کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
چهارشنبه, 07 خرداد 1399   Wednesday 27 May 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 03 خرداد 1399

صفحه خبر: فرهنگی

آفتاب یزد – گروه فرهنگی: امروز روز باشکوهی است، روز آزادسازی خرمشهر، خرمشهری که در دوران 8 ساله دفاع مقدس بیشترین جفاها را از رژیم بعث صدام دید و مردمانش یا مجبور شدند خانه و کاشانه هایشان را ترک کنند و یا بمانند و با دست خالی مقابل دشمن بایستند تا ثابت کنند خاک وطن نه فروشی است و نه اشغال شدنی. از آن زنان و کودکانی که در میانه شهر پنهانی و یواشکی از لای در بیرون را می پاییدند تا پیرمردها و پیرزنانی که از غیرت و ناموس پرستی جوانان ایرانی حکایت ها دیده و شنیده بودند و می دانستند که صدام و همراهانش حتی نخواهند توانست ذره شنی از این خاک گوهربار را برای همیشه از آن خود کنند. آخر صدام عددی نبود که بخواهد برای جوانان ایرانی که شهادت جزو آمال و آرزوهایشان بود، خط و نشان بکشد و بخواهد بخشی از سرزمین ایران را به خاک خود ملحق کند و به جهانیان بگوید که ایران را اشغال کردیم. روز سوم روزی ست با شکوه، همانند بسیاری از روزهایی که در طول هشت سال دفاع مقدس بر تارک تاریخ، به عنوان روزهای باشکوه برای ایران و ایرانی ثبت شدند و برای همیشه به عنوان اثبات نامه ای برای غیرت جوانان و رزمندگان ایرانی در تاریخ ماندگار شدند. روز سوم همان روزی ست که آن صدای همیشه مانا در اذهان مردم ایران از رادیو اعلام کرد:
«شنوندگان عزیز، توجه فرمایید. شنوندگان عزیز، توجه فرمایید. خرمشهر، شهر خون و قیام آزاد شد»
روز سوم همان روزی ست که خرمشهر، پس از 576 روز اشغال توسط نیروهای ارتش عراق در سال 1361 طی عملیات
بیت المقدس فتح و از عراق بازپس گرفته شد. فتحی که با بازتاب گسترده ای در سراسر جهان همراه شد و همگان دریافتند که جوانان ایرانی برای خاک و ناموسشان حتی از فدا کردن جان خویش نیز ابایی ندارند. از همان زمان شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ روز ۳ خرداد را به عنوان؛ روز مقاومت، ایثار و پیروزی در تقویم رسمی ایران نام‌گذاری کرد.‌
اما اتفاق مبارکی که درباره آن قلمفرسایی می کنیم یکی از اتفاقات مهم در طول تاریخ چه برای سرزمین ما و چه در سرزمین های دیگر محسوب می شود؛ چرا که در یک سوی این مبارزه کشور عراق بود که سردمدارش مردی با خصوصیتهای عجیب و غریب به نام صدام حسین بود که یک دنیا پشت سرش صف بسته بودند و مدام ارتشش را از همه لحاظ ساپورت تسلیحاتی می کردند و از هیچ کمکی برای رسیدن به اهداف شومشان به صدام و صدامیان فروگذار نمی کردند و در سوی دیگر جوانان و حتی نوجوانانی بودند که بعضی هایشان از پشت میز و نیمکت های مدرسه بلند شده و درس و مشق را رها کرده و برای دفاع از مام میهن به سمت
جبهه های جنگ گسیل شده بودند. جوانان و نوجوانانی که رهبرشان،
فرزانه ای به نام روح الله موسوی خمینی بود. هنوز زمان زیادی از پیروزی انقلاب در سال 1357 نگذشته بود و لبخندهای مردم بابت این پیروزی هنوز روی لبانشان بود که صدام دیوانه وار تصمیم گرفت به خاک ایران حمله کند. اتفاقی که در 31 شهریور سال 1359 رخ داد و طبیعتا مردم ایران به دفاع از کیان و سرزمینشان پرداختند. برای ما جنگ، جنگ نبود به این دلیل که همیشه اعلام کرده ایم که مردمانی صلح طلبیم و از جنگ و خونریزی بیزار. اما وقتی کسی بخواهد به خاک و ناموس ما چپ نگاه کند، آنگاه بر می خیزیم و در مقابلش نه به جنگ، بلکه به دفاع می ایستیم. درباره جنگ تحمیلی عراق‌ علیه ایران هم همین‌گونه بود. مردم در خانه های خود نشسته بودند که صدام به خیالش زد که به خاک ایران حمله کند و اتفاقا این کار را هم انجام داد. اما مردم ایران 8 سال تمام در مقابل این مرد عجیب و غریب و خونریز تاریخ ایستادند و ایستادند و ایستادند. در میان این نبرد نابرابر که می توان از آن به عنوان دفاع مقدس مردم ایران در برابر تمام جهانیان نام برد، بسیاری از هموطنانمان جانشان را از دست دادند و به درجه رفیع شهادت نائل آمدند؛ اما هرگز حتی به اندازه یک قدم عقب نشینی نکردند و هر فردی که گلوله خورد و شهید شد، فرد دیگری جایش را پر کرد و نگذاشت که ماجرای دفاع مقدس حتی به اندازه سر سوزنی کمرنگ شود. ما مردم ایران خونها دادیم، خون دلها خوردیم، صدامیان نارنجکها به گردن پیرمردانمان در همان خرمشهری که امروز روز باشکوه اوست، بستند و خودشان در گوشه ای پنهان شدند و از دور شاهد شهادت مردمان ما شدند و از ته دل قهقهه زدند بر عمل شیطانی و سفاکانه شان، اما ما مقاومت کردیم. صدامیان شهرهای ما را، خانه های مسکونی ما را، زنان و کودکان ما را در حالی که شب هنگام خواب ناز بودند به
فجیع ترین شکل ممکن بمباران کردند و موجب ریخته شدن خون مردم بیگناه شدند و آنان را به شهادت رساندند، اما ما مقاومت کردیم.
صدامیان شهرهای ما از جمله سردشت را بمباران شیمیایی کردند و مردم را طوری به مصیبت های بی اندازه در زندگی گرفتار کردند که هنوز هم که هنوز است آثار آن اقدام سفاکانه در زندگی برخی از رزمندگان و مردمی که در آن زمان در آن منطقه بودند، وجود دارد. مصداق بارز این موضوع هم همین اخبار شهادت برخی از جانبازان جنگ تحمیلی است که برخی از آنها آن روزها به واسطه همان بمباران شیمیایی و استفاده بی رحمانه از گاز خردل که
بی شک گواه محکمی بر حمایت کشورهای دیگر از رژیم بعث صدام بود، مجروح شدند. ما بمباران شیمیایی شدیم، اما باز هم مقاومت کردیم. با تانک از روی خانه ها و زمین ها و حتی نوجوانانمان ( شهید حسین فهمیده) عبور کردند، اما باز هم مقاومت کردیم. در دوران جنگ و حتی پس از پایان جنگ تحمیلی اسرایمان را در اردوگاه های مخوف شکنجه کردند، کتک زدند، سوزاندند، به شهادت رساندند و تمام اینها را از چشم صلیب سرخ جهانی پنهان کردند، اما ما باز هم مقاومت کردیم. صدام و صدامیان به هر روشی که در فکر و ذهن بشر می رسد و نمی رسد تلاش کردند و حتی بیش از حد توانشان تلاش کردند که بتوانند خاک سرزمین ما را از آن خودشان کنند، مردم ما را به اسارت بگیرند و به شهادت برسانند، ما را به زیر سیطره خود درآوردند، آنها همه کار کردند و برای انجام این همه کار، از همه جهان هم مدد جستند، اما ما باز هم مقاومت کردیم. ما جوانمردانه مقاومت کردیم، جوانمردانه ایستادیم، جوانمردانه مردم بی گناهشان را به خاک و خون نکشیدیم، جوانمردانه در جریان حمله H3 با هواپیماهایمان به طرز عجیب و غریب و باور نکردنی ای بدون آنکه حتی یک تیر به ما اصابت کند، خاک عراق را دور زدیم و هواپیماهای جنگی شان را در دورترین منطقه که هیچکس حتی به ذهنش نمی رسید، بمباران کرده و از بین بردیم تا صدام نتواند با همان هواپیماها ناجوانمردانه خانه ها و مدارس مردم بیگناه ما را بمباران کند. ما جوانمردانه با اسرای عراقی رفتار کردیم و از بهترین غذاهایمان، بهترین لباسهایمان، بهترین امکاناتمان به آنها دادیم. هنوز هستند در این سرزمین مردمی که از خاک عراق و از دست صدام و صدامیان فرار کردند و به ما پناهنده شدند و در اینجا سکنی گزیدند. ما جوانمردانه ایستادیم، جوانمردانه مقاومت کردیم و جوانمردانه اجازه ندادیم حتی یک وجب از خاک سرزمینمان نصیب صدام و همفکرانش شود. ما خرمشهر را پس گرفتیم و آن را آزاد کردیم، چرا که آن خاک، بخشی از سرزمین ما بود که به اشغال رژیم بعث عراق درآمده بود. امروز، روز با شکوهی است، روزی که متعلق به همه مردم ایران است، چه آنانکه در زمان جنگ تحمیلی، آن تجربه های تلخ را سپری کردند و چه آنان که امروز با خیالی آسوده به زندگی مشغولند و چه آیندگانی که هنوز فرصت به دنیا آمدنشان فرا نرسیده است. همه ما مردم ایران مدیون شهیدانی هستیم که در طول 8 سال دفاع مقدس جوانمردانه و با سر و دلی نترس در مقابل دشمنان دیو صفت ایستادند و گلوله خوردند و شهید شدند، اما اجازه ندادند خرمشهرهایمان نصیب به بیگانگان شود. باید بپذیریم و باور کنیم اینکه می گویند «ما در مقابل خون شهدا مسئولیم»، واقعا حقیقت دارد. همین چند وقت پیش بود که خبر رسید عنوان شهید از روی تابلوی کوچه ها و خیابانها برداشته شده است و کوچه ها و خیابانها با نام افراد خوانده می شود. واقعا چرا باید چنین اقدامی صورت گیرد؟ وقتی این اتفاق بیفتد نسل های بعد از کجا باید بدانند به چه علتی فلان کوچه یا خیابان به نام یک نفر ثبت شده است؟ وقتی عبارت شهید را از روی تابلوی یک کوچه یا خیابان بر می داریم و فقط نام و نام خانوادگی آن شهید را روی تابلو باقی می گذاریم، به این مفهوم است که یک پاک کن برداشته ایم و مشغول پاک کردن بخشی از تاریخ یک سرزمین هستیم، بخشی که می توان ادعا کرد نه تنها یک بخش مهم، بلکه مهمترین بخش از تاریخ معاصر سرزمین ایران است، چه آنکه اگر رشادت ها و جانفشانی های این افراد نبود، ما امروز در خاک سرزمینمان آسوده زندگی نمی کردیم. آیا هیچگاه از خودمان پرسیده ایم خرمشهر برای چه ازاد شد؟ خرمشهری که پس از آن نام خونین شهر را بر آن نهادند. بیایید باور کنیم که خون شهیدانی در راه دفاع از خاک و ناموس ایران و ایرانی بر زمین ریخته شد، بسیار ارزشمند و قابل احترام است. شهادت همان مردان بی ادعا بود که موجبات آزادسازی خرمشهر را فراهم کرد.
‏- خرمشهر پس از جنگ
خیلی از ما تا به حال سعادت این را نداشته ایم که به خرمشهر رفته و از نزدیک شاهد این شهر باشیم، اما خیلی ها که
رفته اند و با در و دیوارهای این شهر که در زمان جنگ هدف آماج
گلوله های دشمنان بودند، دل و دلبازی کرده اند و آمده اند و برای ما تعریف کرده اند که این شهر چند سال و حتی چند دهه پس از پایان جنگ تحمیلی چه حال و روزی دارد. خیلی از ما که نرفته ایم و از نزدیک شاهد حال و روز این شهر و مردمانش نبوده ایم، اما با فرض اینکه اوضاع زندگی در این شهر خوب است و همه چیز بر وفق مراد، باز هم از مسئولان و دست اندرکاران درخواست
می کنیم که به این شهر و مردمانش بیشتر رسیدگی کنند، هوایشان را بیشتر داشته باشند، خرمشهر و خرمشهریان به گردن تمام مردم ایران حق دارند؛ چرا که در طول جنگ تحمیلی این خرمشهر بود که به عنوان سپر بلا در مقابل دشمنان ایستاد و ایستادگی کرد و جانها و خونهای بسیاری را فدای خاک گوهربار ایران نمود. بنابراین ما و همه مسئولان باید باز هم جوانمردانه رفتار کنیم و به پاسداشت حرمت خون عزیزانی که در این شهر گلگون، جانشان را فدای خاک و هموطنانشان کردند، بیشتر و باز هم بیشتر به فکر حل مشکلات مردم و کل این شهر باشیم. باشد که بتوانیم به اندازه ذره ای از کاری که خرمشهر و خرمشهریان برای ما انجام دادند، برایشان انجام
دهیم.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام