کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
سه شنبه, 08 مهر 1399   Tuesday 29 September 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 24 تیر 1399

صفحه خبر: اجتماعی

پسر جوان و دوستانش برای پایان دادن به یک اختلاف حساب مالی با مرد ثروتمند نقشه یک آدم ربایی را طراحی کردند اما این نقشه با قتل مرد ثروتمند در تهران پایان گرفت. به گزارش رکنا، 17 خرداد ماه امسال بود که دختر جوانی با حضور در اداره پلیس آگاهی تهران ادعا کرد پدرم سیروس که یک نانوایی بزرگ و تعداد زیادی مغازه و ملک دارد صبح امروز با توجه به تماس تلفنی که از سوی اتحادیه نانوایی با او گرفته شده بود به اتحادیه صنف نانوایان رفت اما دیگر از او اطلاعی ندارم. بدین ترتیب کارآگاهان اداره 11 پلیس آگاهی تهران برای تحقیقات پلیسی وارد عمل شدند و در تحقیقات از دختر این مرد پی بردند زن جوانی نیز از 2 ماه قبل با مرد 76 ساله در ارتباط بوده است و در اردیبهشت ماه نیز زمانیکه مرد ثروتمند در خانه نبوده خانه اش هدف سرقت
قرار گرفته است.
کارآگاهان به دستور بازپرس ششم دادسرای امور جنایی تهران تحقیقات را آغاز کردند و با حضور در اتحادیه صنف نانوایان پی بردند که هیچ تماسی از اتحادیه با سیروس گرفته نشده است و در این مرحله مشخص شد که سیروس پس از
خارج شدن از اتحادیه صنف نانوایان سوار بر یک پراید سفید شده و
دوربین های مداربسته تصویری از یک پسر جوان که سوار بر موتور در تعقیب سیروس بود به دست آوردند. کارآگاهان در ادامه توانستند مخفیگاه طناز را که با سیروس در ارتباط بود در شهرهای اطراف تهران به دست بیاورند و وقتی این دختر دستگیر شد ادعا کرد که اطلاعی از سرنوشت سیروس ندارد. کارآگاهان در ادامه تحقیقات از طناز پی بردند که این زن جوان از طریق یک جوان آرایشگر که اطلاعاتی از زندگی سیروس داشته با وی آشنا شده است که در این مرحله کارآگاهان به سراغ جوان آرایشگر رفتند. جوان آرایشگر در بازجویی های پلیسی ادعا کرد که یکی از مشتریانش به نام مسعود که نانوا است درباره اجاره کردن مغازه نانوایی و فسخ قرار دادش با سیروس صحبت کرد و گفته بود که سیروس پول او را خورده و پس نداده است.
ماموران در این مرحله تصویر به دست آمده از دوربین مداربسته را در اختیار جوان آرایشگر قرار دادند که این جوان ادعا کرد این جوان مسعود نیست ولی او را می شناسد و رضا نام دارد.
در حالی‌که تحقیقات برای پیدا کردن سیروس ادامه داشت ماموران کلانتری شهرری در جریان پیدا شدن جسد یک مرد در کانال
آب قرار گرفتند و کارآگاهان با توجه به ناپدید شدن سیروس و پیدا شدن جسد یک مرد احتمال دادند که جسد متعلق به سیروس است که خانواده مرد ثروتمند با دیدن تصویر جسد مرد پیدا شده عنوان کردند که این مرد پدرشان سیروس 76 ساله است. تیم پلیسی در تحقیقات فنی و اطلاعاتی پی بردند که سرقت های میلیونی از خانه سیروس از سوی همدستان طناز صورت گرفته و متهمان در پرونده سرقت هیچ نقشی در ماجرای ربوده شدن و قتل سیروس نداشتند. بدین ترتیب ماموران اداره 11 پلیس آگاهی تهران به سراغ رضا که تنها مظنون پرونده بود رفته و این جوان پس از دستگیری ادعا کرد با همدستی دوستانش اقدام به ربودن سیروس کرده و برای پنهان ماندن آدم ربایی به ناچار با همدستی یکی دیگر از دوستانش به نام محمد دست به قتل سیروس زده و جسد را داخل کانال آب رها کرده اند.کارآگاهان در گام بعدی به سراغ محمد رفته و پس از دستگیری مشخص شد طراح این باند مسعود همان جوانی است که در گذشته مغازه نانوایی را از سیروس اجاره کرده و خیلی زود مغازه را پس داده و با سیروس اختلاف حساب داشته است.
مسعود نیز در این مرحله دستگیر شد و مشخص شد در ماجرای ربوده شدن سیروس برادر مسعود و یکی دیگر از دوستانشان نقش داشتند که در ادامه 2 متهم دیگر باحضور در اداره 11 پلیس آگاهی تهران خود را تسلیم ماموران کردند. کارآگاهان در تحقیقات پی بردند که مسعود قصد داشته با ربودن مرد ثروتمند اختلاف حساب 20 میلیون تومانی اش را تسویه کند اما وقتی این مرد حاضر به پرداخت پول نمی شود محمد و رضا او را سوار بر خودرو می کنند در مسیر رضا از مرد ثروتمند می خواهد که 30 میلیارد تومان به آنها پرداخت کند تا او را آزاد کنند اما سیروس با پیشنهاد آنها مخالفت کرده و در ادامه 2 پسر جوان با سیم اقدام به خفه کردن وی کرده و جسدش را داخل کانال آب رها کرده اند.مسعود 22 ساله که در شغل نانوایی مشغول به کار بوده در حالیکه دوستانش به خاطر او دست به قتل زده اند می گوید دوستانم چوب رفاقت با مرا خوردند و هیچ کدام از ما قصد کشتن سیروس را نداشتیم. مسعود گفت: در شبکه های اجتماعی آگهی اجاره یک مغازه نانوایی در قیطریه را دیدم و همراه پدرم برای اجاره کردن مغازه به آنجا رفتیم که قرار بود 100 میلیون تومان پول پیش و 20 میلیون تومان اجاره بدهیم اما صاحب مغازه عنوان کرد که هیچ رسیدی به ما در خصوص 100 میلیون
نمی دهد.
وی افزود: سیروس پذیرفت که 100 میلیون تومان را نگیرد و در ابتدا 20 میلیون تومان پول اجاره را پرداخت کنیم و من پول را جلوی 2 مرد بنگاه دار پرداخت کردم اما از روز اول که شروع به کار کردیم سیروس ما را اذیت می کرد تا حدی که تصمیم گرفتم دیگر در آنجا کار نکنم که سیروس پذیرفت اما ادعا کرد که هیچ رسیدی از پول نداده و 20 میلیون را
پس نمی دهد. طراح قتل مرد ثروتمند ادامه داد: از طریق قانونی اقدام کردم که بخاطر کرونا ویروس کار زمانبر شد و ادارات
نیمه تعطیل بودند و من 20 میلیون تومان را با فروش طلاهای مادر و خواهرم تهیه کرده بودم و هر روز به دنبال یک نقشه بودم تا پولم را پس بگیرم که از دوستانم کمک خواستم. مسعود گفت: سیروس را به بهانه اتحادیه از خانه بیرون کشیدیم و
2 تن از دوستانم به عنوان مسافرکش او را سوار بر خودرو کردند که در میان راه سیروس متوجه ماجرا شد که دوستانم با زور او را به باغی که ما در انتظارشان بودیم رساندند.
این جوان ادامه داد: در آنجا از سیروس خواستم 20 میلیون را بدهد اما مخالفت می کرد تا اینکه تصمیم گرفتیم او را رها کنیم اما 2 تن از دوستانم می گفتند او را باید به قتل برسانیم چون ما را می شناسد و پس از رهایی به پلیس گزارش
می دهد اما من خواستم او را نزدیک خانه اش رهایش کنند. وی افزود: من اطلاعی از قتل نداشتم تا اینکه دوستانم صبح روز 18 خرداد به باغ آمدند و گفتند سیروس را به قتل رساندند و جسدش را داخل کانال آب انداختند. مسعود در پایان گفت: 100 میلیارد هم ارزش این کار را نداشت و باید هر کاری را از مسیر قانونی ادامه داد.
محمد 20 ساله در خصوص قتل مرد ثروتمند گفت: وقتی تصمیم بر آن شد که پیرمرد را رها کنیم او را سوار بر خودرو کردیم و در مسیر پیشنهاد دادم 30 میلیارد پول به ما بدهد تا او را به قتل نرسانیم اما سیروس نپذیرفت و چون می ترسیدیم او ما را به پلیس لو بدهد تصمیم گرفتیم او را بیهوش کنیم و بعد داخل کانال آب بیندازیم. وی افزود: داخل ماشین یک کابل شارژر بود که آن را دور گردن سیروس انداختم و یک سمتش دست من بود و سر دیگر سیم دست رضا بود و آنقدر کشیدیم تا بیهوش شود، یادم می آید او زنده بود که سیم را رها کردیم، بیهوش نشد ولی وقتی به کنار کانال رسیدیم فکر کنم از ترس سکته کرده بود و دیگر نفس نمی کشید.
این جوان ادامه داد: به خاطر رفاقت این کار را کردیم و اصلا قصد کشتن نداشتیم ولی از ترس اینکه دستگیر شویم تصمیم به قتل گرفتیم تا راز این آدم ربایی پنهان بماند. پشیمانم شرمنده خانواده ام هستم، همه برنامه هایی که برای زندگی ام داشتم خراب شد و از خانواده مقتول می خواهم مرا ببخشند، می دانم اشتباه بزرگی کردم اما باور کنید هیچ وقت فکر
نمی کردیم باعث مرگ این مرد شویم.
رضا 20 ساله نیز گفت: می خواستیم سیروس را بیهوش کنیم اما ناخواسته او را کشتیم، وقتی به کنار کانال رسیدیم محمد دست های او را گرفت و من پاهایش را گرفتم و لب جدول گذاشتیم و جسد را داخل کانال انداختیم. فکر نمی کردیم دستگیر شویم اما خیلی زود دستمان رو شد و پشیمانم. وی افزود: وقتی سیروس در باغ بود کلید خانه اش را گرفتیم و برای سرقت به خانه اش رفتیم اما فقط کلید در ورودی به حیاط را داشتیم، وقتی به آنجا رسیدیم متوجه شدیم کسی داخل خانه است و حتی چراغ راه پله ها نیز یک بار روشن و خاموش شد به همین خاطر دست خالی برگشتیم و بعد تصمیم به رهایی سیروس گرفتیم که در مسیر برای اینکه راز آدم ربایی و
سرقت مان فاش نشود دست به قتل زدیم.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام