کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
دوشنبه, 18 اسفند 1399   Monday 8 March 2021
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 25 تیر 1398

صفحه خبر: فرهنگی

با آنکه سه سال از درگذشت کارگردان «طعم گیلاس» گذشته و سرآخر هم علت مرگ او به صورت واضح و کامل مشخص نشد اما هنوز هم برخی خبرگزاری ها به ماجرای پرونده پزشکی عباس کیارستمی می پردازند و هر از چندگاهی به ماجرای مرگ این کارگردان برجسته سینما
می پردازند. در حالیکه خودشان هم خیلی خوب
می دانند که این کار بیشتر آب در هاون کوبیدن
است چرا که هرچقدر هم پرونده عباس کیارستمی در رسانه باز باشد و هرچقدر هم درباره علل مرگ او بنویسند اتفاقی که نمی افتد این است که اولا کیارستمی دیگر زنده نخواهد شد و ثانیا تغییری در رایی که برای پرونده او صادر شده ایجاد نخواهد شد. البته ممکن است که بازگو کردن ماجرای پرونده کیارستمی و صحبت کردن درباره اظهارات فرزندش موجب شود که پس از این کمتر شاهد اتفاقاتی شبیه اتفاقی که برای کیارستمی افتاد، باشیم. اما پرسش اینجاست که چرا این کیارستمی است که هم در زمان زندگی باید تاوان اشتباهات جامعه پزشکی را بدهد و هم در زمان درگذشت؟ مگر کیارستمی در زمان حیات و در روزهای پایانی عمرش که اگر مواظب بودیم او هنوز
زنده بود آنهمه عذاب و درد نکشید و
چهره اش در مدتی کوتاه آنقدر تکیه نشد که هنگامی که تصویر او را در ایوان خانه اش
دیدیم او را نشناختیم؟ چرا باید امروز که او را که دیگر در این دنیا نیست با ماجراهای دردآلود و عذاب آور به یاد بیاوریم؟‌ چرا باید مدام پرونده بی جواب از اشتباهات پزشکی این هنرمند را آنقدر مرور کنیم و مرور کنیم تا صدای پوشه پرونده نیز در آید که بابا بس کنید. مرگ کیارستمی را بس کنید. بس کنید از اینهمه گفتن از عذاب کشیدن‌های کیارستمی. اینقدر از درد کیارستمی نگویید. بگذارید کیارستمی راحت بخوابد. خود او گفته بود که زندگی کردن را بیشتر مرگ دوست دارد، پس چرا شما که اینهمه به او
لقب عالیجناب می دهید اینهمه از مرگ او می گویید و می نویسید؟‌ خودتان نوشته هایتان را مرور کنید. هفته به پایان نمی رسد مگر اینکه در جایی از پرونده مرگ کیارستمی
گزارش و حرف و حدیثی نوشته نشده باشد. وقتی زندگی هست، وقتی او عاشق زندگی بود، وقتی همه آثارش رنگ و بو و مزه زندگی می داد چرا مدام از مرگ او می نویسید؟ اگر می خواهید از کیارستمی بگویید «زندگی و دیگر هیچ» او را ببینید، بارها ببینید و بارها و بارها درباره اش بنویسید. کیارستمی اینهمه زندگی کرد و تنها یک بار مرد اما شما اینهمه درباره مرگش نوشتید و یکبار درباره
زندگی اش نه. شما را به خدا بس کنید. بیندیشید
به اینکه کیارستمی رفت اما برای همیشه در آثارش ماند. او زندگی را دوست داشت و از مرگ بیزار بود. اینقدر مرگ او با بلندگو فریاد نزنیم. بگذاریم کیارستمی بخوابد و اگر می خواهیم از او بنویسیم از زندگی اش بنویسیم، از آثارش بنویسیم، از کتاب‌هایش بنویسیم، از عکس هایش بنویسیم، زندگی نامه اش را بخوانیم، مرگ او را رها کنیم و باور کنیم که او نمرده است. کیارستمی نمرده است، او نمرده است وقتی هنوز دارد جایزه می گیرد،
او نمرده است وقتی برایش بزرگداشت
می گیرند، او نمرده است وقتی هنوز بازیگران
جایزه های جهانی شان به او تقدیم
می کنند، کیارستمی نمرده است و هرگز هم
نخواهد مرد. اگر مانند مسعود کیمیایی کیارستمی را بیشتر از آثارش دوست داشته باشیم هرگز اینقدر پرونده مرگش را ‌ روی میز زندگی نمی کوبیم. زندگی کیارستمی آنقدر زیبا و باشکوه بود که جایی برای مرگش وجود ندارد؛ بنابراین بیاییم ما هم برای زندگی زیبای او حرمت قائل شویم و مرگ او را فراموش کنیم، چه پرونده پزشکی باز مانده باشد چه بسته.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام