کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 15 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
پنج شنبه, 25 مرداد 1397   Thursday 16 August 2018
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

آفتاب یزد بر روی سرور های قدرتمند هاست ابری پارس پک میزبانی می شود

زمان انتشار: 21 خرداد 1394

صفحه خبر: گلدونه

توی یک جنگل سرسبز و قشنگ ، حیوانات زیادی زندگی
می کردند. همه آنها مهربان بودند و با خوبی و خوشی در کنار هم به سر می بردند.خرگوش ها و موش ها زیرِ زمین لانه داشتند و
همسایه های خوبی برای هم بودند. بسیاری از حیوانات لابلای شاخ و برگ درختان آشیانه داشتند .عده ای هم توی تنه درختان لانه درست
کرده بودند. میمونهای دم دراز روی درختها می خوابیدند و از میوه آنها می خوردند و از شاخه ای به
شاخه ای و از درختی به درختی دیگر می پریدند، اما مزاحم پرنده ها و حیوانات دیگر نمی شدند. بقیه حیوانات نیزهمسایه هایشان را اذیّت نمی کردند؛مثلاً جغد وقتی شب ها به دنبال غذا می رفت سروصدا نمی کرد تا میمونها بیدارنشوند. میمونها هم روزها که جغد استراحت می کرد، سروصدا نمی کردند تا او بخوابد و خستگی درکند.یک روز میمون کوچکی که پشم های قهوه ای و چشمان قرمزرنگی داشت و تنهایی سفر می کرد، از راه دوری به جنگل سبز رسید. او وقتی آرامش جنگل را دید و متوجه شد همه حیوانها با مهربانی در کنار هم زندگی می کنند و همسایه ها هوای همدیگر را دارند، تعجب کرد. به وسط جنگل رفت و روی یک درخت نارگیل پرید ؛ نارگیل ها را چید و با
سروصدای زیاد به سوی حیواناتی که از آنجا رد
می شدند، پرتاب کرد.حیوانها فرار کردند. میمون با صدای بلند
خندید و گفت: سلام دوستان، مهمان نمی خواهید؟ من میمون کوچولوی شیطون و بلا آمده ام با شما زندگی کنم.از امروز دیگر کسی نباید توی این جنگل غمگین و ناراحت و بی صدا باشد. من همه شما را می خندانم. راستی چرا همه شما اینقدر آرام هستید؟ خانم زرافه سرش را بلند کرد و جواب داد: ما حیوانات خوبی هستیم، بی خودی سروصدا نمی کنیم تا دیگران هم راحت باشند.میمون کوچولو قاه قاه خندید و گفت: اما اینطوری حوصله همه سر می رود.حالا من کاری می کنم که همه شاد شوید.بعد دوتا چوب کلفت برداشت و آنها را به هم کوبید و شروع کرد بلندبلند آواز خواندن ... خانم
زرافه با نگرانی گفت: آهای میمون کوچولو، اینقدر سروصدا نکن. جغدها خوابند، ناراحت
می شوند. آقای خرگوش هم مریض است و توی لانه خوابیده و استراحت
می کند. او هم ناراحت می شود.میمون گفت: ای بابا! بدون شادی که نمی شود زندگی کرد. من آمده ام تا اینجا زندگی کنم. قبلاً جایی بودم که کسی از من خوشش نمی آمد. به اینجا آمدم اما انگار اینجا هم کسی مرا دوست ندارد.....
جغد پیر که بیدار شده بود و به حرفهای آنها گوش می داد، گفت: حق با توست میمون کوچولو، اینجا زیادی ساکت و آرام است.اما توی هر لانه هم چند تا حیوان هست که می خواهند استراحت کنند و اگر همسایه ها سروصدا کنند آنها ناراحت
می شوند. من پیشنهادی دارم....
میمون و زرافه و خرگوش و موش وجغدهای جوان و بقیه حیوانها همه با هم پرسیدند: چه پیشنهادی؟ جغد گفت: کمی دورتر از لانه های حیوانات،
می توانیم جایی را برای تفریح و سرگرمی درنظر بگیریم و هر روز برای صحبت کردن و بازی و تفریح به آنجا برویم و هرچه دلمان خواست سروصدا کنیم ؛اما وقتی برگشتیم مواظب باشیم که برای همدیگر مزاحمت ایجاد نکنیم. قبول است؟» حیوانها فکری کردند و همه با هم گفتند: بله، قبول است.آن وقت جغد گفت:
« پس همگی دنبال من بیایید. او پرواز کرد و حیوانها هم به دنبالش راه افتادند. رفتند و رفتند تا به چشمه ی آب وسط جنگل رسیدند.جغد گفت: هرروز که برای خوردن آب به اینجا می آیید، می توانید بازی و تفریح کنید و بعد به لانه هایتان برگردید. اینجا هرچقدر سروصدا کنید کسی ناراحت
نمی شود، اما جایی که لانه ها هستند، ممکن است حیوان بیمار یا خسته ای باشد که از سروصدای شما ناراحت شود. میمون کوچولو با خوشحالی خندید و گفت: آفرین به فکرِ خوب ِجغدِ دانا! من که با پیشنهاد او موافقم.بقیه حیوانها هم یکصدا گفتند:« ما
هم موافقیم» و دست زدند و هورا کشیدند. از آن روز به بعد حیوانها وقتی از خواب بیدار
می شدند ، به کنار چشمه می آمدند، آب و غذا می خوردند و با هم حرف می زدند و بازی می کردند. میمون کوچولو و چند تا از میمونهای جنگل سبز هم یک گروه نمایش تشکیل دادند و گاهی نمایشهای شاد و بامزه و خنده دار اجرا می کردند و باعث شادی دیگران
می شدند. به این ترتیب همه حیوانات از زندگی در جنگل سبز خوشحال و راضی بودند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام