کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
یکشنبه, 06 مهر 1399   Sunday 27 September 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 26 شهریور 1399

صفحه خبر: اجتماعی

مرد میانسال که دامادش را با ضربه چوب در کرج به قتل رسانده بود، خود را تسلیم ماموران پلیس کرد. متهم در تحقیقات مدعی شد، ضربه دست چپش قوی است و اگر با دست راست دامادش را می‌زد، او زنده بود. به گزارش ایلنا، شامگاه پنجشنبه مرد جوانی که از ناحیه سر مصدوم شده بود به بیمارستانی در کرج منتقل شد. پزشکان تلاش برای نجات جان او را آغاز کردند، اما تلاش‌ها بی‌نتیجه ماند و چند ساعت بعد مرد جوان جان باخت. با توجه به مشکوک بودن مرگ این مرد، موضوع به پلیس گزارش شد و تیمی از ماموران همراه بازپرس جنایی در محل قتل حاضر شدند. همسر مقتول که در بیمارستان حضور داشت در تحقیقات اولیه پدرش را به عنوان قاتل معرفی کرد و گفت: پدر و همسرم بر سر خرید ملکی اختلاف داشتند. شامگاه پنجشنبه پدرم برای حل این مشکل به مقابل خانه ما آمد و با همسرم درگیر شد. پدرم عصبانی بود و با چوب ضربه‌ای به سر شوهرم زد که باعث مرگ او شد. تحقیقات برای دستگیری عامل این جنایت ادامه داشت تا این‌که او صبح جمعه با مراجعه به پلیس کرج خود را تسلیم کرد. متهم به قتل وقتی مقابل بازپرس جنایی نشست، با اعتراف به قتل دامادش گفت: به دامادم اعتماد کامل داشتم. چند ماه قبل خانه‌ام در اسلامشهر را فروختم و مبلغ آن را به همراه حاصل دسترنج 30 ساله‌ا‌م، به دامادم دادم تا برایم در کرج آپارتمان بخرد. دامادم هم سه واحد آپارتمان به نام خودش خرید و قرار شد بعد از کارهای محضری آنها را به نام من سند بزند. همان‌موقع بنگاهدارها به من گفتند سند آپارتمان‌ها را مستقیم به نام خودت بزن، اما من قبول نکردم و ‌گفتم به دامادم اعتماد دارم. مرد میانسال ادامه داد: چند روز قبل از او خواستم به محضر برویم تا خانه‌ها را به نام من سند بزند. اما قبول نکرد و مدعی شد سه واحد آپارتمان متعلق به خودش است. این موضوع مرا عصبانی کرد و حس کردم دامادی که خیلی به او اعتماد داشتم، از من کلاهبرداری کرده است. شب حادثه چوبی از خانه برداشتم و به مقابل خانه‌اش رفتم. می‌خواستم او را بترسانم تا همراهم به محضر بیاید و سند آپارتمان‌ها را به نامم کند. با هم درگیر شدیم و از بخت بد من، چوب در دست چپم بود. دست چپم خیلی قوی است. با آن یک ضربه به سر دامادم زدم و بعد هم محل را ترک کردم. چند سال قبل هم با چوب به سر پسرم ضربه زده بودم که چند روز بیهوش شد و بعد حالش خوب شد. فکر کردم دامادم هم چند روز بیهوش می‌شود. روز بعد وقتی فهمیدم او کشته شده، تصمیم گرفتم خودم را تسلیم کنم.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام