کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
چهارشنبه, 09 بهمن 1398   Wednesday 29 January 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 23 دی 1395

صفحه خبر: صفحه یک

به رغم خوش‏بینی‏هایی که نیروهای سیاسی حامی دولت یازدهم نسبت به پیروزی بی دردسر در انتخابات سال آینده ریاست جمهوری در ایران دارند، این انتخابات تحت شرایط خاصی می‏تواند به یکی از منحصر به فردترین انتخابات‏های برگزار شده در تاریخ جمهوری اسلامی ایران بدل شود. منحصر به فرد ازاین لحاظ که برای اولین‏بار در تاریخ جمهوری اسلامی، شرایط تک دوره‏ای شدن یک دولت، قابلیت تحقق دارد. البته تحقق این شرایط همچنان‏که اغلب تحلیل‏گران سیاسی مطرح ساخته‏اند، بعید به نظر می‏رسد، اما پیوند سه عامل مهم می‏تواند به تحقق آن کمک کند؛ اول، عدم اقبال عمومی به صندوق‏های آراء؛ و دوم، اجماع جریان‏های اصول‏گرا بر سر یک کاندیدای واحد؛ و سوم انشقاق در جبهه حامی کاندیدای دولت یازدهم (ائتلاف جریان‏های اعتدالی - اصلاح طلب).
تفاوت دیدگاه‏ها و سمت‏گیری‏های سیاسی جریان‏ها و احزاب اصول‏گرا، اجماع آن‏ها بر سر یک کاندیدای واحد را بسیار مشکل ساخته است؛ با وجود این، تجربه شکست‏های انتخاباتی چندسال گذشته و هراس واگذاری قدرت به رقبا برای چهارسال دیگر می‏تواند انگیزه‏هایی برای این اجماع به‏وجود بیاورد. در میان جناح اصول‏گرا، سه جریان اصلی اصول‏گرای معتدل، اصول‏گرای سنتی و اصول‏گرای رادیکال قابل شناسایی هستند. اگرچه این جریان‏ها، قالب کلی جناح اصول‏گرا را ترسیم می‏کنند، اما خود به گروه‏ها و احزاب سیاسی متعددی تقسیم‏بندی می‏شوند. همچنین نیروهای سیاسی مختلفی بر اساس گرایش‏های سیاسی و اقتصادی خود و تشابهات و تفاوت‏هایی که با جریان‏های سیاسی اصلی دارند، به لحاظ طیف‏بندی، درحد فاصل جریان‏های اصلی قرار می‏گیرند (طیف‏های قرارگرفته در حد فاصل جریان‏های اصلی به‏طور معمول به لحاظ دیدگاهی و جهت‏گیری انتخاباتی نیز در حد فاصل جهت‏گیری جریان‏های اصلی واقع شده‏اند). این همه بیانگر تشتت و پراکندگی موجود در جناح اصول‏گراست، تشتتی که منازعات انتخاباتی و تعارضات سیاسی سالیان گذشته، استنادات تجربی آن را تشکیل می‏دهند.
به این موارد باید خط فاصل میان جریان معتدل اصول‏گرایی با سایر جریان‏های اصولگرا بر سر حمایت یا عدم حمایت از دولت یازدهم را افزود. اصولگرایان معتدل، در جریان مسائل مربوط به پرونده هسته‏ای و همچنین انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی، موتلف دولت یازدهم بودند و تا به اکنون نیز علائمی برای رقابت انتخاباتی با کاندیدای دولت کنونی از خود بروز نداده‏اند. شرایط سیاسی کشور، نزدیکی مواضع سیاسی و اقتصادی ( البته نه لزوما فرهنگی و اجتماعی)، عدم ‏تمایل رهبران این جریان برای شرکت در انتخابات و سهمی که از کابینه دولت دارند، نیروهای عدم تحرک رقابتی آنها را شکل می‏بخشند. این نیروها اولین بنیان انشقاق سیاسی میان اصولگرایان در انتخاب آتی را رقم خواهند زد. با وجود این انگیزه‏های مطرح شده در بالا، فقر چهره‏های عامه‏پسند در بین برخی جریان‏های اصولگرا، و ویژگی سیال عرصه سیاسی ایران، اجماع جریان‏ها و احزاب اصولگرا بر سر نامزد واحد را به عنوان یک گزینه محتمل باقی خواهد گذاشت. کما اینکه تلاش‏های صورت‏گرفته از سوی رهبران این جریان‏ها برای مطرح شدن نام‏هایی که مورد وثوق تمامی جریان‏های این جناح باشند را باید در این راستا توضیح داد. بنابراین حضور یکپارچه جناح اصولگرا ( البته منهای جریان اصولگرای معتدل) در انتخابات آتی ریاست‏جمهوری امری بعید اما محتمل است.
اگرچه روندهای سیاسی و حزبی موجود در اردوگاه اصلاح‏طلبان حکایت از حرکت هماهنگ و یکپارچه آنها در انتخابات پیش‏رو دارد، اما ایجاد انشقاق در صفوف این جریان، گزینه‏ای احتمالی است که با وجود دور از ذهن بودن، باید مورد توجه استراتژیست‏های این جناح قرار گرفته و برنامه‏ریزی لازم در ارتباط با آن صورت گیرد. جناح اصلاح‏طلب نیز به سه جریان اصلی معتدل، سنتی و رادیکال، که متشکل از گروه‏ها و احزاب متعدد هستند و گروه‏ها و احزاب گوناگونی را نیز در میانه طیف‏های اصلی دربر می‏گیرند، قابل تقسیم‏بندی است. اگرچه این امر نیز نشان‏دهنده نوعی پراکندگی و تفرق در میان احزاب و گروه‏های منتسب به این جناح است ولی محدودیت‏ها و فشارهای سالیان گذشته، این جناح را به سمت عمل‏گرایی و همگرایی بیشتر برای غلبه بر این فشارها و ظهور مجدد در عرصه قدرت سوق داده است. از همین‏رو راهبرد اصلی جریان‏های اصلی اصلاح طلب در انتخابات آتی، حمایت یکپارچه از کاندیدای دولت یازدهم است. این امر تابع سه دلیل اصلی است: اول، همنوایی با سیاست‏های دولت یازدهم به رغم برخی انتقادها؛ دوم، فقدان یک چهره مورد اجماع و دارای وجهه عمومی که تایید صلاحیت آن توسط نهادهای نظارتی قابل پیش‏بینی باشد؛ سوم، تکرار تجربه کامیابی در انتخابات گذشته ریاست‏جمهوری و مجلس شورای اسلامی. به رغم این واقعیت‏ها، سیر تحولات سیاسی و بین‏المللی، تصمیم‏گیری‏های غیرقابل پیش‏بینی نهادهای نظارتی و یا برآورد عدم اقبال عمومی به دولت یازدهم، امکان‏های دور از ذهن، اما قابل تحققی است که می‏تواند اصلاح طلبان را به سمت گزینه‏های دیگر هدایت کند. آشکار است که در چنین صورتی هرچه از طیف میانه به سمت طیف رادیکال حرکت کنیم این تمایل بیشتر خواهد بود. از این‏رو، دو ویا چنددستگی جریان‏های اصلاح‏طلب در چندماه باقی مانده تا انتخابات نیز یک گزینه قابل امکان دیگر خواهد بود. اختلاف‌نظر برخی اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با سیاست‏های شورای‌عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان می‏تواند نقطه شروعی برای این انشقاق باشد. ضمن آنکه نباید فراموش کرد که جریان‏های رادیکال‏تر جناح اصلاح‏طلب از رفتار جریان اعتدال‏گرا و هم‏پیمانان اصولگرای آنها نسبت به منتخبان اصلاح‏طلب و فراکسیون امید در فرآیندهای واقع شده در دهمین دوره مجلس شورای اسلامی ناراضی‏اند و لذا در صورت همراهی با سایر جریان‏های اصلاح‏طلب، تضمین‏های محکم‏تری را طلب خواهند کرد (البته، حضور چهره‏های اصلاح‏طلب در فرآیند اولیه انتخاباتی برای مواجهه با تحولات پیش‏بینی ناپذیر، به‏ویژه در ارتباط با روند تایید صلاحیت‏ها، ناشی از آینده‏نگری آنهاست. همچنین این امر آزمونی برای سنجش افکار عمومی است که خود می‏تواند در جهت‏گیری مربوط به انتخابات پیش‏رو موثر باشد).
عدم برخورداری ازیک تشکل سازمان یافته دارای پایگاه اجتماعی، مهم‏ترین چالش جریان اعتدال، به عنوان نزدیک‏ترین نیروی سیاسی به دولت یازدهم، است. این جریان تلاش دارد تا با بهره‏گیری از چتر حمایتی جریان‏های اصلاح‏طلب و اصولگرایان معتدل ( همانند آنچه درانتخابات مجلس دهم اتفاق افتاد) این نقیصه را جبران ‏کند. اما این امر منوط به آن است که جریان‏های یادشده (اصلاح‏طلبان و اصولگرایان معتدل)، در تحریک نیروهای اجتماعی حامی خود برای مشارکت انتخاباتی موفق عمل کنند. ازآنجا که تجربه انتخابات‏های گذشته نشان از حضور پایدار نیروهای اجتماعی اندام‏وار اصولگرایان دارد، لذا عدم اقبال پایگاه‏های اجتماعی اصلاح‏طلبان تاثیری تعیین‏کننده در سرنوشت انتخابات خواهد داشت. ملموس نبودن موفقیت‏های اقتصادی دولت، مطالبه برخی وعده‏های محقق نشده و حساسیت نسبت به پدیده‏هایی نظیر پرداختی‏های نامتعارف و تمرکز جریان‏ها و رسانه‏های رقیب بر کاستی‏های واقعی یا غیرواقعی دولت کنونی، عواملی هستند که در جهت عدم اقبال برخی بخش‏های اجتماعی به انتخابات پیش‏رو سیر می‏کنند. برپایه سطوح گوناگون هندسه انتخابات ریاست‏جمهوری آینده، سناریوهای محتملی قابل شناسایی هستند که فارغ از میزان قابلیت تحقق خود، شایسته اندیشه‏ورزی و برنامه‏ریزی‏اند. هندسه انتخابات دارای سه سطح بنیادی استکه شامل انتخاب شوندگان، انتخاب کنندگان و نیروهای سیاسی فعال در این زمینه می‏شود. برپایه تحولات کنونی و احتمالی هریک از این سطوح، سناریوهای متفاوتی درخصوص انتخابات ریاست‌جمهوری آینده در ایران قابل تشخیص هستند. یکی از این سناریوها، سناریوی تک دوره‏ای شدن دولت کنونی است. این سناریو جهت تحقق خود نیازمند عوامل و شرایط ویژه‏ای است که تحولات کنونی چندان مناسب ظهور آنها ارزیابی نمی‏شود. با این‏حال امکان عینیت یافتن این شرایط، امکان لامحالی نیست. حضور یکپارچه جناح اصولگرا (دست‏کم جریان‏های سنتی و رادیکال این جناح و طیف‏های میانی این جریان‏ها)، ایجاد انشقاق در ائتلاف جریان‏های اصلاح‏طلب
- اعتدالی، و ناتوانی جناح اصلاح‏طلب - اعتدالی در جلب مشارکت نیروهای اجتماعی متمایل به خود، سه ضلع مثلث سناریوی تک دوره‏ای شدن دولت کنونی هستند. از این زاویه است که خوش‏بینی استراتژیست‏های جریان‏های اصلاح‏طلب- اعتدالی به بی‏رقیب بودن نامزد دولت یازدهم (آن‏گونه که در اظهارنظرهای اخیر آنها شاهد هستیم) و عدم برنامه‏ریزی برای پیش‏آمدهای احتمالی و مهار نیروهای تاثیرگذار در این زمینه، امکان تحقق این سناریو را افزون‏تر می‏کند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام