کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
پنج شنبه, 25 مهر 1398   Thursday 17 October 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 18 مهر 1394

صفحه خبر: صفحه آخر

دیروز آقای جراح فوق تخصص کودکان (بیمارستان خصوصی طرف قرارداد بیمه) در حضور من و همسرم: آقای ایرانمهر، فردا تشریف بیارید مطب، کار مهمی دارم در خصوص وضعیت کوچولوتون.
من: میشه همین‌جا بفرمایید( همسرم وا رفته و رنگ پریده).
دکتر: نه، اینجا نمی‌شه مطرح کرد ضمنا فردا تنها بیاید.
( خواهش و التماس همسرم برای اینکه حضور داشته باشد بی نتیجه است، عصر همان روز دچار افت فشار می شود و تنها با تزریق
آرام بخش آرام می گیرد، او مطمئن است دکتر علیرغم ابراز رضایت ظاهری خبرهای بدی دارد، من سعی می کردم خودم را کنترل کنم و تقریبا یقین داشتم که خبر بدی در راه نیست.)
روز بعد: همسرم اصرار دارد که او را هم ببرم، کودکمان بستری است و متقاعدش می‌کنم که بماند، وضعیت روحی اش به شدت خراب، دست‌ها دچار رعشه و چشم‌ها از شدت گریه سرخ.
بالاخره به مطب می رسم و وارد اتاق
می شوم. آقای دکتر نتایج آزمایش را نگاه
می کند و از من می خواهد آرام باشم . این را که
می گوید، استرس تمام وجودم را می گیرد و حالا وضعیتی به مراتب بدتر از همسرم دارم.
دکتر خیلی سریع می گوید: "همه چی خوبه و خدا رو شکر هیچ مشکلی نیست اما اینکه گفتم بیاید برای این بود که بگم
درسته بیمه هزینه ها رو میده اما حق ما پزشکارو می خوره، منتی ندارم عمل سنگین بود و انتظار دارم مبلغ ٩ میلیون تومن به این شماره حساب بریزید، لطفا این موضوع رو با کسی مطرح نکنید چون الحمدالله برای
اختلاس های میلیاردی همه لالمونی
می گیرن اما حق و حقوق ما پزشکا که مطرح میشه همه زبونشون درازه!"
الان که این ماجرا را می نویسم از شدت استرس ( روش بیان موضوع پول )، بعد از یک دهه، تبخال زده ام، پسر حاجی لندن نیستم که بگویم پولش مهم نیست هرچند مهم هم اگر باشد قانون طرف مرا می گیرد و عمل هم به خوبی انجام شده و حالا ابتکار عمل در دست من است و اینجا مراد اصلی ام روش طرح موضوع است، مرض هم ندارم که حکم کلی در مورد همه پزشکان صادر کنم، مومن همیشه شاکر هم نیستم که بگویم :بازم خدارو شکر قبل از عمل نخواست (همسرم مثبت اندیش است و معتقد است اندک وجدان باقی مانده جراح با مشاهده وضعیت کودک و ضرورت عدم تعلل باعث شد تقاضا بعد از عمل مطرح شود) ،وکیل مدافع دولت هم نیستم که بگویم جایی هم که دولت حمایت می کند خودمان چطور سر گردنه را می گیریم، اینکه من چه واکنشی نشان داده یا خواهم داد هم مهم نیست(هرچند به هیچ وجه زیر بار حرف زور نخواهم رفت)، مهم فقط یک چیز است : در جامعه ما :" انسان ، آن هم نه انسان عامی ، یک انسان تحصیلکرده و مدرن، در باج‌گیری از یک انسان دیگر، آن هم نه انسانی در وضعیت عادی، ملاحظه این را هم نمی کند که
دست‌کم رک و راست بگوید فلان قدر می خواهم
بلکه با سوءاستفاده از وضعیت شکننده روحی پدر و مادر یک طفل شش ماهه، از همه عناصر تعلیق به سبک هیچکاک برای بهم زدن توازن روحی و جسمی استفاده می کند تا با یادآوری اختیار ترخیص و نیاز بیمار به تداوم نظارت پزشک معالج بگوید: ٩ میلیون!" خواستم بگویم انسانیت مرده است، مرده بود جای تاسف نداشت، زنده است اما به لجن
کشیده شده .


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام