کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
سه شنبه, 08 بهمن 1398   Tuesday 28 January 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 03 اسفند 1396

صفحه خبر: باشگاه نویسندگان

در تعاریف جامعه شناسی، طبقه متوسط طبقه‌ای است که با اینکه برخلاف طبقه بالادست، به ابزار تولیدات صنعتی و سرمایه‌های بزرگ دسترسی ندارد، مانند طبقه فرودست گرفتار فقر و محرومیتهای مختلف اقتصادی و اجتماعی نیست و از رفاه نسبی برای زندگی معمولی (و نه تجملاتی) برخوردار است و بیشتر از پیشه‌وران، کارگران حرفه‌ای و بخصوص کارمندان خدمات شهری و بوروکراتها و شاغلان تحصیلکرده نظیر معلمان و پرستاران و امثالهم تشکیل شده و دلبستگی بیشتری به امور فرهنگی داشته و دغدغه‌های اجتماعی-سیاسی دارد و مهم‌تر از همه، با اینکه سرمایه‌دار نیست و زندگی مجللی ندارد، «فارغ از دغدغه‌های معیشتی است» و معیشت در اینجا نه رفتن به سفرهای لندن و جزایر‌ها‌وایی و رستورانهای لوکس و داشتن خانه‌های کاخ‌مانند و ماشینهای آخرین سیستم بلکه به معنای داشتن نیازهای اصلی زندگی نظیر خانه، غذای کافی و مغذی و پوشاک مناسب و کلا رفاه نسبی و داشتن پولی برای پس‌انداز و فعالیتهای تفریحی است و این مهم‌ترین تفاوت طبقه متوسط یا میانی با طبقه فرودست است که درگیر یک زندگی بخور و نمیر و گاهی نخور و بمیر است و هشتش گرو نه‌اش، نظیر اغلب کارگران و دستفروشان، بیکاران، بی‌سرپرستان فقیر و افرادِ به هر دلیل بی‌سرپناه و طرد شدگان اجتماعی.
در جامعه مدرن مبتنی بر عدالت اجتماعی، اکثریت جمعیت کشور را طبقه متوسط تشکیل می‌دهد که به طور کلی موتور محرک جامعه در امور فرهنگی و اجتماعی و سیاسی است. همانطور که ذکر شد مزیت اصلی آنها نسبت طبقه پایین، داشتن رفاه نسبی و نداشتن دغدغه برای نیازهای «اولیه» زندگی است که به آنها فرصت پرداختن به امور فرهنگی و اجتماعی و سیاسی را می‌دهد. در واقع، افرادی که دغدغه تامین معاش روزمره را نداشته باشند، خود به خود به مسائل دیگر نظیر موضوعات فرهنگی و سیاسی- اجتماعی جلب می‌شوند و این مسائل هم جزو دغدغه‌هایشان می‌شود، برعکس طبقه محروم که بخاطر درگیری مدام با مسائل اقتصادی، نه فرصتی برای این امور دارد نه علاقه و حوصله‌ای.
در ایران اما با بحرانی شدن وضع مالی اکثر مردم و کوچک‌تر شدن روزافزون سفره آنها، طبقه متوسط تا حد زیادی معنی واقعی‌اش را از دست داده است. بررسی علل به قهقرا رفتن اقتصاد کشور، بحثی است که کارشناسان اقتصادیِ مستقل بارها درباره‌اش گفته‌اند و تکرار کرده‌اند در گوش‌های کمتر شنوا. برخی از این بحرانها شامل این مواردند: کاهش ارزش ریال و در نتیجه گران‌تر شدن کالاها؛ کاهش تولید سرانه و افزایش چاپ اسکناس بدون‌پشتوانه (که حاصل مستقمیش تورم و کاهش ارزش پول ملی و رکود تورمی است) و حتی غیرمولد بودن اقتصاد نفتی که محتاج ابزارهای استخراج نفت و گاز است و نیازمند سرمایه‌گذاری‌های دهها و صدها میلیارد دلاری؛ رانت‌خواری و ربودن بیت المال به طور مستقیم و بی‌تعارف و با انحصارات مختلف، تحریمهای بین المللی که ضربه‌ای کاری بود بر اقتصاد نفتی ایران و نتیجه برخی سیاستهای کشور در عرصه خارجی.
این وضعیت، طبقه متوسط را بیش از پیش به طبقه فرودست نزدیک کرده است. بخش اعظم طبقه متوسط، که اکثریت نسبی جمعیتی را در شهرهای بزرگ دارد، از نظر توان مالی، در این سالیان تار و مار شده و گرفتار هزینه‌های معیشتی‌اش است و مزیتش نسبت به طبقه پایین به شکلی روزافزون رو به محو شدن است. آنها اما همچنان از نظر ویژگی‌های دیگر (اجتماعی و فرهنگی) جزو طبقه متوسط هستند و پدر و مادران‌شان، اغلب عضو این طبقه بوده‌اند، اما خود از نظر اقتصادی کم و بیش به طبقه پایین سقوط کرده‌اند و این وضعیت طبقه متوسط را تا حد زیادی از مفهوم اصلی‌اش تهی کرده است.
در نتیجه، طی سالیان اخیر خواسته‌های این طبقه از خواسته‌های اجتماعی-سیاسی فراتر رفته و مطالبات اقتصادی را به عنوان یک اولویت اساسی در بر گرفته است. لذا خواسته‌های بخش قابل توجهی از طبقه متوسط با خواسته‌های طبقه فرودست مشترک شده است. (همچنین، با توجه به پیشرفتهای تکنولوژیک در زمینه ارتباطات و به اشتراک گذاری اطلاعات و دانسته‌ها و افزایش سطح آگاهی‌ها و تحصیلات در میان بخش زیادی از اقشار فرودست، تعداد قابل توجهی از آنها فاصله فرهنگی و اجتماعی خود را با طبقه متوسط کم کرده یا از بین برده‌اند که این اتفاق بسیار خوبی برای کشور است و می‌تواند به مطالباتِ مبنی بر تعدیل وضعیت اقتصادی به سمت مثبت محور (رفاه عمومی) کمک شایانی کند و در ارتقای طبقه فرودست به طبقه متوسط موثر باشد، البته اگر نیازهای اقتصادی آنها نیز تامین شود). در عین حال، سقوط مالی طبقه متوسط در این چندین سال مطمئنا بر دغدغه‌های فرهنگی-اجتماعی آنان نیز تاثیر منفی گذاشته است.
باری، ناکارآمدی اقتصادی کشور در سالیان اخیر، که دلایلش متعدد است و افزایش فشارهای طاقت‌فرسا به طبقه متوسط (در کنار طبقه زیر متوسط که فقیرتر و شکننده تر از قبل شده) باعث شده
جامعه به طور کلی به دو طبقه اصلی تقسیم شود: طبقه متمول و بسیار ثروتمند بالا که حجم بالایی از آنها را سوگلی‌های رانت‌خوار تشکیل می‌دهند که سرمایه‌های باد آورده‌شان را اغلب در بانک بازی و واردات و خرید و فروش زمین و مسکن هزینه کرده یا در خارج سرمایه‌گذاری می‌کنند نه حتی در بخشهای صنعتی و تولیدی نزار داخلی و برای کمک به رفع بیکاری و تولیدات غیرنفتی کشور (که البته چنین انتظاری از سارقان بیت‌المال، متناقض با ماهیت وجودی آنهاست) و طبقه محروم شامل طبقه متوسط فقیر شده و طبقه فرودستِ فقیرتر (که گرچه وضع اقتصادی آنها با طبقه موسوم به متوسط متفاوت است، هر دو کم و بیش گرفتار محرومیت اقتصادی هستند). کما اینکه طبق آمار رسمی، دستمزد اغلب افراد طبقه متوسط، رقمی زیر خط فقر است. در نتیجه، خواسته اصلی طبقه متوسطِ رو به زوال، در کنار مطالبات دیگر، رفاه اقتصادی است، آن هم در کشوری ثروتمند که طبق همه قواعد جامعه مدرن، ثروت‌هایش به همه شهروندانش تعلق دارد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام