کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
دوشنبه, 18 اسفند 1399   Monday 8 March 2021
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 25 تیر 1398

صفحه خبر: گزارش

جریان‌ها‌ی سیاسی در ایران تا چه میزان به نقدهای درون جناحی باور دارند و اساسا طی سالهای اخیر تا چه میزان شاهد پوست‌اندازی به ویژه در میان دو جریان اصیل اصلاح‌طلب و اصولگرا بوده ایم؟
بیان نظرات مخالف در هر دو جریان همواره مسبوق به سابقه بوده است اما این که به صورت سازمان‌مند این نقدها ارزیابی و نهایتا به راهبرد جدید جریان تبدیل شود؛ حداقل این مهم در میان اصولگرایان تاکنون مشاهده نشده است. در میان اصلاح‌طلبان هم سازوکاری برای ارزیابی سازمان مند نقدها وجود ندارد ولی در هر دو جریان؛ نظرات مخالف و تحلیل‌ها‌ی متفاوت ابراز می‌گردد. بنابراین علت فقدان سازوکار، نبود نظام ارتباطات میان حزبی کارآمد است و نه به این دلیل که جناح‌ها‌ درصدد سرکوب نظرات مخالف یکدیگر باشند.

در سالهای اخر هر دو جناح سیاسی روی وحدت و لیست واحد در انتخابات‌ها‌ی گوناگون تاکید کردند، ایجاد اجماع زیر سایه بزرگان و چهره‌ها‌ی شناسنامه دار سیاسی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ اساسا اجماع سازی بدین صورت با خود چه معایبی به همراه دارد؟
من اساسا معتقدم این مفاهیم باید بازتعریف شود. وحدت با اختلاف به طور کل خوب یا بد نیست. مهم نتایج حاصله و برونداد این دو رویکرد است. اگر حاصل وحدت این باشد که به لیستی از افراد بی‌کفایت دست پیدا کنیم و در نهایت اصولگرایان یا اصلاح‌طلبان مجبور شوند به چنین لیستی رای دهند؛ این وحدت چه ارزشی دارد؟ یا اگر اختلاف نظرها به ظهور چهره‌ها‌ی جدید با کفایت بینجامد؛ چه اشکالی دارد؟ پس وحدت و یا کثرت ذاتا نه خوب و نه بد است. مهم این است که در چه شرایطی و با چه بروندادی مواجه هستیم. اما از سوی دیگر معتقدم آنچه که مهم است اتخاذ روش‌ها‌یی برای رسیدن به افراد یا برنامه‌ها‌ی مفید است. مفید هم برای من در این شرایط خاص یک معنا دارد و آن به نفع مردم بودن است. به عبارتی افراد با برنامه‌ها‌ی موثری که به آرامش و راحتی معیشت مردم و حل مشکلات آنها کمک کنند.

فضای کنونی به علت فشارهای اقتصادی برای جناح اصلاح‌طلب از مطلوبیت لازم برخوردار نیست، چنین فضایی تا چه‌اندازه مطلوب جریان اصولگراست؟
اگر کسی از شرایط فعلی که زندگی بر مردم سخت است، خوشحال شود چون جریان رقیب امکان رای آوری ندارد؛ نه تنها اصولگرا بلکه انسان نیست. هیچ‌کس و هیچ جریانی نباید از سختی معیشت مردم به سود رای آوری جناح خود شاد گردد، همه ما وظیفه داریم کمک کنیم تا گره از مشکلات اقتصادی جامعه بگشاییم تا زندگی مردم راحت تر شود. آنچه فقط باید ما را نگران سازد؛ این مهم است که چرا یک جریان سیاسی فرصت‌ها‌ و ظرفیت‌ها‌ را در حوزه مدیریت از دست داده و امروز به دلیل ناتوانی و ضعف در مدیریت تا این حد روی مردم فشار وارد می‌شود. از این رو شادمانی از درد مردم به خاطر تحقق منافع خویش به دور از انسانیت است.

پس از فضایی کسالت آور شاهد حضور گسترده مردم در دو انتخابات 76 و انتخابات92 بودیم، اکنون زمان زیادی تا انتخابات اسفند ماه مجلس شورای اسلامی باقی نمانده است با توجه به فضای کنونی، آیا امکان تکرار تجربه76 و 92 در انتخابات مجلس پیش رو وجود دارد؟
سوابق نشان می‌دهد که همیشه مردم در حد قابل‌قبولی در انتخابات شرکت کرده‌اند و تفاوت شور یا بی‌رغبتی جامعه نسبت به انتخابات حدود ده تا پانزده درصد آراء است. این میزان از آراء هم معمولا در فضای دو قطبی و حساس زمان وقوع انتخابات به
صحنه وارد می‌شوند. الان به واقع چندان نمی‌توان حدس زد که ذهنیت مردم هنگام انتخابات چگونه است و آنها اساسا برنامه‌ای برای حضور در انتخابات دارند یا نه. البته تجربه مختصات این فضا را تا حدی در اختیار ما قرار می‌دهد. این فضای پرشور معمولا دو قطبی است، فضایی که در آن احتمال روی کار آمدن یک چهره رادیکال ضد آزادی‌ها‌ی اجتماعی یا مایل به رفتارهای تند با نتایج احتمالی پرهزینه برای مردم وجود داشته باشد. در این شرایط فردی که در تقابل با او باشد دارای رانتی می‌شود که احتمال پیروزی او را به حداکثر می‌رساند.

بخشی از جریان اصلاحات به تحریم انتخابات و بخشی به مشارکت محدود در صورت تایید صلاحیت شدگان اعتقاد دارند، هرکدام از این استراتژی‌ها‌ چه بازتابی در بین مردم دارد؟ مردم چگونه با این دو استراتژی برخورد خواهند کرد؟
احتمال تحریم انتخابات از سوی جریان اصلاحات اساسا نزدیک به صفر است زیرا آنها در شرایطی نیستند که نبودشان دغدغه خیلی مهمی برای جامعه به شمار برود. البته برای اصولگرایان هم شرایط همین است دغدغه‌ها‌ی اقتصادی مردم فعلا به حدی است که حوصله این بازی‌ها‌ی قدرت‌طلبانه از سوی جریانات مختلف سیاسی به ویژه دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا را ندارند. خود اصلاح‌طلبان هم می‌دانند، سیستم در سخت ترین شرایطش هم به آنها باج نداد چه رسد به شرایط فعلی که اصلاح‌طلبان در موضع ضعف هستند. بنابراین اصلاح‌طلبان در انتخابات شرکت می‌کنند اما مثل همیشه نگرانی اصلی شان شورای نگهبان و نظارت استصوابی است.

هیچ چیز در فضای سیاسی غیر محتمل نیست، بنابراین اگر فرض بر این بگیریم که جریان اصلاحات بخواهد انتخابات را تحریم و یا به صورت محدود در انتخابات اسفندماه پیش‌رو شرکت کند در این صورت، آرایش سیاسی انتخابات مجلس چگونه خواهد بود؟
همان طور که گفتم اصلاح‌طلبان به هیچ روی، انتخابات را تحریم نخواهند کرد. زیرا این کار کاملا خودکشی سیاسی است؛ اما به طور کل شرکت در انتخابات، محدود یا غیر محدود ندارد. این جریان در هر حدی شرکت کنند و چنانچه شکست بخورند به هر حال شکست خورده‌اند. بنابراین اقدام عاقلانه آن است که این جریان با تمام قوا وارد فضای
انتخابات شود.

با توجه به تحرکات احمدی‌نژاد در سالها و ماه‌ها‌ی اخیر و امکان تنوع آرایش سیاسی در انتخابات پیش رو، تا چه میزان احتمال می‌دهید جریان منصوب به احمدی‌نژاد قدرت عرض‌اندام در انتخابات مجلس آینده را داشته باشد؟
یکی از حدس‌ها‌ این است که کرسی ریاست مجلس در دوره یازدهم خالی شده و احتمال این که لاریجانی از ریاست مجلس برود، وجود دارد. به همین دلیل خیز برای کرسی ریاست مجلس وجود دارد. نمی‌دانم که لاریجانی تصمیم به کاندیداتوری دارد یا خیر؟ احتمال کاندیداتوری از قم را برای او کم می‌دانم، مخالفان تندی علیه او در قم کار می‌کنند. اما اگر لاریجانی از تهران کاندیدا شود به احتمال خیلی زیاد اصولگرایان معتدلی که هنوز او را قبول دارند از او حمایت خواهند کرد. همچنین اگر اصلاح‌طلبان هم نتوانند چهره‌ها‌ی اصلی خود را از مسیر شورای نگهبان عبور دهند ناگزیرند با کمک به لاریجانی جلوی تندروهای طرف مقابل را بگیرند. از سویی دیگر تیم قالیباف هم فعال است و در حال تنظیم سپاه رسانه‌ای خودش است؛
او تاکنون موفق هم بوده است. اما قالیباف هم مخالفان سرسختی دارد، چنانچه او بتواند تیمش را در سطح کشور از طریق احزاب هوادارانش سامان دهی کند امکان خیز برداشتن برای کرسی ریاست مجلس برای او هم وجود دارد. پایداری‌ها‌ فرد شاخصی در این حد ندارند مگر آن که روی جلیلی تمرکز کنند؛ حالا او می‌آید یا خیر، نمی‌دانم. از سویی هم اگر به احمدی‌نژاد هم فرصت داده شود، او فعال‌ترین طیف هوادار را در انتخابات خواهد داشت و چنانچه خودش هم کاندیدا شود احتمال رای آوریش بسیار بالا و خیز برداری برای ریاست مجلس را هم محتمل می‌دانم که البته ترکیب مجلس در این میان مهم است. فکر می‌کنم البته اگر شورای نگهبان کمی با تسامح برخورد کند، عجیب ترین انتخابات را بعد از انقلاب خواهیم داشت.
طی روزهای اخیر پس از فراخون انتخاباتی قالیباف برخی از این مهم سخن به میان آوردند که احتمال کاندیداتوری قالیباف در انتخابات مجلس وجود دارد در این صورت شاهد چه تحولاتی در مجلس خواهیم بود؟
ممکن است قالیباف کاندیدا شود و این امر محالی نیست. البته من اطلاع ندارم. اما بعید هم به نظر نمی‌رسد. همان طور که پیشتر اشاره کردم در صورت‌اندکی تساهل از سوی نهاد شورای نگهبان، شاهد رقابتی چند ضلعی در انتخابات مجلس پیش‌رو خواهیم بود.

چنانچه فرض را بر این بگیریم که در انتخابات مجلس پیش رو رقابت میان دو جریان اصولگرا و اصلاح‌طلب خواهد بود، در این صورت اصولگرایان با چه برنامه‌ای در انتخابات حاضر می‌شوند و برای ترغیب مردم جهت آمدن به پای صندوق رای چه خواهند کرد؟
آنچه که از مدتها پیش، فراروی ماست دیگر جریانی واحد به نام جریان اصولگرایی نیست. از سالها پیش گفتم ما الان اصولگرایان داریم نه اصولگرایی. اکنون جریان‌ها‌یی تحت نام اصولگرایی داریم که گاه اختلاف موجود در میان آنها از اختلاف با اصلاح‌طلبان کمتر است! بنابراین باید دید منظور کدام بخش و گرایش از اصولگرایی است؟ شاید مهمترین روش تشخیص آن است که ببینیم هرکدام قرار است کدامین دشمن و رقیب را سکوی پرش خود بر شمارند. گروهی در این جریان همچنان صف بندی سیاسی خود را با مسئله فتنه دارند و جریان اصلاحات را تحت نام فتنه گر به مثابه رقیب تعریف کرده تا از این طریق، نظام تبلیغی و جلب رای خود را سامان خواهند داد. گروهی نیز دولت روحانی را به عنوان کلیت هدف قرار داده و ضعف‌ها‌ی آن را برجسته خواهند کرد. برخی نیز روی بخشی از رویکرد دولت تمرکز خواهند کرد مثل برجام. گروهی هم در این جریان روی ضرورت همگرایی در شرایط فعلی برای رسیدن به مجلسی کارآمد تاکید خواهند کرد.

با توجه به تجربه ناموفق اصولگرایان در انتخابات‌ها‌ی اخیر، آیا می‌توان شاهد تحولات تازه در جبهه اصولگرایی و گفتمان جدید در این جریان بود و یا نواصولگرایی همه تحولاتی است که این جبهه در طول سالهای اخیر برای خود تعریف و به آن دست یافته است؟
جناح‌ها‌ی سیاسی کشور متاسفانه رسما نسبت به بازشناسی آسیب‌ها‌ی خود اقدام نمی‌کنند و هرکدام رفتار خود را نسبت با طرف مقابل تعریف کرده‌اند. اکنون نزدیک به سی سال از شکل گیری دوگانه اصلاح‌طلب - اصولگرا می‌گذرد. کلیت روابط سیاسی در کشور تغییر کرده است؛ بازیگران و فاکتورهای جدید وارد صحنه شده‌اند اما هنوز دو جناح ما بر همان روش گذشته خود عمل می‌کنند. مانند دو مشت زن که بیست و چند سال بر سر و صورت یکدیگر می‌کوبند در حالی که صحنه و محیط پیرامون آنها تغییر کرده است اما آنها بی‌اعتنا به تغییرات مسائل پیرامون خود همچنان به همان روند ادامه می‌دهند. نواصولگرایی که سال‌ها‌ پیش من مطرح کردم با آنچه که اکنون مطرح می‌شود، طبعا تفاوت‌ها‌ی اصولی دارد. نواصولگرایی باید محصول یک فرایند نقد جدی هم از لحاظ مفهومی و نیز رفتاری می‌بود؛ صرف تغییر نام و افزودن پیشوند به آن، لزوما موجب تحول در گفتمان نمی‌شود هرچند که خود این اقدام هم می‌تواند نشان از یک نیاز فزاینده باشد.

به نظر می‌رسد که جریان اصولگرایی معتقد به این مهم است که باید پذیرای یک گفتمان روشنفکری اصولگرایانه برای خود باشد قبلا افرادی نظیر علی مطهری و علی لاریجانی با مطرح کردن برخی اظهارات که برخی اصولگرایان بیان نمی‌کنند نشان دادند که این استعداد و توان برای پذیرش گفتمان روشنفکری در جریان اصولگرایان وجود دارد از این رو، اکنون با توجه به انتخابات مجلس پیش رو نشانی برای بروز و ظهور چنین گفتمانی در میان این جریان می‌بینید؟
اصولگرایان ماهیتا نمی‌توانند ساختار شکن باشند. زیرا دفاع از نظام اسلامی جزو اصول و باورهای سیاسی این جریان محسوب می‌شود. اما نقدهای اصولگرایان در حوزه عدالت طلبی ممکن است فشار زیادی روی دولت یا بعضا بخش‌ها‌یی از حاکمیت وارد کند.

ائتلاف اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان در انتخابات مجلس منجر به کاهش حضور پایداری‌ها‌ در مجلس94 شد. در صورتی که این دو جریان نخواهند در انتخابات پیش رو با یکدیگر وارد ائتلاف شوند در این صورت جبهه پایداری و یاران آیت الله مصباح یزدی تا چه‌اندازه در تسخیر مجلس یازدهم موفق خواهند بود؟
از فرآیندی که به لیست امید انجامید، به ویژه در درون جریان اصلاح‌طلبان اطلاعی ندارم اما به عنوان یک ناظر بیرونی معتقدم که لیست امید و حضور اصلاح‌طلبان در مجلس اخیر برای اصلاح‌طلبان اگر منفی نبوده؛ مثبت هم نبوده و بیشتر فاقد ارزش افزوده بوده است. به هر روی، به نظر می‌رسد که شرایط کنونی دال بر این است که وضع اصولگرایان در انتخابات پیش روی مجلس به دلیل نقدهایی که در جامعه نسبت به عملکرد دولت روحانی وجود دارد؛ بهتر از جریان اصلاحات است.

جنابعالی می‌گویید وضعیت اصولگرایان به دلیل نقدهای وارده به عملکرد روحانی بهتر از اصلاح‌طلبان است در حالی که اصولگرایان عملکرد چندان مطلوبی در سالهای گذشته از خود به جای نگذاشتند و به تبع آن، پایگاه اجتماعی شان را از دست داده‌اند، با این همه، چرا تصور می‌برید که وضعیت اصولگرایان بهتر از اصلاح‌طلبان است؟
به دلیل رفتار سیاسی رای دهندگان می‌توان
به‌طور نسبی مدعی شد که معمولا اقبال به جریانات رقیب، چرخشی است. اکنون پس از حاکمیت دولت نزدیک به اصلاحات، احتمال گرایش به جریان رقیب نامعقول نیست. از این رو به نظر می‌رسد که در انتخابات پیش رو، شاهد اقبال جامعه نسبت به اصولگرایان باشیم. ضمن اینکه بخش‌ها‌یی از جامعه به دلیل ناامیدی‌ای که از مدیریت جریان‌های سیاسی مختلف دارند به این نتیجه رسیده‌اند که این جریان سیاسی شبیه آن جریان است و هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. چنین نگاهی سبب می‌گردد تا افراد ناامید از انتخابات دیگر براساس ساختار تشکیلاتی و لیست‌ها‌ی تعیین شده رای ندهند.

آیا اصولگرایان در انتخابات مجلس پیش رو
برنامه‌ای متفاوت برای ترغیب افکار عمومی دارند؟!
تا به حال برنامه‌ای مدون یا سامان مندی از سوی این جریان مشاهده نشده است؛ جز همان روش کهنه اثبات خود از طریق نفی رقیب که معلوم نیست باز هم امروز با این روش قادر به جذب افکار و آراء جامعه باشد.

برخی از خبرها، حکایت از فعال شدن شیخ نور «ناطق‌نوری» دارد تا چه‌اندازه احتمال حضور ایشان در انتخابات پیش رو وجود دارد؟ در صورت حضور ایشان در انتخابات شاهد چه تحولاتی خواهیم بود؟
نسبت به فعال شدن جناح مربوط به ناطق‌نوری تردید دارم. زیرا فکر می‌کنم به محض مطرح شدن ایشان در انتخابات، کسانی درصدد طرح پرونده‌ها‌یی برای منصرف کردن او از انتخابات بیفتند. از این رو،
نمی‌توان چندان نسبت به ورود ناطق‌نوری به انتخابات مجلس یازدهم مطمئن بود.

برخی بر این اعتقادند که علی لاریجانی قرار نیست در انتخابات مجلس دهم کاندیدا شود و او درصدد کاندیداتوری برای انتخابات ریاست جمهوری ١۴٠٠ است در این صورت تا چه‌اندازه امکان اجماع اصولگرایان روی او با توجه به اختلاف نظرهای موجود نسبت به علی لاریجانی و فاصله او با برخی از اعضای این جریان وجود دارد؟
احتمال اجماع سال‌ها‌ست که از خیمه اصولگرایی رخت بر بسته است. احتمال حمایت بخشی از اصولگرایان و اصلاح‌طلبان از لاریجانی در صورت کاندیداتوری برای ریاست جمهوری را بیش از احتمال اجماع اصولگرایان روی رئیس مجلس دهم می‌دانم. کسانی در جریان اصولگرایی هستند که هیچ تفاوتی میان رویکرد لاریجانی و رئیس دولت اصلاحات قائل نیستند، برای هر دو آنها یک حکم جاری می‌کنند. بنابراین در چنین وضعیتی اجماع اصولگرایان روی علی لاریجانی شوخی است.

به عنوان سوال پایانی، احمدی‌نژاد یک‌بار دیگر سفرهای استانی خود را از سرگرفته است، او طی روزهای اخیر به استان مازندران سفر کرده است، این به چه معناست؟ آیا رئیس دولت دهم می‌خواهد برای انتخابات مجلس لیست ارائه دهد؟
برنامه احمدی‌نژاد را باید از خودش پرسید. اما اگر چنین کاری کند با توجه به حجم هواداران و فعال بودن آنها اقدام خلاف عقلی نیست. احمدی‌نژاد بعضا بیش از جریانات مدعی قادر به بسیج عمومی هوادارانش است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام