کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
پنج شنبه, 02 اسفند 1397   Thursday 21 February 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 02 تیر 1394

صفحه خبر: فرهنگی

ژوبین بخرد: وقتی بحث به هنر معاصر ایران می‌کشد چیزی که به ذهن خطور می‌کند، گالری‌های شلوغ و بی‌شمار نقاشان و عکاسان و مجسمه‌سازانی است که آثارشان در حراج‌های داخلی یا خارجی قیمت‌گذاری می‌شود. با این همه آن چه به ندرت به گوش می‌آید، پرفورمنس آرت است. رسانه‌ای با تاریخی نسبتا اندک که از سوی هنرمندان و مخاطبان به شکلی یکسان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. گرچه در این حوزه به سختی می‌توان از وجود «صحنه‌ هنری» تمام و کمالی سخن گفت. با این همه هستند هنرمندانی که خود را وقف اجراهاشان کرده‌اند و با موانع پیش روی اجراهایشان دست به گریبان‌اند تا این رسانه را به مخاطبان هر روزه‌ و رهگذران خیابان‌های کشورشان معرفی کنند. کسی نمی‌تواند ادعا کند این کار ساده است و در عین حال کسی هم نمی‌تواند بگوید چنین فعالیتی غیر ممکن است. علی اتحاد هنرمند و کیوریتوری ساکن از نام‌های شناخته‌ شده‌ صحنه‌ عمومی هنر معاصر این کشور است. به گزارش هنرآنلاین، مجله‌ ری‌اورینت با علی اتحاد به گفتگو نشسته تا هم از فعالیت‎های تازه او باخبر شود و هم درباره ‌ وضعیت پرفورمنس آرت در ایران از او جویا شود.
* پرفورمنس آرت بر خلاف دیگر رسانه‌های هنر در ایران، مثل هنرهای دیداری، سینما، موسیقی و غیره، سابقه‌ کمتری دارد. ریشه‌های پرفورمنس‌آرت در ایران به کجا باز می‌گردد
و این رسانه در قیاس با دیگر اقسام هنر چقدر مورد توجه قرار گرفته است؟
البته باید در نظر گرفت که پرفورمنس آرت اساسا در تمام دنیا به نسبت مدیوم‌هایی که مثال زدید تاریخچه‌ کوچک‌تری دارد و رسانه‌ نوظهورتری محسوب می‌شود. به همین نسبت هم در ایران بسیار دیرتر شناخته شده و بسیار هم دیرتر در صحنه‌ جهانی عرضه‌ شده است. این مدیوم در ایران بسیار مورد بی‌توجهی قرار گرفته. با این که برای اولین بار در دهه ۱۹۷۰ و در حاشیه‌ جشن هنر شیراز، نخستین تجربه‌های پرفورمنس آرت در ایران شکل گرفت (البته شاید تجربه‌های قدیمی‌تری هم باشد اما سند تاریخی از آن در دست نیست یا دست کم من ندیده‌ام) اما بعد از انقلاب برای مدت قابل توجهی فراموش شد تا این که از حدود سال ۲۰۰۰ به بعد دوباره تجربه‌هایی در این حوزه در ایران آغاز شد. در سال‌های اول قرن بیست و یکم توجه به مدیوم‌های
معاصرِ هنر بسیار چشمگیر بود اما بعد در حدود سال ۲۰۰۵ موج سرمایه‌گذاری (به ویژه سرمایه گذاری‌های خارجی) روی هنر ایران شروع شد و بازار هنر ایران به ویژه در حراجی‌های خاورمیانه رونق گرفت. به این ترتیب رسانه‌ غیر قابل خرید و فروشی مثل پرفورمنس آرت، باز هم از مرکز توجه صحنه هنر ایران بیرون گذاشته‌ شد. با در نظر گرفتن این مسئله که صحنه‌ هنر تهران عموما در اختیار گالری‌های خصوصی‌ است و نه گالری‌های دولتی یا وابسته به شهرداری و در آن سو هم گالری‌های خصوصی به دلیل ماهیت فعالیت‌هایشان بیشتر بر تجارت هنر تمرکز می‌کنند، مدیومی مثل پرفورمنس آرت هرگز این مجال را پیدا نکرد که در مرکز توجه قرار گیرد. باید توجه داشته باشید که حتی اگر اجرای یک پرفورمنس طوری طراحی شده باشد که برای هنرمند هیچ هزینه‌ای در بر نداشته باشد - که در بسیاری مواقع اینطور نیست- باز هم برای در دست داشتن محل اجرا، هنرمند گرفتار مراحل پیچیده‌ای می‌شود. به ویژه در ایران که اجرا در فضاهای عمومی در اغلب موارد ممنوع است. اساسا باور دارم در هنر ایران به ویژه در یک دهه‌ اخیر، چیزی در مرکز توجه قرار می‌گیرد که قابلیت خرید و فروش داشته باشد و بتواند سودی به بازار هنر برساند.
* «صحنه‌ پرفورمنس آرت» در ایران را چگونه توصیف می‌کنید؟ در تهران و دیگر نقاط ایران چه اتفاقاتی در این حوزه می‌افتد؟ و این که فکر می‌کنید برای پیگیری هنر پرفورمنس باید چه کسی را بیش از همه پیگیری کنیم و بهترین مکان برای پیگیری این رسانه کجاست؟
راستش تصور می‌کنم آن قدر نمونه‌های پرفورمنس آرت در ایران کم است که به سختی بشود آن را در عبارت «صحنه‌ پرفورمنس آرت ایران» تحلیل کرد. با این حال تلاش‌های قابل توجهی صورت گرفته که چنین صحنه‌ای به وجود بیاید. برای مثال امیر راد مدیر گالری «ایست» یکی از چهره‌های فعال این حوزه است که چهارسال پیاپی است که فستیوالی با عنوان «سی پرفورمنس، سی هنرمند، سی روز» برگزار می‌کند که در آن هر روز یک هنرمند فضای گالری ایست را در اختیار دارد و بنا بر تم آن سال کاری ارائه می‌کند. البته بیشتر شرکت‌کنندگان در این فستیوال، به ویژه در سه سال نخست، از حوزه‌ تئاتر آمده بودند و بیشتر رویکردی تئاتری به پرفورمنس آرت داشتند؛ هرچند در بعضی آثار، مرزهای میان حوزه‌های مختلف هنرهای اجرایی Performing arts گاهی آن چنان محو است که به سختی می شود آن اثر را زیر عنوان یک مدیوم مشخص بررسی کرد. با این حال در فستیوال‌های یادشده عمده‌ تمرکز بر پرفورمنس آرت بود گرچه اغلب هنرمندان دعوت شده به فستیوال از اهالی تئاتر بودند.
* در سال ۱۳۹۲ مجموعه‌ پرفورمنس‌ آرت‌های "هزار و یک عصر" را آغاز کردید، این طرح به کجا رسید؟ و آیا هنوز ادامه دارد؟
چهار سال پیش استودیویی با نام «آناهیتا آرت استودیو» تاسیس کردم، که هدفش برگزاری و توسعه‌ ایونت‌های هنری و فرهنگی بود و البته هنوز هم هست. زمانی که ایده‌ هزار و یک عصر را نوشتم به طور مشخص به امکانات آزاد پرفورمنس آرت و به صورت همزمان به جذب مخاطب عمومی و فعالیت در فضاهای عمومی فکر می‌کردم. «هزار و یک عصر» همانطور که روشن است از عنوان مشهور «هزار و یک شب» می‌آید. در «هزار و یک شب»، شهرزاد به دربار پادشاهی آورده‌ می‌شود که هر شب زنی را به جلاد می‌سپارد و شبی دیگر زنی دیگر و … شهرزاد برای آن که زنده بماند تصمیم می‌گیرد هر شب برای شاه داستانی نقل کند. او هر شب داستانی نقل می‌کند و داستان آنقدر به درازا می‌کشد تا صبح شود و ادامه‌ داستان به شب بعد موکول شود؟ از آن راه شبی دیگر زنده بماند. او این کار را تا سه سال ادامه‌ می‌دهد و سه فرزند نیز برای شاه به دنیا می آورد. تا آن که شاه قاتل/دیوانه درمان می‌شود. به باور من در عصری که به طور ویژه در خاورمیانه هنر به شکلی گسترده در بند بازار هنر است و نهادهای اقتصادی هنر، خط و مشی هنر این ناحیه را تعیین می‌کند، پرفورمنس آرت مدیوم قدرتمندی است که می‌تواند استقلال هنرمند را زنده نگه دارد تا شاید این دورانِ به باور من زودگذر بگذرد و حبابی که دیگر بسیار عظیم شده است، بترکد. توجه کنید که این حرف‌ها را به عنوان کسی می‌زنم که شخصا باور دارد بازار هنر پویا در عین حال لازمه‌ حیات صحنه‌ هنر هر کشوری‌ است. با این حال تصور می‌کنم توجه‌ به بازار هنر در خاورمیانه و به ویژه ایران بسیار بیش از آن است که برآورده کننده‌ نیازهای حیاتی اش باشد.
* در حال حاضر در حال انجام پروژه‌ پرفورمنس آرتی هستید؟
و آیا ممکن است کمی درباره‌ «مرثیه‌ای برای کتابسوزی‌ها» یعنی آخرین قسمت مجموعه‌ «رازورزی» برای ما توضیح بدهید؟
در حال حاضر در حال کارکردن روی اثری اجرایی هستم چیزی تقریبا در فضای کار سال گذشته‌ام. اما مرثیه‌ای برای کتابسوزی‌ها قسمت بیست و سوم مجموعه‌ رازورزی است. رازورزی عبارتی کلی‌ است که در حوزه‌ شرق‌شناسی بسیار اهمیت دارد. گروهی را تصور کنید که باورها و رفتار‌هایی ویژه‌ خود دارند و کسی از بیرون این گروه حق آگاهی از راز و رمزهایشان ندارد مگر آن که پیمان ببندد و وارد حلقه شود و آن گاه او هم باید رازدار بماند؛ چیزی شبیه حلقه‌های اخوت که از شرق به غرب هم رفته و امروز بسیاری از این گروه‌ها و حلقه‌ها را به نام در تاریخ می‌شناسیم. این شکل از گفتگو با مخاطبان برایم جذاب بود و کل دوره‌ کاری‌ام را بر همین پایه بنا کردم. با در نظر گرفتن همین دستگاه فکری، رمزهایی ویژه‌ دوره‌ کاری خودم ساختم که با دیدن هر اثر مخاطب سر نخ‌هایی برای گشودن‌شان پیدا می‌کند. این شکل بیان هم برایم بسیار جذاب است و هم در عین حال بازیگوشانه؛ آن شکل از بازیگوشی‌ای که از بیرون بسیار جدی‌است و از سوی کسی که می سازدش پر از شیطنت است. از این‌ها که بگذریم تقریبا موضوع تک تک آثارم با وجود چهره‌ عرفانی‌شان، کاملا سیاسی- اجتماعی‌ است. من تقریبا بدون استثنا در تمام کارهایم از الگو‌های تکرارشونده‌ تاریخی‌ای حرف می‌زنم که زیست سیاسی- اجتماعی امروز ما را می‌سازد. مثلا این که کم‌‌آبی ایران چه ویژگی‌هایی را به الگو‌های سیاسی- اجتماعی ما ایرانیان تحمیل کرده است. یا اینکه چه کهن‌الگوهایی - به ویژه آن‌ها که در اساطیر و متون کهن ما نمود روایی دارند- هنوز هم زنده‌اند و ویژگی‌های ما ایرانیان را می‌سازند. اثر سال گذشته‌ام «مرثیه‌ای برای کتابسوزی‌ها» همانطور که از نام‌اش بر می‌آید «کتابسوزی» ها را بهانه قرار می‌دهد و به مسائلی کلان همچون حذف، سانسور و فراموشی می‌پردازد. اثر به صورت تعاملی طرحی شده است و از چندین مدیوم برای ارائه‌ ایده‌ محوری‌اش استفاده می‌کند. مخاطبان در تاریکی وارد فضایی تاریک می‌شدند که از سه طبقه تشکیل شده بود. در برابرشان اجراگری با پوششی بلند و شبیه به کاهنان عصر باستان با شمعدانی روشن در دست‌اش ایستاده بود و با مخاطبان گفتگو می‌کرد و آن ها را به طبقه‌ زیر همکف می‌برد. در آن جا مخاطبان ویدیو- اینستالیشن بزرگی را می‌دیدند که مقدمات اثر را فراهم می‌کرد. پس از ویدیو همان اجراگر اول مخاطبان را به طبقه‌ بالای همکف می‌برد که در آن جا دور میزی بزرگ چهار اجراگر دیگر اجرایی زنده ارائه می‌کردند و در پایان کار با اجرای موسیقی در انتهای سالن به پایان می‌رسید. الگوی کار چیزی شبیه به سفری در طول تاریخ بود. سفری در تاریخ اعصار گذشته‌ خاورمیانه که عناصر بسیاری از فرهنگ‌های باستانی این ناحیه و حتی رم شرقی را به خدمت گرفته بود.
* پیش بینی شما از آینده پرفورمنس آرت در ایران چگونه است؟ آیا فکر می‌کنید هنرمندان بیشتری کار با این رسانه را آغاز خواهند کرد یا آن که این رسانه در حاشیه به حیات‌اش ادامه خواهد داد؟
در پنج سال گذشته بسیاری از هنرمندان جوان به این مدیوم پویا روی آورده‌اند. به هر حال پرفورمنس آرت بسیاری مواقع نیازی به بودجه برای اجرا ندارد و همین مسئله بسیاری هنرمندان جوان را ترغیب می‌کنند که آن را به عنوان مدیوم کاری‌شان -دست کم برای مدتی- در نظر بگیرند. پرفورمنس آرت در ایران دارد تاریخ منطقی‌اش را طی می‌کند. در آغاز خیلی‌ها به این مدیوم رو کردند و بعد کم کم انتخاب‌ها منطقی‌تر شد و هنرمندانی که بیشتر این مدیوم را دوست داشتند - فارغ از سلیقه‌ روز- به آن رو کردند. فکر می‌کنم یکی از مهم‌ترین پایه‌هایی که برای ساختن «صحنه‌ پرفورمنس آرت پویا و سلامت» در ایران باید فراهم شود، فهم استقلال هنرهای دیداری از هنرهای اجرایی و همین‌طور استقلال شاخه‌های هنرهای اجرایی از تئاتر است. به نظرم در آغاز کار هنرمندان‌مان باید تاریخ این حوزه‌ها را بشناسند و با امکانات و ساختارهای زیبایی شناسانه‌ این حوزه‌ها آشنا شوند. به هیچ وجه باور ندارم نباید مدیوم‌ها را به هم آمیخت. خودم هم در
کارهایم از مدیوم‌های مختلف کنار هم استفاده می‌کنم اما به نظرم حتی برای اختلاط مدیوم‌ها، شناخت هر کدام‌شان به صورت مستقل ضروری است. تصور می‌کنم هیچ‌گاه در طول تاریخ هنر به اندازه‌ امروز هنرمندان نیازمند مطالعات تئوریک نبوده‌اند. روزگاری وقتی به استودیو‌ی هنرمندان مشهور جهان می‌رفتید (مثلا در دوران مدرنیسم هنری)، تنها با ابزار کار هنرمند مواجه می‌شدید امروز اما تقریبا در استودیوی بیشتر هنرمندان بزرگ جهان با دست کم یک دیوار کامل پوشیده با کتاب‌های مختلف مواجه می‌شوید. این تصویر برای من ارزش نمادین دارد. به هر حال باید بگویم که با توجه به آن چه در یک دهه‌ گذشته دیده‌ام آینده‌ پرفورمنس آرت در ایران بسیار روشن به نظر می‌آید و آرام آرام مخاطبان بسیاری با این حوزه آشنا می‌شوند و درباره‌اش حرف می‌زنند و بسیار دیده‌ام که در انتظار دیدن کارهای تازه‌ در این حوزه‌اند گرچه به دلیل کمبود بسیار زیاد منابع فارسی در این حوزه،
تصور کلی بسیاری از مخاطبان درباره‌ این مدیوم آن چنان منطبق با واقعیت نیست. مثلا در بسیاری موارد دیده‌ام که مخاطبان تصور می‌کنند شرط لازم یک پرفورمنس آرت، تعاملی Interative بودن است یا چیزهایی از این دست. درباره‌ دیگر شاخه‌های هنرهای اجرایی این ناشناختگی بیشتر است و اساسا مخاطبان تصور چندانی
در این باره ندارند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام