کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
یکشنبه, 04 اسفند 1398   Sunday 23 February 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 27 تیر 1395

صفحه خبر: سیاسی

هر انسانی از اصالت زیبایی،فطرت حقیقت‌طلب واخلاق گونه برخوردار است؛ انسان نمی‌تواند بی معنا زیست کند، معنا به‌انسان جهت وشوق می‌دهد. یک غایتی باید در زندگی باشد تا انسان با یادآوری آن، رنج وخستگی را از خود دور کند.هر فردی هنگام تولد مانند لوح سفیدی است که خالی از ساختارها و محتوا‌ست؛نه فرهنگ دارد،نه زبان دارد،نه اخلاق دارد،نه تعامل دارد،نه ارزش را می‌شناسد ونه از صفات انسانی برخوردار است.ولی با رشد و تکامل اساسا‌ ‌آموختن شکل می‌گیرد‌ و تربیت خاصی پیدا می‌کند تا اینکه به‌ ‌شناخت ذهنی وعینی از محیط نائل می‌شود که می‌گوییم بالغ شده است و این فرآیند آرام و تدریجی تثبیت می‌شود . عقل و اختیار و تفکر وجه تمایز انسان با حیوان است.انسانی که از اصل خویش دور بیفتد به پوچی و یاس فلسفی‌ ‌دچار می‌شود. یعنی خودش را در مرز زندگی وعدم گم می‌کند.اصل انسان فطرت اوست.فطرت انسان در اخلاق و دانایی و صفات زیبای انسانی نهفته است،هر انسانی حامل صدایی است که بعضا توام با حقایقی است ،قطعا در این مسیر نیازهای اساسی انسان باید به شکل معقول مرتفع شود، چون لازمه رشد اوست.انسانی که روزهایش تفاوتی نکند و روز به روز بهتر و پخته تر نشود فلسفه وجودی خودش را ضایع می‌کند.
به راستی فردی که ثروت واقعی و اصل خویش را بشناسد و از طبقه" در خود" به طبقه "برای خود" صعود خواهد کرد؛ تفاوت این دو مفهوم در آگاهی وکنش معطوف به عمل و عقلانیت است به عبارت دیگر، طبقه در خود وضعیت انسانی را نمایان می‌سازد که منفعل و خنثی است وهمواره سرکوب ومنع می‌شود هیچ آگاهی از حقوق طبیعی و انسانی خود ندارد ولی طبقه برای خود وضعیت یک انسان دارای کنشگری سازنده است که همواره در پی ایجاد وضع مطلوب است و به خلاقیت وساختن یقین دارد. وقتی که انسان خلق کند احساس وجود خواهد کرد در واقع کیستی و چیستی او شکوفا می‌شود.‌‌‌
البته نمی‌توان عوامل ناکامی فردی که از ساختارهای کلان جامعه ریشه می‌گیرد انکار کرد ؛قانون خوب وکارآمد در یک ساختار پویا و انعطاف پذیر ایجاد می‌شود که بر اراده و اختیار انسانها ارزش قائل می‌شود ، بر این اساس تنها قانونی شایسته حمایت است که برساخته و برخاسته از اراده عمومی و محصول نیت‌ ‌درونی و بیرونی اوضاع یک جامعه باشد؛اراده عمومی یعنی به رسمیت شناختن حقوق و اراده واقعی انسان‌ها در یک جامعه؛اراده عمومی فراتر از" دموکراسی‌ ‌و رفراندوم آزاد" نه ساختگی است، اراده ای که همواره بر خود واقعی انسانها تاکید دارد؛قانونی هم که از اراده عمومی ناشی شود در واقع یک قرارداد اجتماعی است،قراردادی که میل به تکثرگرایی همه جانبه دارد.تکثرگرایی می‌گوید باید صداهای مختلف شنیده شود و بر حقوق واقعی همه انسان‌ها صحه گذارد. همزیستی مسالمت آمیز در این جوامع شکل می‌گیرد. دیگر جناح راستی‌ها در دوره حاکمیت خود نمی‌توانند چپی‌ها را سرکوب کنند و بالعکس،دیگر گروه‌های مختلف اجتماعی به جنگ بی پایان علیه یکدیگر اقدام نمی‌کنند، چرا که تمامی حقوق وآزادیشان محفوظ است.در این جامعه دیگر ایدئولوژی وجود ندارد هر آنچه هست بر اساس کارکرد مفید و سودمندی عمومی آن سنجیده می‌شود . در این جامعه آزادی واقعی وجود دارد؛ در غیر این صورت من چطور می‌توانم در جامعه ای که در به وجود آوردن قانون آن نقشی نداشته ام آزاد باشم؟قانونی که از گهواره تا گور برایم هنجار‌ ‌صادر می‌کند‌ ‌و باید و نباید تمامیت خواهانه اعمال می‌کند ، بدون اینکه ذره‌ای بر حقوق طبیعی‌ام احترام قائل شود،در حقیقت قسمت اعظم آزادی انسانی و فطری ام را سرکوب ومنع می‌کند چطور می‌توانم خلاقیت وخود‌ ‌واقعی ام را نمایان بسازم؟
اگر بخواهم راه انسانی و شرافتمندانه خودم را بروم با همین قانون سرکوب و زندانی می‌شوم، چون محدودیت های این قانون ناشی از اراده و خواسته انسانی من نیست . مشروعیت تمامی قوانین اولا براساس اراده واقعی مردم و گروه‌ها و تمام علایق هاست. دوما اعتبار این قانون تا اطلاع ثانوی است، چون در جهان متحول و متغیر عصر حاضر نمی‌توان بدون اصلاح و تعدیلات بنیادین و مداوم، جامعه مطلوب و سالمی داشت؛جامعه یکدست و یک شکل نیست بلکه هر موجودی در این جامعه از هویت خاص خودش برخوردار است،به همین خاطر احترام به تفاوت‌ها وتنوع‌ها براساس مبنای خلقت است.
یک انسان همیشه مبارزه‌گر خوبی است، هر لحظه مبارزه می‌کند.مبارزه برای خودسازی، برای احقاق حقوقش،برای بهتر زیستن و برای ناعدالتی‌ها قد علم می‌کند.‌‌ ساختاری که فضای رشد و تعالی انسان را مسموم می‌کند باید بر اصلاحش تلاش کرد.
هویت وحیثیت انسانی مقدم بر ساختار و قوانین است که اگر مورد تعرض و لطمه واقع شود باید سایر تصنعات بشری را فدای آن کرد.‌ ‌ اگر انرژی انسان در مسیر درست به کار بیفتد، می‌تواند برهم زننده وضع موجود باشد تا طرحی نو بر اندازد و وضع مطلوب را بسازد.
انسان وقتی به شکوفایی و تکامل می‌رسد که همیشه خود واقعی اش اجازه بروز و ظهور داشته باشد یا حداقل جلو سرکوب خود واقعی بایستد. خود واقعی یعنی اصل و ماهیت فلسفی و روانشناختی انسان.اصل انسان به این سوال می‌پردازد که ما برای چه به دنیا آمده‌ایم؟ انسان چطور باید باشد تا فلسفه وجودی او در مسیر مطلوب و واقعی قرار بگیرد؟


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام