کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 15 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
چهارشنبه, 04 مهر 1397   Wednesday 26 September 2018
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 06 اسفند 1394

صفحه خبر: گلدونه

مهسا یک عروسک جدید خریده بود که
هر وقت دکمه روی شکمش رو فشار می داد می گفت :"مامان ... مامان من به به می خوام" بعد مهسا یک شیشه شیر اسباب بازی بهش
می داد . عروسکش شیرشو می خورد و با لبخند از
مهسا تشکر می کرد .مهسا چند روز با خوشحالی با عروسکش بازی می کرد و از خوش اخلاقی عروسکش لذت می برد. اما یواش یواش عروسک مهسا بداخلاق شد .یک روز صبح وقتی مهسا دکمه عروسکش رو زد عروسکش حرف نزد ، اخم کرد.مهسا دوباره دکمشو زد، باز عروسکش حرف نزد. بار سوم که مهسا می خواست دکمه
عروسکشو بزنه عروسکش جیغ زد!مهسا
می خواست شیشه شیرشو بهش بده اما عروسک دلش نمی خواست بخوره .می خواست بهانه بگیره که اینو نمی خوام ، اونو دوست ندارم ... مهسا خیلی ناراحت شده بود .عروسکشو بغل کرد و برد دکتر .آقای دکتر از مهسا پرسید عروسکتون چی شده برای چی آوردینش دکتر؟مهسا گفت خیلی بداخلاق شده می ترسم مریض شده
باشه!دکتر ، عروسک مهسا رو معاینه کرد و گفت فکر کنم مریضی
بهانه گیری رو از کسی گرفته . شاید یک نفر تو خونه شما خیلی بهانه می گیره و عروسک شما ازش یاد گرفته.مهسا خجالت کشید و هیچی نگفت .بعد دکتر گفت دوای درد عروسک شما این است که دیگه کسی توی خونه غر نزنه .همه باید خوش اخلاق و مهربون باشند تا عروسکتون دوباره حالش خوب بشه و خوش اخلاقی و مهربونی دوباره بهش برگرده.مهسا برگشت خونه و سعی کرد خودش عروسکش رو درمان کنه. شب که نشست سر سفره شام عروسکش رو هم کنار خودش گذاشت تا عروسکش کارهای مهسا رو ببینه و یاد بگیره .مامان یک بشقاب غذا برای مهسا کشید. مهسا از مامان تشکر کرد و همه غذاشو خورد .بعد با آب و صابون دست و صورتش رو شست و توی جمع کردن سفره به مامان کمک کرد.عروسک مهسا هیچی نمی گفت ولی داشت همه کارهای خوب رو از مهسا یاد می گرفت. بعد از چند روز که دیگه مهسا توی خونه بد اخلاقی و بهانه گیری نمی کرد ،عروسکش دوباره خوش اخلاق و
مهربون شد .حالا دوباره می گفت : مامان .... مامان .... من به به
می خوام . مهسا با خوشحالی شیشه شیرش رو بهش می داد . عروسکش همه شیرشو می خورد و خیلی زیبا لبخند می زد و تو بغل مهسا آروم آروم به خواب می رفت.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام