کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
یکشنبه, 27 مرداد 1398   Sunday 18 August 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 01 مهر 1395

صفحه خبر: صفحه آخر

سال 1789 است و اوضاع اقتصادی فرانسه به شدت نابه‌سامان. قیمت گندم 50 درصد افزایش داشته و حکومت که چند سال قبل با کمک‌های مالی موجب به ثمر نشستن انقلاب مهاجران آمریکایی شده با بحران جدی مواجه است.‌ لویی شانزدهم صاحب درباری گسترده و پرهزینه است و هر روز از وجه عمومی او کاسته می‌شود.لویی تقاضای حل مشکلات از طریق مجلس طبقاتی دارد و این مجلس بعد از 300 سال مجددا تشکیل می‌شود.
فرانسه هنوز نه به طور کامل از قرون وسطی عبور کرده و نه هنوز به طور کامل صنعتی شده است. اشراف همچنان قدرت اصلی کشور محسوب می‌شوند و نظام طبقاتی در جامعه حکمفرماست . در حقیقت جامعه از سه طبقه تشکیل شده :اشراف،کلیسا و طبقه سوم. بیش از نود درصد مردم عضو طبقه سوم هستند در حالی که بیشتر ثروت کشور در دست اشراف و کلیساست. در این میان بورژواهای نوظهور که بدون وابستگی به اصالت و نژاد خود به موفقیت رسیده بودند نیز در این طبقه در حال رشد بودند. همین‌ها بودند که خواستار اصلاحات گسترده در سطوح اقتصادی و اجتماعی جامعه بودند. در حقیقت تضاد منافع بورژوازی و فئودالیسم منجر به بروز اتفاقات تازه‌ای در فرانسه گشت. در این میان دهقانان و کشاورزان که بخش اصلی جامعه فرانسه را از نظر تعداد تشکیل می‌دادند نیز از وضع موجود به تنگ آمده بودند.در آن روزگار فرانسه، کشاورزی مهمترین بخش اقتصاد کشور بود و فرانسه از نظر صنعت از بریتانیا و هلند عقب مانده بود.
اتفاق جالبی در حال رخ دادن بود، اتحاد پرولتاریا و بورژوازی یعنی طبقاتی که به قول مارکس دشمنان همیشگی‌اند و در جدال هستند این بار در کنار یکدیگر و برای به دست آوردن منافع بیشتر در مقابل فئودالیسم و اشرافیگری افراطی فرانسه قرار گرفتند.اشرافیگری که هرگز حاضر به تغییر رویه و اصلاحات در سیستم نبود.
عدم کارایی مجلس طبقاتی در حل مشکلات مالی حالا بحران جدیدی ایجاد کرده بود. به خاطر نوع رفتار نمایندگان اشراف با نمایندگان طبقه سوم ، نفرت از این طبقه به حد اعلا رسیده بود. کشور در شرایط حکومت نظامی بود و مردم در این شرایط به زندان باستیل حمله کردند تا جرقه بزرگترین انقلاب بخورد. انقلابی نشات گرفته از انقلاب آمریکا و به مراتب بزرگتر و جهانی تر.انقلابی که در سال 1791 و با امضای لویی شانزدهم حکومت فرانسه را از سلطنت مطلقه به سلطنت مشروطه تبدیل می کند. اما این آغاز راه است. انقلابی که بر مبنای اندیشه‌های روسو، مونتسکیو و ولتر نهاده شده بود حالا با بحران بزرگی درگیر بود،بحرانی به نام افراطیون. افراطیون و جمهوریخواهان تندرو در حال حذف تمام رقیبان میانه‌رو خود بودند و این بزرگترین زنگ خطر برای فرانسه بود. انقلابی که بزرگترین منادی آزادی و برابری بود به سمت قهقهرا می رفت. در حقیقت برخلاف انقلاب بریتانیا ، هلند و آمریکا که اتفاقات داخلی بودند و دستاوردهای آنچنانی برای آزادی و برابری نداشتند ،انقلاب فرانسه انقلاب کبیر و جهانی بود. در تغییرات بریتانیا سیستم اشرافی و نهادهای طبقاتی عملا جا به جا نشده بود و در آمریکا همچنان برده داری و عدم تساوی حقوق سیاهان و سفیدان ادامه داشت ولی در فرانسه انقلاب بر اساس آزادی تمام اقشار و تساوی حقوق همه ملت پایه ریزی شده بود. هیچ کس بیشتر از یک رای نداشت،رایی برابر و مساوی. حالا اما این انقلاب به دست تندروها افتاده بود و این جمله توکویل که انقلاب در سال 1789 پایان یافت ملموس تر شده بود. ژاکوبین ها دست به تصفیه گسترده زدند و ژیروندها را از قدرت حذف کرده بودند.روبسپیر یکه تاز فرانسه شده بود مردی که هیج انعطافی نسبت به تفکراتش نداشت.در جامعه فرانسه افراطیون دست بالا را گرفته بودند و توهم نابودی انقلاب از طرف اشراف و سلطنت طلبها به شدت بالا گرفته بود.در اوت 1792 شاه عزل می‌شود و در 22 سپتامبر همان سال اولین انتخابات انجام می‌شود ،حالا نظام مشروطه تبدیل به جمهوری شده بود اما جمهوری در دست دیوانگان.حکومت ارعاب و وحشت در فرانسه حکمفرما بود و قانون مظنونات به تصویب رسیده بود. برای اینکه قوانین گذشته دست و پاگیر نشود افراطیون در اکتبر 1793 حکومت انقلابی اعلام کردند و تمام قوانین قبلی را به تعلیق درآوردند.براساس قانون مظنونات دولت می‌توانست هر که را مورد ظن و ضد انقلاب بود را دستگیر کند و اموالش را مصادره کند.انقلاب و تفکراتش عملا رو به نابودی می رفت هزاران نفر دستگیر و به جرم های واهی به گیوتین سپرده می‌شدند . حکومت ترور و وحشت در فرانسه یکه تازی می‌کرد حتی در این بین دانتن و لاوزیه نیز اعدام شدند.افراطیون همه چیز را نابود کرده بودند و حالا مردم فرانسه احتمالا بیشتر به گذشته فکر می‌کردند روزگار نه چندان خوش لویی اما خوش تر از امروز . مردم احتمالا به شاه نه چندان لایقشان می‌اندیشدند و به مرگ انقلابشان که قرار بود در سالهای آتی زیر چکمه های نظامیانی مثل ناپلئون به مرز نابودی برود.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام