کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 15 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
جمعه, 30 شهریور 1397   Friday 21 September 2018
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 31 تیر 1394

صفحه خبر: سیاسی

آفتاب یزد- مریم علیزاده منصوری: آخرین سیزن سریال مذاکرات هسته‌ای ایران با شش قدرت جهان بالاخره بعد از دوازده سال به پایان رسید و با صحنه «اخبار مهم روز» وداع گفت و آن را به «دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی» سپرد تا نشان دهد که سپهر سیاسی این مرز و بوم همانطور که تاریخ ثابت کرده است هیچ گاه عاری از هیجان و تحول نخواهد ماند. این مهم را می‌توان در روزهای پس از حصول توافق هسته ای، از تکاپوی تمام احزاب و جناح‌ها دریافت که با برگزاری جلسات مختلف حال چه مراسم‌های افطاری باشد، چه میتینگ ونشست‌های همنشینی و میزگرد، و چه مصاحبه با رسانه ها، جملگی در حال تدارک برای شرکت در انتخابات مجلس دهم هستند.
در این میان با وجود آنکه سرانجام مطلوب مذاکرات بانی ایجاد یک وفاق ملی و سراسری در کشورگردید، به سود احزاب اصلاح طلب و اعتدال‌گرا تمام شد و به زیان احزاب اصولگرای تندرو. چراکه از آغاز روی کار آمدن دولت یازدهم طیف سیاسی اصلاح طلب و اعتدالگرا به صورت تمام قد از تیم مذاکره کننده هسته‌ای دفاع کردند و به موفقیت این مذاکرات امیدوار بودند و اکنون از اینکه پیش بینی هایشان به ثمر نشسته است خشنود هستند و با پشتوانه محکم تری پا به کارزار انتخاباتی گذارده‌اند اما اصولگرایان تندرویی که در دو سال گذشته، از به نتیجه رسیدن مذاکرات هسته‌ای بیم داشتند و گاه با هجمه‌های خود تیم مذاکره کننده را تیرباران می‌کردند، با وجود آنکه امروز از تلاش دیپلمات‌های هسته‌ای تمجید می‌کنند، پیش بینی هایشان نقش بر آب شد و درست در نیامد و امروز ناامیدانه پا به عرصه رقابت‌های انتخاباتی گذاشته اند!
احزاب اصلاح طلب، اصولگرا و حزب« باد»!
در قاطبه کشورها قوه مقننه بعد از قوه مجریه بالاترین نهاد سیاسی آن کشور است و شاید به تعبیری این نهاد قانون گذاری مهم ترین رکن آن کشور باشد. ایران نیز از این موضوع مستثنی نیست و ترکیب اعضای خانه ملت برایش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است چراکه ساختمان بهارستان تنها بنایی است در کشور که 290 نفر را از هر کلان شهر و روستا و با هر نوع طرز فکری در خود جای داده است منتها آنچه باعث رقابت بین افراد می‌شود این است که غالب این 290 صندلیٍ، سهم چه جناح و طیف سیاسی می‌گردد چراکه تصاحب حداکثر کرسی‌های بهارستان توسط یک گروه سیاسی خاص نه تنها در اجرای وظایف اصلی مجلس مثل نظارت بر کار دولت که بر انتخابات قوه دیگر یعنی قوه مجریه نیز تاثیر گذار است. از این حیث می‌توان انتخابات مجلس شورای اسلامی را اهم انتخابات‌های کشور دانست. بنابراین هر یک از احزاب سیاسی خواهان ائتلاف حداکثری و یک اتحاد کم نظیر در میان خود هستند. در این میان افرادی وجود دارند که تکلیفشان مشخص نیست و معلوم نیست که به چه گروه و جناحی تعلق دارند. در مورد این افراد که بسیاری از آن‌ها در مناصب مهم کشوری نیز حضور دارند شائبه‌هایی مطرح می‌شود که این افراد قصد ورود به کارزار انتخابات مجلس را دارند اما به صورت مستقل و بدون تعلق به جریانی خاص یا اینکه متعلق به حزبی هستند که در ایام انتخابات شکل می‌گیرد و با اتمام این رقابت ازهم فرو می‌پاشد. حزب باد! که
نه اصلاح طلب است و نه اصولگرا و نه حتی اعتدالگرا است و فقط در آستانه انتخابات‌ها هم سو با جهت وزیدن باد فعالیت می‌کند.
«حزب بادی ها»
با ورود حسن روحانی به عرصه یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، واژه اعتدال و اعتدال گرایی هم وارد ادبیات سیاسی این مرز و بوم شد و بدین ترتیب گفتمان جدید اعتدال روی کار آمد و تبدیل به حزب گردید و عضو گیری کرد و مبدل به دستاویزی شد برای افرادی که با تفکر اصولگرایی مخالف هستند و نزدیکی فکری بیشتری به اصلاح طلبان دارند اما بنا به دلایلی نمی‌خواهند تمایلشان را به این طیف سیاسی ابراز کنند. در چنین شرایطی چه جامه‌ای خوش دوخت تر از جامه اعتدال گرایی که به دولتی نزدیک است که با رای و حمایت اصلاح طلبان روی کار آمد و به‌تن‌کنندگان این لباس نیز دیگر به خاطر کارنامه منفی اصولگرایان در برابر
مردم گردنشان کج نیست. از طرفی این «حزب بادی»‌ها که بسیاری از آنها به همین مجلس نهم تعلق دارند نیک می‌دانند که خواهی نخواهی اتیکت سیاه مجلس نهم بر رویشان خورده است و بسیاری از آنها یا در دولت احمدی نژاد مشغول به کار بودند یا آنکه در همین مجلس در مقابل انواع فسادهای گذشته مهر سکوت بر لبانشان زده بودند و در این عمر دوساله دولت تدبیر و امید از هر گونه سنگ اندازی در برابر راه دولتمردان حسن روحانی دریغ نکردند. با این تفاسیر نه تنها خودشان نمی‌توانند به صورت مستقل وارد کارزار انتخاباتی شوند بلکه حتی با پیوستن به احزاب اصولگرا هم شانسی برای جلوس بر کرسی‌های مجلس دهم نخواهند داشت و حال که دولت یازدهم توانسته است در عرصه سیاست داخلی به توفیق‌های نسبتی و در عرصه سیاست خارجی به دستاوردهای تاریخی دست یابد، در قامت اعتدال گرا و طرفدار دولت وارد رقابت‌های انتخاباتی می‌شوند و به این ترتیب نیم نگاهی به جهت وزیدن باد می‌اندازند و وقتی آن را
هم‌سو و موافق دولت یافتند، در یک جریان سیاسی خود یعنی «حزب باد»
فعالیت می‌کنند.
اظهارنظرهای حزب بادی!
غالب حزب بادی‌ها اکنون در مجلس نهم در حال فعالیت هستند و گویی در این روزهای پایانی، تاب وداع با صندلی‌های سبزرنگشان را ندارند و به همین جهت سعی می‌کنند تا در واپسین لحظات جلوسشان بر این کرسی‌های زمرد رنگ بعد از 4 سال کمی هم صدای مردم شوند و
مطالبات آنها را پی گیری کنند. به طور مثال برخی اعضای فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی. دیگر حتی اصولگرایان نیز بر این موضوع اذعان دارند که 9 نماینده زن مجلس نهم مردانه ترین مصوبه‌ها را تصویب کردند و برای گوشه گیر نمودن زنان همت گماردند و در طول مدت نمایندگی‌شان واژه‌هایی را درباره زنان به کاربردند اما این روزها از خواسته‌های زنان به عنوان نیمی جمعیت مردم ایران سخن می‌گویند و از اینکه در بسیاری
از موارد بر زنان سخت گرفته می‌شود گله می‌کنند و این شکوه‌ها در سطح ریاست این فراکسیون هم مطرح می‌شود و از عدم توجه «به خواست زنان برای حضور در ورزشگاه ها» سخن می‌گویند و معتقدند که باید « نگاه سنتی در جامعه از بین برود و فرصت برابر میان زنان و مردان ایجاد شود». گویی که خواسته ورود زنان به ورزشگاه ها، ایجاد فرصت‌های برابر میان زنان و مردان و همینطور وجود نگاه سنتی به آن‌ها تنها در آستانه انتخابات مجلس به وجود آمده است و پیش از آن زنان چنین مطالباتی نداشته اند. اما دیگر اعضای حزب باد کسانی هستند که روزی خود را اصولگرا و حامی تمام قد احمدی نژاد می‌پنداشتند و این روزها صحبت از این می‌کنند که «احمدی نژاد اصلا اصولگرا نبوده» یا اینکه «اصولگرایان با حمایت‌های خود از احمدی نژاد مرتکب اشتباهی تاریخی شدند». این گروه بیشتر مایلند این روزها اعتدلگرا باشند تا اصولگرا و برآنند که موفقیت‌های دولت به نام آنها هم تمام شود چراکه این روزها جهت باد، موافق دولت یازدهم و جریان اصلاحات است.
قسم یا دم خروس؟
حال باید همانند همیشه گوی و میدان را به دست مردم سپرد و اجازه داد تا خودشان قضاوت کنند در مورد کسانی که در آستانه انتخابات‌ها رنگ عوض می‌کنند، تغییر قیافه می‌دهند و در ظاهری زیبا و آراسته از حقوق حقه مردم ایران سخن می‌گویند در چنین شرایطی ممکن است این سوال در افکار عمومی مطرح شود که قسم را باور کنیم یا دم خروس؟ اما به هر حال «حزب بادی ها» جزء لاینفک و «نخودی»های هر انتخاباتی هستند که در جامه‌ای متفاوت از آنچه همیشه به تن کرده اند، ظاهر می‌شوند و با قرار دادن خود در معرض رای مردم، شانس بسیار کم خود را امتحان می‌کنند و برای مدتی نامشان بر سر زبان‌ها می‌افتد و صدایشان در تریبون‌ها شنیده می‌شود. اما تبشان خیلی زود فروکش می‌کند این مهم را تاریخ نیز ثابت کرده است و باید با صراحت اعلام نمود که عدم وجود احزاب شناسنامه دار باعث شکل گیری تفکر حزب باد شده است و در صورتی که ضعف وجود حزب در کشور ادامه دار باشد باید اذعان کرد که در آستانه هر انتخاباتی عده‌ای می‌آیند سرو صدایی به راه می‌اندازند و می‌روند تا انتخابات بعدی و این چرخه همچنان ادامه دارد!


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام