کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
پنج شنبه, 29 فروردین 1398   Thursday 18 April 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 26 فروردین 1396

صفحه خبر: فرهنگی

آفتاب یزد – یوسف خاکیان: مشخص نیست چه کسی فضای مجازی را برای اولین بار در زندگی اجتماعی ما بنیان نهاد و آن را به بشریت پیشکش کرد اما موضوعی که واضح و مبرهن است اینکه شخص مجهول داستان ما هدفش از ایجاد این فضا هرچقدر هم ناصواب و با انگیزه های غیرانسانی بوده باشد به اندازه ای نبوده که بخواهد فضایی را ایجاد کند که برخی آن را باغ شخصی خودشان بدانند و در فضای آن هر کاری که دلشان خواست بکنند، به این دلیل که سازنده و پردازنده فضای مجازی برای ساخته ای که آن را در اختیار انسانها گذاشت هیچ سقف و دیواری قرار نداد، به سخن دیگر کسانی که می خواهند از این فضا استفاده کنند باید بدانند که باغ شخصی شان هیچ در و پیکری ندارد، هیچ دیواری به دورش کشیده نشده و حتی سقفی هم بالای سرش نیست و مفهوم این سخن این است که همگان
می دانند تو در باغ شخصی ات مشغول انجام چه کاری هستی.
1- پیش ترها و در گذشته های نه چندان دور، زمانی که فضای مجازی خاصی وجود نداشت و خبری از فیسبوک و اینستاگرام و تلگرام و توئیتر نبود و همه در فضای واقعی و حقیقی زندگی می کردند تنها سرگرمی مردم استفاده از رادیو، تلویزیون و روزنامه بود. مردم در خانه ها، مغازه ها، تاکسی ها و ... می نشستند و بنا بر مقتضیات مکانی شان از وسایل سرگرم کننده در اختیارشان استفاده می کردند. تلویزیون نیز به عنوان مهمترین وسیله سرگرمی در میان مردمان ایران زمین رویکردی مهرورزانه و دوستانه داشت. از سریال های خوبی همچون «دائی جان ناپلئون»، «هزاردستان» و «این خانه دور است» گرفته تا «آیینه»، «روزی روزگاری» و «نرگس» همه و همه هدفشان ترویج مهربانی و خوب بودن و خوب زیستن در کنار یکدیگر بود. در این میان کینه و بغضی هم اگر در دل کسی بود آنقدر بزرگ منشی و مردانگی وجود داشت که کسی حریم ها را نشکند و اگر ناراحتی خاصی هم بود مخفیانه بازگو می شد و بدون اینکه حتی شخص سومی متوجه بشود، مسئله و مشکل خود حل می شد.
2- از زمانی که فضای مجازی پای خود را به دنیای واقعی باز کرد یک اتفاق شوم در میان ما افتاد، برخی از ما بدون آنکه بدانیم می خواهیم از چه چیزی استفاده کنیم و بدون آنکه آداب استفاده اش را بدانیم و بدون آنکه اهداف سازنده اش را بدانیم تنها با خرید یک گوشی همراه و متصل شدن به اینترنت خودمان را یک فرد مدرن تلقی کرده و پیج های خصوصی باز کردیم، دلنوشته ها و تصاویر و فیلم هایمان را منتشر کردیم. در این میان به دلیل اینکه فکر کردیم پیج خصوصی فقط مختص خود ماست و دارای در و دیوار و سقفی است و به قولی اختیار کاملش را داریم می توانیم هر حرف و کلامی را در آن جاری و ساری سازیم و به این وسیله به دیگرانی که به آنها لطف کرده ایم و اجازه داده ایم که بیایند و از پنجره کوچک خانه مجازی ما مطالب و عکس ها و فیلم های ما را ببینند بگوییم «من بر خلاف عقربه های
ساعت و بر خلاف جریان رودخانه حرکت می کنم. من با همه شما متفاوتم، من جرات دارم، من تک هستم، هیچکس شبیه من نیست، من گلادیاتور هستم. » و همه این من گفتن ها یک هدف بیشتر نداشت. اینکه شما می توانید من را به عنوان سمبل زندگی و تروا و قهرمان زندگی خودتان انتخاب کنید و به خودتان ببالید که شخصیتی چون من «آشیل» زندگی شماست.
3- هنگامی که فضای مجازی این امکان را به برخی داد که گودی را برای برخی عقده گشایی ها و رکیک گویی ها مهیا ببینند، برخی دریافتند که تلویزیون هم می تواند محمل خوبی برای چنین رفتارهایی باشد و این اتفاق تلخ بسیار زودتر از آنچه که در مرحله فکر ساخته و پرداخته شود به مرحله اجرا رسید و تابوی آن شکسته شد. حال برخی تلویزیون را نیز خانه شخصی خودشان پنداشتند.
رجزخوانی ها، توهین ها، بی حرمتی ها، یک طرفه به قاضی رفتن ها و هزاران رسم نوپای دیگر که هیچ‌کدام‌شان منشاء اخلاقی نداشتند در میان برخی باب شد و این‌گونه شد که دنیای مجازی و تلویزیون محملی برای «هرچه خواستم می گویم، به هیچکس هم ربطی ندارد» شد.
4- تمام اینها به کنار. شوربختانه تر این بود که دنیای مجازی و تلویزیون در این بازی دو سر باخت کسانی را به بازی گرفت که خودشان به عنوان مرجع و الگوی اکثریت قریب به اتفاق جامعه یعنی «هنرمندان» تلقی می شدند. برخی از هنرمندان به جای اینکه به رفتاری که می کنند بیندیشند تنها به عملی که قرار بود از آنها سر بزند اهمیت داده و بدون تفکر و اندیشه آن را انجام می دادند و حتی از عواقب آن هم واهمه نداشتند. به نمونه های زیر توجه کنید.
* مانی حقیقی: چه لذت عمیقی می‌برم از پاسخ‌های شفاف لیلا حاتمی به سوال‌های احمقانه خبرنگارهای دوزاری. (ایسکانیوز - چهارشنبه 4 اسفند 1394)
* مسعود فراستی: علی حاتمی فتیش دارد! (عصر ایران – 15 آبان 1395)
* لیلا اوتادی: خبرنگاران بی سواد، بی تربیت و نادانند. (برنامه هفت - جمعه 20 اسفند 95)
5- اینها تعدادی از توهین های برخی هنرمندان بود که یا درباره خودشان بیان شده و یا درباره قشر دیگری که در راستای کار آنان تلاش می کنند. اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود. چرا گه گویی برخی دوست دارند گوی سبقت را از بقیه بربایند و صدرنشین باشند، به عبارت دیگر دوست دارند در صف این تابوشکنی نفر اول باشند و بگویند من قهرمان همه شما هستم. به موارد زیر توجه کنید.
* فقط مسخره نکنید منوها اما متاسفانه لرهستم . (حمید گودرزی در برنامه سینما گلخانه - ۲۹ دی 91)
*امروزه یکسری آدم‌های کثیف و چرک که با زیر پیراهن بازی می‌کنند و فقط فریاد می‌زنند و رگ گردنشان را باد می‌کنند، ستاره هستند. (حمید گودرزی در برنامه دورهمی- 12 فروردین 96)
گرچه حمید گودرزی در هر دو توهین
یاد شده عذرخواهی و حتی در مورد دوم به نوید محمدزاده بازیگر سینمای ایران که همگان او را «آدم کثیف و چرک » فیلم سینمایی
«ابد و یک روز» مد نظر حمید گودرزی می دانستند، پیام داده و اظهار کرده که اصلا منظورش او نبوده و تنها فضای تلخ سینمای ایران را به نقد کشیده اما این پایان ماجرای توهین های بازیگران نیست چرا که ماجرای توهین حمید گودرزی به نوید محمدزاده علیرغم واکنش های مختلف در شبکه مجازی دوباره بر سر زبان ها افتاده و جنجال تازه ای به پا کرده است. جنجالی که باز هم ردپای هنرمند دیگری در آن دیده می شود.
ماجرا از این قرار است که گویا توهین حمید گودرزی به نوید محمدزاده این بار به مذاق یغما گلرویی، ترانه سرای مشهور خوش نیامده و او را به جدل با حمید گودرزی واداشته است. او در یکی از پست های اخیرش در صفحه شخصی خود در حمایت از نوید محمدزاده چنین نوشت:
« بعضی ها اصولا بی رگند، یعنی داد که سهل است، هوار هم که بزنند رگ‌ گردنشان بیرون نمی زند. در کل به قول «لورکا» «آن ندارند» و رگی هم در تنشان نیست برای بیرون زدن. به همین خاطر پاپیچ رگ دارها می شوند برای دیده شدن.
بعضی ها تارهای سفید موشان بیشتر و بیشتر می شود اما خودشان نمی شوند. یعنی به در و دیوار می زنند تا بشوند و نمی شوند.
فیلم هاشان اغلب اکران نشده و در سوپرمارکت ها فروخته می شود. پس پاپیچ بازیگران فیلم های جدی می شوند برای دیده شدن.
بعضی ها عقده هالیوود دارند و بازیگران فرنگی و تازه لباس آن بازیگران، نه بازی شان. مو چرب می کنند و کت و شلواری مثل آنان می پوشند اما باز هم راهشان به تبلیغ مبل در بیلبوردهای یافت آباد ختم می شود. پس پاپیچ بازیگرانی که بی کت و شلوار هم چشم نوازند می شوند برای دیده شدن.
بعضی ها برای قهرمان شدن خودشان را پشت لباس های اتو کشیده پنهان می کنند. فکل می بندند و بند می اندازند و خریدارندارند و هر کاری کنند سیمرغ که سهل است، کسی خروس قندی هم به آنان نمی دهد. پس پاپیچ بازیگرانی می شوند که - مثل «براندو»ی فیلم «تراموایی به نام هوس» - با یک زیرپوش
می آیند و سیمرغ شکار می کنند....»
اما این پایان ماجرا نبود چرا که دفاع یغما گلرویی از نوید محمدزاده که بیشتر شبیه توهین به حمید گودرزی بود تا دفاع از محمدزاده، بی پاسخ نماند و حمید گودرزی هم کاملا از خجالت شاعر و ترانه سرای معاصر درآمد و در صفحه شخصی اش درباره این شاعر نوشت:
«از رسوایی های زندگی شخصی در عرصه مجازی، اتهام سرقت ترجمه های دیگران، ترانه سرایی برای مطرب های مرتد آنسوی آب و خوانندگان لس آنجلسی، تا کل کل با روزنامه کیهان و همزمان حقوق گرفتن از سازمان اوج و ترانه ارزشی گفتن، مظهر شوآف و خودنمایی ملغمه ای است غریب از
تناقض هایی که او را مضحکه خاص و عام کرده، اما دست بردارنیست، در جستجوی هویت از دست رفته و آبرو و اعتبار هرگز نداشته آتش بیار معرکه هایی می شود که نه دخلی به او دارد و نه فهمش را دارد.
در عرصه بزرگترها بال بال می زند به امید جلب توجهی، غافل از اینکه تنها عِرض خود می برد و زحمت ما می دارد.
خدا به داد ما برسد در این بلا روزگاری که نام شاعر را کسانی مصادره کرده اند که به جای تکیه بر هنر و شعور، بر ای دیده شدن تن به هر ابتذالی می دهند.
خلاصه کنم وتمام. به قول ابراهیم گلستان برای شاعری دانستن عروض کافی نیست، شرف باید داشت...»
** به کجا چنین شتابان؟
این اتفاقات و کنش ها و واکنش ها از سوی هنرمندان و کسانی که به عنوان الگو در جامعه شناخته می شوند نه تنها قبح و زشتی عملی ناپسند را در میان جامعه هنری شکسته و موجب از میان رفتن حرمت هنرمندان در جمع خودشان خواهد شد که در اِشِل و مقیاسی بسیار بزرگتر موجب بی حرمت شدن و از بین رفتن اخلاق در جامعه ای خواهد شد که هنرمندان را به عنوان الگوی خود برگزیده اند. اندک نگاهی گذرا به کامنت هایی که پس از انتشار یک پست توهین آمیز از سوی هر
هنرمندی ثبت می شود نشان می دهد که این بازی خطرناک و زشت تنها دو بازیگر ندارد، بلکه عده بسیار زیادی از طرفداران
هر کدام از این بازیگران وارد بازی شده و
هر کدام بنا به ادبیات کلامی و رفتاری خودشان طرف دیگر را مورد عنایت قرار داده و فضای مجازی را به محلی شبیه میدان دوئل تبدیل می کنند و در پایان آنچه باقی می ماند پاسخ ناپیدای این پرسش مهم است که هدف از این همه افاضات نامحترمانه و زشت چیست و اصولا اینان به دنبال ثابت کردن چه چیز
هستند؟
به دنبال ثابت کردن خودشان از هرگونه عیب و ناپاکی یا به دنبال متهم کردن طرف مقابل؟ که اگر هرکدام از این اهداف هم مد نظر باشد باز هم آنچه در این میان لگدمال شده اخلاق و اخلاق مداری است و دیگر هیچ.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام