کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
یکشنبه, 04 اسفند 1398   Sunday 23 February 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 27 تیر 1395

صفحه خبر: فرهنگی

واکاوی آفتاب یزد از فیلم کپی برابر اصل به کارگردانی عباس کیارستمی
یک کپی مناقشه برانگیز
* بی شک تبحر کیارستمی در پیوند دو بخش فیلم و روایتی دراماتیک و ساده با کارگردانی خوب و بازی خوبی که از بازیگرانش می گیرد و تکنیک فیلمبرداری از نمای نزدیک برای ارتباط بیشتر مخاطب و شخصیت ها از نکاتی است که فیلم را عمیق و ماندگار در ذهن مخاطب می کند
فیلم یک درام است که با بحث دو نفر یک نویسنده معروف و گالری داری معمولی شروع می شود و به بحث زن و شوهری درباره دلایل اختلاف هایشان ختم می شود. یکی از سوالاتی که مخاطب در ذهن خود نسبت به روایت با آن مواجه می شود این است که آنها واقعا زن و شوهر هستند یا اینکه با بازی در این نقش سعی می کنند کپی برابر اصل یک زن و شوهر باشند
آفتاب یزد - سامان پارسی: کارگردان: عباس کیارستمی، فیلنامه عباس کیارستمی، مدیر فیلمبرداری: لوکا بیگازی، تدوین: بهمن کیارستمی، بازیگران: ژولیت بینوش(شی)، ویلیام شیمل(جیمز میلر)، ژان کلود کریر(مرد در میدان)، آدریان مور(پسر شی)، محصول: فرانسه و ایران، 2010، 106 دقیقه.
فیلم درباره اصالت در برابر زیبایی است. شی یک کارشناس آثار هنری است که در نیمه ابتدایی فیلم در گفتگو با جیمز میلر نویسنده در خصوص ارزش اصالت در هنر گفتگو می کند و جیمز در خصوص ارزش زیبایی یک کپی در برابر اصالت اثر. در نیمه اول فیلم شی یکی از علاقنمدان جیمز است که او را برای دیدن یک اثر به گردش در توسکانی می برد. در جاده و زمان قدم زدن در خصوص مباحث مختلف هر کدام با دیدگاهی متفاوت به بحث درباره مفاهیم مختلف می پردازند. دیدگاه جیمز بر اصل لذت بخشی و زیبایی یک اثر است و زیاد بر اصالت در ارزش گذاری اعتقادی ندارد. او تابلوی لبخند مونالیزا را برداشتی از دریچه تخیل داوینچی می داند که از مونالیزا نقاشی شده. نقاشی برداشت داوینچی است و ممکن است با اصل او متقاوت باشد و با این دیدگاه اصالت را به چالش می کشد. طبیعت را به واسطه بکر بودن اصیل و زیبا می داند. جمیز زندگی را از نگاه انسانهایی می بیند که همه چیز را برای لذت بردن به شکلی از تخیل تغییر می دهند که در ذهن آنها زیبایی خلق می کند. برای همین وقتی شی درباره خواهرش ماری و تلفط اسمش توسط شوهرش به خاطر لکنت زبان حرف می زند. جمیز شوهر او را مردی خوشبخت می داند زیرا ماری از تخیل خود برای دوست داشتن شوهرش استفاده می کند و برداشت خود را برای زیباتر شدن نه مطابق با حقیقت بلکه مطابق با یه کپی از حقیقت منطبق کرده. در برابر این دیدگاه شی اعتقاد دارد هر چیزی که کپی باشد چون برداشتی از یک حقیقت از پیش خلق شده است اصالت ندارد زیرا خلاقیت را هنرمند واقعی به وجود آورده و زیبایی خلق کرده در حالی که کسی که از او کپی می کند کار خاصی انجام نمی دهد. این گفتگو با ادامه پیاده روی آنها به مسائل مختلف زندگی نیز مربوط می شود. از نقد زندگی و عدم لذت بخشی آن تا رفتار فرزندان و دلایل وجودی و استنباطی آنها درباره زندگی که مغایر با دیدگاه والدین است. شی این چالش ها را دوست ندارد. اما جمیز با این نگاه فرزندان موافق است. در واقع تمام گفتگوی دو نفر منطبق با دو اصل حقیقت و زیبایی است و اصالت این دو مفهوم در مسائل مختلف زندگی. تمام گفتگو ها در نیمه ابتدایی فیلم بین شی که از علاقمندان جیمز است اتفاق می افتد. اما نیمه دوم از کافه ای شروع می شود که آنها برای خوردن قهوه آنجا می روند و صاحب کافه جمیز را با شوهر او اشتباده می گیرد و او را مردی مناسب برای زندگی معرفی می کند. در مقابل شی شوهرش را به خاطر نبودن، عدم درک نیازها و احساساتش سرزنش می کند. پس از برگشتن جمیز، شی او را از برداشت صاحب کافه مطلع می کند. از اینجا او در نقش شوهر شی ایفای نقش می کند. نیمه دوم فیلم درباره زن و شوهری است که 15 سال از زندگی آنها گذشته و اکنون به نقطه تکراری و کسالت بار اکثر روابط به خاطر تکرار و آشنایی زدایی نسبت به یکدیگر رسیده اند. فیلم یک درام است که با بحث دو نفر یک نویسنده معروف و گالری داری معمولی شروع می شود و به بحث زن و شوهری درباره دلایل اختلاف هایشان ختم می شود. یکی از سوالاتی که مخاطب در ذهن خود نسبت به روایت با آن مواجه می شود این است که آنها واقعا زن و شوهر هستند یا اینکه با بازی در این نقش سعی می کنند کپی برابر اصل یک زن و شوهر باشند. روایت و گیرایی آن و شخصیت پردازی عالی و بازی تحسین برانگیز ژولیت بینوش و ویلیام شیمل در هارمونی با معماری و فضای شهری توسکانی ذهن مخاطب را معطوف به سوال نمی کند و روایت را برای دریافت مفاهیم بیشتری که کیارستمی برای ارائه آن به لطافت و زیبایی و استفاده از کارگردانی و سبک فیلمبرداری منحصر بفردش دنبال می کند. در نیمه دوم ما به زن و شوهری مواجه هستیم که به سردی در رابطه خود رسیده اند. زن از بی توجهی های مرد شاکی است و زن از سطحی نگری زن. شی در جایی از رفتار او در شب پانزدهمین سالگرد ازدواجشان ناراضی است و این را نوعی بی توجهی می داند و جیمز آن را ناشی از خستگی، برای همین خاطره ای را با او مرور می کند که یک شب شی در حال بازگشت به خانه در حال رانندگی لحظه ای خوابش می برد. دلیلش بی توجهی به زندگی یا تنفر از اطرافیان نیست بلکه ناشی از خستگی است. دیدگاه فلسفی مرد در مقابل احساسات زن در کنار مجسمه ای در میدان توسکانی به اوج می رسد. در اینجا بحث اصالت تبدیل به برداشت و نگرش مخاطب به یک اثر می شود. شی اصرار دارد که بحث از اثر فراتر می رود و برداشت و نگرش ما مفهومی جدید به یک اثر می بخشد. اختلاف نظر آنها باعث می شود از زوجی کهنسال مشورت بگیرند. زن کهنسال آرامش زن کنار مرد را از جلوه های زیبا می داند زیرا این آرامش احساس تنهایی را در زن از بین می برد. مرد کهنسال به جیمز دلیل بی قراری و ناراحتی زنش را در گفتگویی کوتاه بیان می کند. در واقع او سعی دارد جیمز را متوجه این نکته ساده کند که گاهی لازم است برای اینکه حس زیبایی در طرف مقابلت به وجود بیاوری باید کارهایی ساده انجام دهی که بیشتر دلایلی احساسی دارند. دیدگاه جیمز شوهر در تقابل دیدگاه جیمز نویسنده است. او که در نیمه اول اصرار دارد برای لذت بردن از زندگی باید بر اصالت تکیه نکرد بلکه بر سادگی، در اینجا بسیار اصرار دارد برای هر کاری باید دلیلی عمیق داشت. برای همین وقتی زن پس از ورود به کافه به خود می رسد و منتظر اشاره ای از شوهرش است. متاسفانه او به خاطر کلی نگری و عدم دقت در جزئیات به زن توجه نمی کند و کافه رفتن آنها به جای اتفاقی خوشایند به خاطره ای تلخ تبدیل می شود. در ادامه قدم زدن، شی برای راحت شدن از فشاری فیزیکی به درون کلیسا
می رود و لباسش را درست می کند و بر می گردد. این سکانس رهایی شی از خود است
که سبب برخی نیازهایی شده که باعث آزار و ناراحتی او می شوند. سکانس نشستن آنها در ورودی یک هتل کوچک در عین سادگی انطباق حرف های آنها در تمام فیلم مبنی بر سادگی، زیبایی و لذت بردن از زندگی است. تاثیر این لحظات به گونه ای است که آنها تصمیم
می گیرند شبی را کنار هم در اتاقی که 15 سال پیش گذرانده اند تجدید خاطره کنند.
بی شک تبحر کیارستمی در پیوند دو بخش فیلم و روایتی دراماتیک و ساده با کارگردانی خوب و بازی خوبی که از بازیگرانش می گیرد و تکنیک فیلمبرداری از نمای نزدیک برای ارتباط بیشتر مخاطب و شخصیت ها از نکاتی است که فیلم را عمیق و ماندگار در ذهن مخاطب می کند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام