کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
چهارشنبه, 09 بهمن 1398   Wednesday 29 January 2020
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 15 فروردین 1395

صفحه خبر: اجتماعی

آفتاب یزد- سارا علایی: «تخریب طبیعت در روز طبیعت»؛ این عبارت متاسفانه یکی از تلخ‌ترین و تاسف‌بارترین شعارهایی است که در جامعه ما جامه عمل به تن کرده است؛ درست برخلاف بیشمار شعار خوب و پسندیده که هیچ گاه رنگ عمل به خود نمی‌بینند و تنها در حد شعار باقی می‌مانند. این یک واقعیت تلخ است که در ایران مردم بیش از هر چیز و مهمتر
از هر موضوع دیگری با مسئله محیط زیست
و طبیعت بیگانه‌اند، آنقدر بیگانه
که حتی در روز طبیعت و روزی که قرار است بین انسان و طبیعت پیوندی چندساعته برقرار باشد انسان چنان بلایی بر سر طبیعت می‌آورد که از دیدنش باید صدبار مرد و زنده شد، اما متاسفانه ما مردم با وجود دیدن چندین و چندباره این ظلم در بهترین حالت ساده از کنار آن می‌گذریم و در بدترین حالت به آن دامن می‌زنیم. روز 13 فروردین به عنوان سنتی باستانی اما از اول انقلاب به عنوان «روز طبیعت» وارد تقویم رسمی‌ما شده است؛ سنتی که همه ساله با استقبال مثال زدنی از سوی مردم مواجه می‌شود تا جایی که اگر فردی خارجی شدت استقبال مردم از روز طبیعت در ایران را مشاهده کند تصور می‌کند تا چه حد طبیعت‌دوستی در ایران وجود دارد! و این تنها یک روی سکه است، چراکه بی‌شک اگر همین فرد در پایان این روز سری به پارک‌ها و جنگل‌ها بزند به نتیجه تلخی می‌رسد؛ جنگ یک‌روزه ایرانی‌ها با طبیعت! بدون رودربایستی بپذیریم که روز طبیعت درایران چیزی نیست جز جنگ با طبیعت؛ آن‌هم جنگی تمام عیار و یک‌طرفه در مقابل حریفی بی‌دفاع. ازاین رو بدون اغراق روز طبیعت درایران روزی نحس برای طبیعت است که همه ساله بدون کم و کاست بر طبیعت ایران می‌گذرد. البته ناگفته نماند که رفتار شرم‌آور در ایران با طبیعت تنها مختص سیزدهم فروردین یا ایام نوروز نیست. اتفاقا یکی دیگر از اتفاقات تاسف‌بار در زمینه رفتار ایرانیها با طبیعت همین نکته است که ما هیچ‌گاه با طبیعت خود مهربان نیستیم و این نامهربانی تنها شدت و ضعف دارد و به طور قطع اوج این نامهربانی در روز آشتی طبیعت رخ می‌دهد. حالا این روزها، عبارت آشتی با طبیعت برای ما شده زدن به دل طبیعت و زیستن بسان مردمان اولیه‌ای که نه می‌دانند سطل زباله چیست، نه اطلاعی از جبران ناپذیر بودن خسارت به طبیعت دارند و آشتی‌شان خلاصه شده در بریدن شاخه درختان، ریختن بی‌مهابای زباله در جنگل‌ها، پارک‌ها، مراتع و...، تعویض روغن خودرو در چمنزارها، برافروختن آتش در جنگل‌ها و... تمام عایدی طبیعت در این روز نیز بیشمار قوطی‌ کنسرو، بطری‌ آب، ظروف یکبار مصرف و... رها شده در دامنش است که سنگینی این عایدی حتما کمر طبیعت را خواهند شکست. بعد از روز سیزده بدر فرقی نمی‌کند تهران یا مشهد، انزلی یا شیراز، کرمان یا گرگان، پارک یا بوستان، جنگل یا دریا و... همه جا شبیه هم است آن هم نه به لحاظ نوع طبیعت بلکه به لحاظ آثار برجای مانده از یک روز بودن در کنار آدم‌هایی که به نام آشتی بر طبیعت از پشت بر آن زخمه زده‌اند؛ آن هم زخمی‌سنگین و جبران‌ناپذیر. آنقدر جبران‌ناپذیر که اگر از 364 روز دیگر سال را مردم از صبح تا شب به جمع‌آوری زباله‌ها و دسته گل‌هایی که طی این روز در طبیعت بر آب داده‌اند اختصاص داده شود باز هم این زخم ترمیم نمی‌شود که نمی‌شود.سیزده فروردین 95 نیز مثل سال‌های قبل آمد و گذشت آن هم با یک تفاوت بزرگ؛ به یمن باران بی‌موقع اما خوش‌موقع بسیاری فرصت آشتی (!) با طبیعت را از کف دادند در نتیجه طبیعت نفس بیشتری کشید هرچند افرادی که باران هم آنان را از رفتن و آشتی با طبیعت منصرف نکرده بود بنابه رسم همیشگی زباله‌هایشان را نثار طبیعت کردند و شاخه‌های درختان را شکستند و این بار از ترس سرما آتشی پرفروزتر افروختند! هرچند بنابر مشاهدات امسال مردم کمتر سیزدهشان را در طبیعت بدر کردند اما همچنان عکس‌های برجای مانده از این روز دل را به درد می‌آورد. این موضوع درحالی است که چند سالی است در برخی شهرها اقدامات قابل توجهی در زمینه فرهنگ‌سازی برای آشتی واقعی با طبیعت در حال شکل‌گیری و پروبال گرفتن است .برای مثال در برخی استان‌ها از جمله خراسان جنوبی و آذربایجان غربی کتابچه‌های آموزشی رعایت نکات زیست محیطی و همچنین کیسه‌های مخصوص جمع آوری زباله روز سیزدهم فروردین در مبادی ورودی بوستان‌ها و مناطق حفاظت شده توزیع می‌شود یا محیط بانان با پخش بروشورهایی در بین افرادی که در طبیعت حضور دارند، اطلاع رسانی کامل در خصوص حفاظت از محیط زیست انجام می‌دهند. با همه این اوصاف اما طبیعت در ایران همچنان زخم می‌خورد؛ گویی طبیعت بدهکار عده‌ای است! نکته قابل تاسف دیگر درباره روز آشتی با طبیعت درایران رسم جوجه‌کباب خوری است؛ رسمی‌که علاوه بر افزایش تولید زباله، خطر آتش‌سوزی‌های گسترده در جنگل‌ها و باغات را به دنبال دارد. این رسم تاجایی بین مردم مورد توجه است که افراد حتی در میادین سرسبز و بزرگ شهرها و پارک‌های کوچک هم با برافروختن آتش این رسم محبوب را به جای می‌آورند که نتیجه آن زغال شدن تنه درختان و شکستن شاخ و برگ درختان و گاه سرایت آتش به چند درخت و ... است. با توجه به همه این اتفاقات تلخ و تاسف‌آور شاید بد نباشد برای سال‌های آینده کمی‌به خود بیاییم و چشم‌هایمان را بشوییم و جور دیگر نگاه کنیم؛ طبیعت بدهکار و بنده ما نیست که هرگونه می‌خواهیم با آن تا کنیم.
پی‌نوشت: در تقویم ملی کشورمان جای خالی روز پاکسازی طبیعت درست یک روز بعد از سیده بدر یعنی 14 فروردین به شدت احساس می‌شود، از سوی دیگر شاید بد نباشد اگر گریزی به اقدامات فرهنگ‌سازانه به ویژه در ارتباط با کودکان بزنیم مثلا در روز آشتی با طبیعت به نام خودشان درختی بکاریم یا در روز سیزده بدر بعد از بازی و تفریح کیسه زباله‌ای به دستشان بدهیم در ازای جمع‌آوری زباله بیشتر تشویق‌هایی را برایشان درنظر بگیریم و... تا باشد وقتی به بزرگسالی رسیدند اگر طبیعتی باقی مانده بود مفهوم آشتی با طبیعت را آموخته باشند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام