را با کمترین هزینه (فقط هزینه دانلود) به همه مردم ارائه می‌دادند، بنابراین دلیلی وجود نداشت که مردم بروند از دستفروش فیلم بخرند.
> قانون کپی رایت
و اینگونه شد که با یک کلیک ساده روی باکس کوچکی تحت عنوان download شرایط دریافت جدیدترین فیلم‌ها اعم از خارجی و ایرانی فراهم شد و چون دنیای اینترنت هیچ در و پیکری نداشت در کسری از ثانیه یک فیلم جدید که برای ساخته شدنش کلی پول هزینه شده و کلی زحمت کشیده شده بود، به میزان بالایی از اینترنت دانلود می‌شد و خب طبیعی ست وقتی تو یک فیلم جدید را از اینترنت دانلود می‌کنی دیگر برای تماشای آن به سینما نمی‌روی، این یعنی یک ضرر دیگر برای سینماگران و تولیدکنندگان فیلم‌های سینمایی. خب آنها فیلم را می‌سازند تا هم کاری فرهنگی انجام داده باشند و هم از قبل این اقدام بتوانند به سود و درآمدی در خور توجه برسند، اما دانلودهای ذکر شده که تمامشان از نقطه اشتراکی به نام «غیرقانونی» برخوردار بودند، باعث می‌شد که سودی که تولیدکنندگان آثار سینمایی مد نظر نداشتند به طرز عجیب و غریبی ریزش پیدا کند و در واقع هیچ چیزی برای آنها باقی نماند. تازه آن زمان بود که کم کم اهالی سینما از سینماگران و تهیه‌کنندگان تا بازیگران و سایر عوامل به فکر افتادند که باید کاری انجام داد و اینگونه شد که آرام آرام صدای اعتراض‌ها و گلایه‌ها بلند شد، اما از آنجا که تا آن زمان هیچ دغدغه‌ای در این ماجرا وجود نداشت، تو گویی انگار غریبه‌ای وارد شهر شده باشد، همه فقط با تعجب او را نگاه می‌کردند، نه کسی جلو می‌رفت و با او حرف می‌زد و نه واکنش دیگری نشان می‌داد. در ماجرای دانلود غیرقانونی هم دقیقا همین مسئله حاکم بود، همه می‌گفتند فیلم‌ها در فضای مجازی دانلود می‌شوند؟ یعنی چه؟ پچ پچه‌ها بالا گرفت تا بالاخره عده‌ای که باید بسیار پیشتر (همان زمانها که فیلم‌ها به صورت VHS و UHS در میدان توپخانه و میدان انقلاب به مردم فروخته می‌شد) به فکر می‌افتادند، تازه دریافتند که گلایه‌ها و اعتراض‌ها برای چیست و دانلود کردن فیلم‌ها به ضرر سینماگران است. با این حال هنگامی هم که متوجه این ماجرا شدند باز هم اقدامی صورت ندادند، چرا که یا با خودشان می‌گفتند این ماجرا موقتی است و تمام می‌شود و یا اینکه کار امروز را به فردا می‌سپردند. اما شاید دلیل بسیار محکمتری وجود داشت که آنها به خاطرش دست به انجام هیچ کاری نمی‌زدند. دلیلی که تا پیش از بالا گرفتن ماجرای دانلود آثار سینمایی که حالا دیگر به دانلود آثار شبکه نمایش خانگی هم سرایت کرده بود نه سینماگران از آن خبر داشتند و نه مسئولان فرهنگی. علت مهمی به نام «قانون منع کپی رایت» این قانون از این مسئله حکایت می‌کرد که اساسا هیچ کسی حق ندارد محصول فرهنگی اعم از کتاب، موسیقی، فیلم و... را بدون اجازه صاحب اصلی خبر برای خود کپی کند و از آن بهره‌برداری شخصی و عمومی نماید. این قانون در واقع نوعی حمایت از پدیدآورنده هر اثری است که نوعی شرایط ایمنی را برای محافظت از آن اثر برای خالقش پدید می‌آورد، به صورتی که هیچکس نمی‌تواند از آن بهره‌برداری کند. خب کاملا مشخص است وقتی به میزان N+1 بار از هر اثری تصویری در فضای اینترنت دانلود می‌شود و در اختیار همه قرار می‌گیرد یعنی «قانون منع کپی رایت» در کشور ما هیچ ضمانت اجرایی ندارد، چرا که اصلا در سرزمین ما چنین مسئله‌ای پذیرفته نیست و مشخص است که عدم پذیرفتن چنین قانونی راه را برای دانلود غیرقانونی آثار فرهنگی برای سوءاستفاده گران میسر می‌کند.
تمام آنچه بیان شد حکایت از وجود نوعی بیماری که مدتهاست به شرایط حادی رسیده، می‌کند. بیماری‌ای که حتی پس از گذشت سالها از به وجود آمدنش هنوز هیچکسی دغدغه درمانش را ندارد، اگر هم اعتراضی از سوی سینماگران مطرح می‌شود، فقط در حد حرف است چرا که تا زمانی که پای عمل از سوی مسئولان فرهنگی که همان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، صورت نگیرد، این گلایه‌ها فقط در حد حرف باقی می‌مانند. مسئله‌ای که در بخش پایانی سخنان مستانه مهاجر آنجا که می‌گوید: « واقعاً نمی‌دانم وزارت فرهنگ و ارشاد چه کمکی می‌تواند به سینماگران بکند چرا که معتقدم این وزارتخانه متعلق به فرهنگ نیست و انگار تنها جایگاهی است برای آدم‌ها.» هم مشاهده می‌شود.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام