کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
شنبه, 10 آبان 1399   Saturday 31 October 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 24 مرداد 1399

صفحه خبر: سیاسی

آفتاب یزد-گروه فرهنگی: ایرج محمدی یکی از تهیه‌کنندگان باتجربه تلویزیون است و نامش در کنار سریالهای خاطره‌انگیزی مثل «قصه‌های تابه‌تا»ی مرضیه برومند، «خانه بدوش»، «متهم گریخت»، «ترش و شیرین»، «بزنگاه»ی رضا عطاران تا مجموعه‌هایی چون «نرگس» و «دردسرهای عظیم» آمده است. این فعال حوزه ساخت و انتشار سریال‌های تلویزیونی چندی پیش در گفتگویی درباره مسائل مختلفی که در حوزه کار در رسانه ملی و بیرون از آن (شبکه نمایش خانگی) سخنانی را مطرح کرده بود. سخنانی که در این گزارش بنا داریم به مهمترین بخش‌های آنها بپردازیم.
= تلویزیون مرجع چهره‌سازی است
از دیرباز، خیلی دیرتر از زمانهایی که تلویزیونهای رنگی راهی خانه‌های مردم شود، رسانه مشغول چهره‌سازی بود، اصلا یکی از ویژگیهایش همین است، نه اینکه مسئولان و برنامه سازان در رسانه ملی تلاش کنند که افرادی که مقابل دوربین می‌روند، مشهور شوند، بلکه این مسئله جزو یکی از خصلت‌های دوربین است و چون دوربین صدا و سیما مخاطب بیشتری دارد و جمعیت کلانی حداقل ساعتی از شبانه روز خود را به تماشای برنامه‌ای از برنامه‌های این رسانه اختصاص می‌دهند، حتی می‌توان ادعا کرد که یک اخبارگو هم در رسانه ملی به چهره‌ای شناخته شده بدل می‌شود، نمونه بارز این ادعا هم افرادی هستند که به عنوان استندآپ کمدین در برنامه‌هایی مانند «خندوانه» شرکت کرده و با یکدیگر به مسابقه پرداختند و طولی نکشید که بعضی از آنها توسط کارگردانان مختلف برای بازی در سریال‌های متنوع به کار دعوت شدند. بنابراین می‌توان ادعا کرد که دوربین تلویزیون و نه خود رسانه ملی، دارای خصلت چهره‌سازی است و این چهره‌سازی به دلیل انبوه بسیار زیادی از مخاطب که تلویزیون دارد، این رسانه را به مرجع اصلی چهره‌سازی در تمام دورانها بدل کرده است. همانطور هم که مطرح کردیم از گذشته‌های دور این ویژگی همراه صداوسیما بوده است. هنرمندانی مانند عزت الله انتظامی، جواد خدادادی، شهلا ریاحی، علی نصیریان، مهین شهابی، جمشید مشایخی، اسماعیل داورفر، داوود رشیدی، حمیده خیرآبادی، محمدعلی کشاورز، فاطمه معتمدآریا، رضا رویگری، اکبر عبدی و... جز کسانی هستند که در گذشته‌های دور حتی با آنکه برخی شان بر پرده سینما تا حدی اسم و رسمی برای خود دست و پا کرده بودند، اما هنگامی که وارد تلویزیون شدند و برای اولین بار تصویرشان از جعبه جادویی پخش شد، اولین قدم در چهره شدن خود را برداشتند. از آن زمان به بعد تلویزیون‌ها از سیاه و سفید به رنگی و از رنگی معمولی به رنگی فلترون، ال سی دی، ال‌ای دی، او ال‌ای دی و... توسعه پیدا کردند، اما آن خصوصیت قدیمی همواره همراه رسانه ملی بود، زمان گذشت و دوران قدیمی‌ها به سر آمد با آنکه هنوز در رسانه ملی کار می‌کردند و حتی زمانی که به بازنشستگی رسیدند و برخی شان متاسفانه چهره در نقاب خاک کشیدند و خاکیان را تنها گذاشتند، باز هم به عنوان چهره‌های مردمی که از طریق رسانه ملی مشهور شده بودند، در قلب مخاطبانشان برای همیشه تاریخ ماندگار شدند. نسل‌های بعد هم مشمول همین ویژگی دوربین صداوسیما شدند. بازیگرانی مانند مهران مدیری، رامبد جوان، جواد رضویان، رضا عطاران، رضا شفیع جم، سعید آقاخانی، مجید صالحی و... هم در تلویزیون دیده و به چهره‌های مشهوری تبدیل شدند و پس از آن راهی سینما شدند، این رسانه آنقدر نقش مهمی داشته و دارد که هنوز هم هنوز است برخی از این هنرمندان در آن مشغول فعالیت هستند. بنابراین آنچه ایرج محمدی در آغاز سخنانش بیان می‌کند کاملا صحت داشته به هیچ وجه نمی‌توان منکر نقش بی‌بدیل رسانه ملی در چهره‌سازی از افراد حتی کاملا معمولی شد.
= در سالهای اخیر ما به استفاده از چند چهره محدود شده‌ایم
اما پرسش مهمی که در آغاز این بخش باید مطرح شود این است که این‌همه چهره‌سازی که تاکنون توسط تلویزیون صورت گرفته چه نتیجه‌ای برای این رسانه در بر داشته است؟ چند درصد از افرادی که صداوسیما آنها را به چهره‌ای برند بدل کرده، هنوز در این رسانه فعالیت می‌کنند؟ بی‌انصافی است اگر بگوییم تمامشان پس از آنکه معروف شدند، بلندپروازی کرده و از گوشه بام رسانه ملی به قصد سینما و شبکه نمایش خانگی پریدند، این واقعا بی‌انصافی است، همه که در عرصه بازیگری و کارگردانی در رسانه ملی برند نشدند، برخی شان غیر هنری و ورزشی بودند، نمونه بارزش همین عادل فردوسی پور، مگر غیر این است که در رسانه ملی پر و بال گرفت و رشد کرد، این درست که استعداد داشت، توانایی داشت، دانش داشت، اما چه شد که دیگر در رسانه ملی حضور ندارد؟ آیا خودش رفت؟ یا او را از کار کردن در تلویزیون محروم کردند؟ چرا؟ او که کارش را خوب انجام می‌داد، این همه هم که مردم تقاضا کردند برگردد، اما چرا برنگشت، برنگشت یا نگذاشتند برگردد؟ ایرج محمدی می‌گوید «در سالهای اخیر ما به استفاده از چند چهره محدود شده ایم، هرچند منظور این تهیه‌کننده آن چیزی نیست که در این بخش مطرح می‌شود، اما می‌شود از این جمله وام گرفت و این سوال را مطرح کرد که واقعا چرا به استفاده از چند چهره محدود شده ایم؟ چهره که می‌سازیمشان، بال و پرشان می‌دهیم، بعد زمانی که موقع بهره‌برداری کردن از آنان فرا رسید، رهایشان می‌کنیم و به این دلیل که مرجع چهره‌سازی هستیم، چهره‌های دیگری را که تازه می‌خواهیم آنها را برند کنیم، به جایشان قرار می‌دهیم.
= ریسک‌پذیری در این صنعت باید تبدیل به یک دستورالعمل بشود؛ چرا که معتقدم استفاده از چهره‌های شاخص ما را با محدودیت مواجه می‌کند
هرچند که ایرج محمدی در این بخش از سخنانش این موضوع را تایید می‌کند که باید به چهره‌های ناشناخته میدان داد که بتوانند وارد عرصه‌های هنری شوند و همانند بقیه هنرمندانی که روزگاری در اول راه بودند و امروز مشهور شدند، کار هنری خود را آغاز کنند، حتی محمدی یک قدم جلوتر گذاشته و عنوان می‌کند که موضوع استفاده از چهره‌های جوان باید به صورت یک دستورالعمل درآید تا همه ملزم به اجرای آن شوند، اما این تهیه‌کننده پاسخ این پرسش را نمی‌دهد که چه اتفاقی برای چهره‌هایی که پیش از این در رسانه ملی فعالیت می‌کردند و حال با ورود افراد جدید دیگر جایی برای آنها نیست، می‌افتد. اینکه میدان را برای ورود افراد جدید باز کنیم، اما از سوی دیگر دری را باز کنیم و به قدیمی‌ها بگوییم کار شما در اینجا تمام شده، بفرمایید بیرون، اصلا درست نیست. حتی اگر غیراخلاقی بودن این مسئله را هم ندیده بگیریم، افرادی که تاکنون در رسانه ملی کار می‌کردند، به کوهی از تجربه تبدیل شده‌اند که جوانان می‌توانند در کنار آنها به جای فعالیت در یک محیط
خنثی در محیطی سراسر تجربه به کار مشغول شوند.
ریسک پذیری به این معنی نیست که با بالاترین درجه خطرپذیری به دل مسائل مختلف بزنیم، بلکه مفهومش این است که با سنجیدن تمام جوانب اقدامی را انجام دهیم که در کنار پایین بودن درجه زیانی که ممکن است نصیب ما کند، نگاهی به جریان برنده شدن و موفقیت داشته باشیم، این در حالیست که ریسک پذیری که رسانه ملی تاکنون انجام داده گرچه برای عده‌ای از جوانان شغلی را فراهم کرده اما در نگاه کلی با نتیجه زیان با درصد بالا مواجه خواهد شد.
= زمانی که «دلنوازان» پخش می‌شد، شبکه‌های ماهوارهای کنداکتورشان را با ما تنظیم می‌کردند و زمان پخش این سریال درجا میزدند
این بخش از سخنان تهیه‌کننده سریال تلویزیونی «باران عشق» هم در نوع خود قابل توجه و تامل است و نشان می‌دهد که منبع آماری این تهیه‌کننده درباره سخنش تقریبا همان منبعی است که رسانه ملی گاها از آن برای ارائه آمارهای بالای خود در میزان رضایت مخاطبان از برنامه‌های تلویزیونی استفاده می‌کند. هیچ شکی نیست که سریال‌های مختلف تلویزیون که «دلنوازان» هم یکی از آنهاست مخاطبان خاص خود را دارند و کیست که نداند این سریال‌ها برای بسیاری از مردم جذابیت دارند و آنها را نگاه می‌کنند، اما در کنار اعتراف حقیقتی که بیان کردیم، باید این پرسش را نیز عنوان نماییم که آقای محمدی از کجا دانستند که شبکه‌های ماهواره‌ای کند اکتورهایشان را با ما تنظیم می‌کردند. چنین ادعایی دو مفهوم دارد، یکی اینکه در هنگام پخش سریال «دلنوازان» از بس این سریال خوب بود که شبکه‌های ماهواره‌ای برنامه‌های خود را طوری می‌چیدند که فرصت تماشای این مجموعه را داشته باشند، مفهوم دوم هم این است که آنها طوری برنامه ریزی می‌کردند که در زمان پخش «دلنوازان» یکی از بهترین سریال‌های خود را روی آنتن بفرستند تا حتی به اندازه اندکی هم که شده از مخاطب میلیونی این سریال بکاهند تا آنها به تماشای آن سریال ماهواره‌ای بنشینند. حال اینکه آقای تهیه‌کننده این آمار را بر اساس کدام فاکتورها بیان می‌کند، موضوعی است که باید به آن پرداخت. چرا که با استفاده از همان پارامترها می‌توان دست به تولید سریالهای انبوه با کیفیتی زد که چرخ تمام شبکه‌های ماهواره‌ای را برای همیشه پنجر کنند و مخاطبان برنامه‌های آنها را مجبور به چرخاندن آنتن هایشان به سمت برنامه‌های صداو سیمای ایران نمایند و خب چه چیزی از این بهتر؟ وقتی می‌توان با یک محاسبه ساده دو دوتا چهارتایی، با توجه به آماری که ایرج محمدی می‌دهد، در حوزه فرهنگ و هنر و تلویزیون دست به یک افتخارآفرینی بزرگ زد، چرا نباید از چنین پتانسیلی استفاده کنیم؟
= تلویزیون دست کسی را نبسته است و برای انتخاب چهره‌های جدید دست تهیه‌کننده باز است
این بخش از سخنان تهیه‌کننده مجموعه تلویزیونی «وکلای جوان» کاملا درست است، مصداق بارزش هم استفاده تهیه‌کنندگان و کارگردانان سریال‌های مختلف از چهره‌های اینستاگرامی در مجموعه‌های مختلف تلویزیونی است. بدیهی است که اگر استعدادی وجود داشته باشد چرا که نه؟ اما باز هم بیایید پرسشی را که در بخش‌های قبلی مطرح کردیم، در اینجا بیاوریم. تلویزیون دست تهیه‌کنندگان را برای انتخاب
چهره جای جدید باز گذاشته است، خب در چنین شرایطی تکلیف چهره‌های قدیمی که سالها در این حوزه فعالیت می‌کردند
چه می‌شود؟ اجازه دهید خودمان پاسخ این سوال را بدهیم.
- برخی از این چهره‌ها دیگر جایی در تلویزیون نخواهند داشت و یا برای همیشه بیکار می‌شوند و یا راهی سینما و شبکه نمایش خانگی خواهند شد.
- برخی از این چهره‌ها که عملا دیگر جایی برای ایفای نقش مقابل دوربین ندارند، به مجری گری در برنامه‌های تاک شو محور و همین‌طور مسابقات مختلف رو می‌آورند و اینگونه برای خود کاری دست و پا می‌کنند، اما همین اقدام آنها موجب بیکار شدن عده دیگری از فعالان عرصه مجری گری که اتفاقا آنها هم سابقه درخشانی در حوزه اجرا دارند، می‌شود.
- برخی دیگر نیز ناگهان از حرفه و هنر بازیگری به حرفه و هنر کارگردانی جامپ می‌کنند و یک شبه می‌شوند آقای کارگردان. حال این کارگردانان چه محصولی را ارائه خواهند داد، خدا عالم است.
- اما تجربه (حتی اگر بسیار اندک هم باشد) نشان داده که همیشه هم انتخاب و میدان دادن به چهره‌های جوان و جویای نام جواب نمی‌دهد و حتی ممکن است ریسک مدنظر ایرج محمدی که در بخش‌های پیشین به آن اشاره شد، نتیجه عکس دهد و جوان جویای نام از آن سوی پشت بام بیفتد، مثال بارز این افراد را می‌توان یکی از بازیگران جوانی دانست که سالها قبل در سریالی ایفای نقش کرد و پس از آن به عنوان مجری در یکی از برنامه‌های مناسبتی ماه رمضان چند برنامه‌ای را مقابل دوربین رفت، اما از بد حادثه امروز در فضای مجازی جولان می‌دهد، جالب اینجاست که او حتی یکبار خواست تجربه کارگردانی را هم در کارنامه خود ثبت کند، اما اینکه موفق به این کار شد یا نه، در حوصله این مقال نمی‌گنجد.
به هر روی آنچه مهم است اینکه علیرغم سخنانی که ایرج محمدی درباره سریال‌سازی در رسانه ملی مطرح می‌کند اما به نظر می‌رسد اگر کمی واقع بینانه‌تر به ماجرا بنگریم می‌توانیم مسائل و مشکلاتی را در بخش‌های مختلف مرتبط با برنامه‌سازی در تلویزیون مشاهده کنیم که به صورت چراغ خاموش مشغول صدمه وارد کردن به تلاشی که برنامه سازان مختلف صدا و سیما که بی‌شک ایرج محمدی هم شامل آنهاست، است. صدمه‌ای که فقط حوزه سریال‌سازی رسانه ملی را هدف قرار نداده، بلکه تصمیم دارد با تخریب این بخش، به میزان اعتماد و استقبالی که از سوی مخاطب به سریال‌های تولید شده، می‌شود، ضربه وارد کرده و آن را نابود کند، اتفاقی که با چشمان باز اگر بنگریم در می‌یابیم که مدتی ست کلنگ رخ دادنش به زمین خورده است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام