کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
شنبه, 16 فروردین 1399   Saturday 4 April 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 08 بهمن 1398

صفحه خبر: فرهنگی

محمدرضا بحرانی‪-‬ «امیر» نام فیلمی است به کارگردانی نیما اقلیما، با شکل و شمایلی شبیه به سینمای هنر و تجربه. این فیلم داستان انفصال است. داستان آدمهای به بن بست رسیده، آدمهای تمام شده، رابطه‌های فروپاشیده، این فیلم زندگی دو خانواده از طبقه متوسط شهری را از نظر می‌گذراند. خانواده‌هایی که هر کدام به شکلی متلاشی شده‌اند. حلقه اتصال این دو خانواده، جوانی است به نام امیر که با روش ویژه خود سعی در ترمیم رابطه‌ها در هرکدام از خانواده‌ها دارد. پرسوناژهای فیلم هرکدام در دنیای خود زندگی می‌کنند. دنیاهای خودساخته‌ای که که الزاماً نقاط اشتراک و ارتباط چندانی با دنیای اطرافیانشان ندارد. در نتیجه اعمال و رفتارشان از سوی اطرافیان قابل درک نیست و این عدم ارتباط موجب کج فهمی،‌ بد فهمی و نافهمی تک تک اعمالشان از منظر اطرافیان است. در این میان امیر با رفتاری ابرانسان گونه همچون یک مصلح اجتماعی در پی ایجاد وصل و وفاق و وصال میان این همه بریدگی و انفصال و انفکاک است.
امیر علی‌رغم ظاهر نچسب و دافعه برانگیز خود، باطنی اخلاقی و مومن دارد. شخصیت ویژه او و شمایل رفتارش با اطرافیان شاید چندان عرف پسند نباشد اما او همواره در انتخابهایش اخلاقیات را در نظر می‌گیرد. امیر در روابط شخصی خود شکست خورده و جبران مافات این شکست خوردگی را در تلاش برای ترمیم روابط اطرافیانش می‌داند و در این راه او دست به از خودگذشتگی می‌زند. هیچگاه ادای یک قهرمان را در نمی‌آورد
چرا که خود را قهرمان نمی‌داند. آدم توداری است و حاضر نیست سفره دلش را پیش این و آن باز کند. حاضر نیست به شکست هایش اعتراف کند. تا کسی حرفی نزند او هم چیزی برای گفتن ندارد. می‌توان با او ساعتها در یک اتاق بود بدون رد و بدل شدن هیچ کلمه ای. حضورش تعیین‌کننده است. توانایی تحلیل مسائل، بازی کردن و ور رفتن با یک مسئله تا یافتن راه حل آن مسئله را دارد. وقتی از کسی یا چیزی خوشش بیاید به او لبخند نمی‌زند یا مهربانانه رفتار نمی‌کند. ابراز محبتش را به روش شخصی خود انجام می‌دهد. روشی که شاید چندان عرفی نباشد اما اخلاقی چرا. معمولاً به آدمها مستقیم نگاه نمی‌کند و نگاهش را می‌دزدد، خون سرد است. نه چیز خوشحال‌کننده‌ای او را خوشحال می‌کند و نه از چیز ناراحت‌کننده‌ای ناراحت می‌شود. در صورت او نمی‌توان نشانی از خوشحالی، غم، ترس، تعجب و... یافت. میمیک صورتی خشک، سرد و بی‌روح دارد. علی رغم ظاهر خشک و نامنعطفش توانایی ارتباط با گستره گوناگون آدمهایی که در اطرافش می‌زیند را دارد. با حفظ اصول خود. هیچگاه
احساساتی نمی‌شود. چرا که در گذشته از احساساتی شدن ضرر کرده. هنگام بروز مصاعب و سختی‌ها با داشتن انعطاف لازم از پس حل آن مشکل بر می‌آید.
به لحاظ بصری، فیلم از شیوه قاب بندی‌های پساکلاسیک بهره می‌برد. لوک روم‌های وارونه با فضای منفی زیاد، حجم بالایی از تصاویر فیلم را پوشش می‌دهد و این خود تکمله‌ای است برای القای حس به بن بست رسیدگی، تمام شدگی، فروپاشیدگی، انتهایافتگی و از هم گسیختگی انسانهای فیلم و رابطه‌هایشان. سبک دوربین آرام، نورپردازی‌های سرد و استفاده فراوان از تونالیته خاکستری همگی در جهت انفصالی هستند که فیلم بر آن
تاکید می‌کند.
در پایان باید یادآور شد که فیلمساز در وادی خلق شخصیتی ماندگار گام گذاشته؛ وادی که عبور از آن امری بس صعب و دشوار است. او سعی کرده امیری بسازد شایسته این نام. امیری که «امیر» باشد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام