کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
سه شنبه, 19 آذر 1398   Tuesday 10 December 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 12 آذر 1398

صفحه خبر: فرهنگی

آفتاب یزد- یوسف خاکیان: روز گذشته فرزین پورمحبی ـ طنزپرداز ـ با نگارش یادداشتی نقدهایی در ارتباط با سریال
«فوق‌ لیسانسه‌ها» اثر سروش صحت مطرح کرده بود. نقدهایی که قصد داریم در این گزارش با وام گرفتن از آنها عملکرد رسانه ملی را درباره ساخت سریال‌های دنباله دار بررسی کنیم . پور محبی در یادداشت خود به المان‌های بسیار مهمی‌اشاره کرده که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.
- «فوق‌ لیسانسه‌ها» در نمایش برخی موضوعات به هجویه کشیده شده مخاطب جدی خود را به اشتباه انداخته و او را فراری می‌دهد.
- اغلب واکنش‌های شخصیت‌ها قابل پیش‌بینی است و حتی گاه در ابراز نفرت‌ها به‌خصوص (نفرت پدر و فرزندی) آنقدر اغراق می‌شود که غیرقابل باور و لوس به نظر می‌آید و مخاطبان را پس می‌زند.
- داستان سریال ضعیف در حالیکه می‌شد از داستان‌های جدی که غالب مخاطبان با آن آشنایی دارند استفاده کرد تا هم از ساختار داستان‌پردازی آنها بهره جست و هم در عین مواجه بودن با یک نظیره انسانی شاهد یک نقیضه داستانی هم بود.
- گاه بار طنز کل سریال بر دوش یک نفر (هوتن شکیبا) افتاده که این برای کلیت سریال به نوعی نقطه ضعف محسوب می‌شود.
اما متن یادداشت این طنزپرداز فقط به بیان اشکالات سریال «فوق لیسانسه‌ها» خلاصه نمی‌شود چرا که او در بخش دیگری از یادداشت خودش با زدن نقبی به سری‌های قبلی این سریال عنوان کرده که «لیسانسه‌ها» در ایجاد و خلق لحظات ناب موفق بوده و با شوخی‌های
منحصر بفردش توانسته به عنوان یکی از آثار
خوش ساخت نظیره گویی تلویزیون تبدیل شود.
با این حال پورمحبی در پایان متن خود این موضوع را هم مطرح کرده که ای کاش سازندگان این سریال به دلایلی که در ابتدای این گزارش به آنها اشاره شد دیگر سری جدید این سریال یعنی «فوق لیسانسه‌ها» را نمی‌ساختند. این طنزپردار در ادامه به سروش صحت و تیم تولید سریالش پیشنهاد کرده که دیگر ساخت این سریال را ادامه ندهند.
اگر به تولیدات صدا و سیما در سالهای اخیر نگاهی گذرا بیندازیم و خروجی محصولات فرهنگی این رسانه را زیر ذره بین قرار دهیم به جز مواردی که در شکل نشست و میزگرد به صورت زنده روی‌ آنتن رفته بقیه تولیدات عموما به صورت سریال‌های تلویزیونی و گاها تاک شوهایی مانند دورهمی، خندوانه، کودک شو، اعجوبه‌ها و پخش مسابقات ورزشی بوده است. به جز مواردی که اشاره شد تلویزیون اساسا خورک فرهنگی دیگری که برای مخاطب سرگرم کننده باشد نداشته است. در این میان سریال‌هایی هم که در رسانه ملی تولید شده را می‌شود به چند بخش تقسیم کرد.
- سریال‌های مناسبتی که برای پخش در ایام خاصی از سال ساخته می‌شوند. اینگونه سریال‌ها عموما بین 15 تا 30 قسمت دارند و پرونده داستانی آنها با پایان روزهای خاص سال بسته می‌شود و کارگردان‌ها دیگر سراغ آنها نمی‌روند. سریال‌هایی که البته در گذشته معمولا با استقبال خوبی از سوی مخاطبان برخوردار می‌شد و همین استقبال مسئولان صدا و سیما را با این راهکار مواجه می‌کرد که از همان سریال‌ها در مناسبت‌های سال‌های بعد هم استفاده کنند و آنها را روی آنتن تلویزیون بفرستند موضوعی که گاها آنقدر ادامه پیدا می‌کرد که یک سریال (مختارنامه) برای سالهای متمادی در ایام خاصی روی آنتن می‌رفت به صورتی که دیگر کسی نبود که آن سریال را ندیده باشد اما تلویزیون به صورت تخته گاز موضوع پخش سریال‌های تکراری را به موضوعی روتین برای خود درآورده بود و به قول معروف تا تقی به توقی می‌خورد رسانه ملی سریال صد بار پخش شده خود را از آرشیو بیرون می‌آورد و آن را روانه آنتن می‌کرد.
- سریال‌هایی که داستان‌های خاص تاریخی (گیله وا) دارند. اینگونه سریال‌ها اساسا به دلیل کوتاه بودنشان به صورت مینی سریال از تلویزیون پخش می‌شوند و گاها با نقدها و واکنش‌های منفی نیز مواجه می‌شوند. نقدها و واکنش‌هایی که منصفانه اگر بنگریم در بیشتر موارد قابل تامل و درست هستند.
- سریال‌هایی که به دلایل مختلفی مانند کارگردانی خوب، بازیگری خوب، قصه خوب، زمان پخش خوب و ... عموما با استقبال مخاطب مواجه شده اند. اینگونه سریال‌ها خود به
دو بخش تقسیم بندی می‌شوند که نکته مهم و
حایز اهمیتی که درباره هر دو بند وجود دارد این است
که تا صدا و سیما متوجه می‌شود که سریال مورد توجه مخاطب قرار گرفته به محض پخش آخرین قسمت آن از تلویزیون با انتشار یک نظرسنجی میزان رضایت مردم را از آن سریال اعلام کرده و با همین ترفند استارت ساخت سری دوم آن سریال را می‌زند. چندی که می‌گذرد خبرهایی منتشر می‌شود که تلویزیون با سازندگان فلان سریال به توافق رسیده که سری دوم آن را نیز بسازد.
بند اول: سریال‌هایی که سازندگان آنها به دلایل مختلفی پیشنهاد رسانه ملی را مبنی بر ساخت ادامه سریال در سری‌های بعدی می‌پذیرند و مشغول نوشتن سناریو شده و پس از گذشتنش یکی دو سال استارت ساخت سری دوم را می‌زنند. اتفاقی که در اینگونه موارد می‌افتد این است که پخش سری دوم بهانه ای می‌شود که مذاکرات دوباره صورت گیرد و سری‌های سوم، چهارم و ... هم تولید شود. در این میان یا پخش سریال در هر سری با استقبال فراوان‌تری نسبت به سری قبل مواجه شده و آن سریال (پایتخت، کلاه قرمزی) همچنان در رده اول باکس آفیس محصولات تلویزیونی قرار خواهد داشت و یا رفته رفته پخش سری‌های دوم و سوم و ... به کارگردان و گروه سازنده و همچنین مدیران تلویزیونی می‌گوید که سریال مورد نظر (ستایش، بچه مهندس) آرام آرام دارد مخاطبانش را از دست می‌دهد و باید تولید سری‌های جدید آن را متوقف کرد. نکته جالب توجه اما این است که علیرغم گوشزدی که مخاطبان با رفتار خود نشان می‌دهند سازندگان این سریال‌ها علاقه عجیبی به ساخت سری‌های بعدی آن از خود نشان می‌دهند و در این میان تلویزیون هم که دنبال سوژه است با آنها قرارداد می‌بندد فارغ از اینکه پخش سری‌های جدید به خاطرات
خوبی که مخاطبان با سری‌های قبلی آن سریال داشته اند لطمه می‌زند.
بند دوم: سریال‌هایی که سازندگان آنها تحت هیچ شرایطی حاضر نمی‌شوند سری دوم سریالی که خاطره خوبی از پخش آن در اذهان مردم باقی مانده را بسازند. آنها با علم به اینکه سری دوم به احتمال فراوان موفقیت سری اول را کسب نخواهد کرد حاضر نمی‌شوند این ریسک را بپذیرند و به ساخت سری دوم همان سریال مبادرت ورزند. از این نمونه می‌توان به سریال‌هایی مانند ساختمان پزشکان و بانوی عمارت اشاره کرد. درباره «ساختمان پزشکان» تلاشهای فراوانی شد تا سروش صحت بپذیرد که این سریال قابلیت ادامه دار بودن در سری دوم را دارد اما این کارگردان حتی فکر اینکه بخواهد سری دوم «ساختمان پزشکان» را بسازد به ذهنش راه نداد. درباره «بانوی عمارت» علیرغم اینکه سناریوی سری دوم این سریال هم نوشته و به کارگردان داده شد اما عزیزالله حمیدنژاد با انتشار یادداشتی انتقادی متن نوشته شده برای سری دوم سریال «بانوی عمارت» را نه تنها به عنوان فیلمنامه قبول نداشت بلکه طرح مبسوطی از تخیلات نویسنده با وام گرفتن سطحی از برخی حوادث و بعضی دیگر از شخصیت‌های سریال دانست و آن را نوشته‌ای بسیار سفارشی و غیرنمایشی تلقی و عنوان کرد که این گونه پرداخت‌ها چیزی جز تحقیر مخاطب و پس زدن او را به دنبال ندارد.
اظهارات عزیزالله حمیدنژاد آنجا که می‌گوید:
« این گونه پرداخت‌ها چیزی جز تحقیر مخاطب و پس زدن او را به دنبال ندارد نقطه عطف گزارشی است که پیش روی شماست. وقتی صدا و سیما از یک سو به فکر پر کردن کنداکتور پخش خودش است و اصلا برایش اهمیت ندارد که چه محصولی با چه کیفیتی و بر اساس چه داستانی را روی آنتن بفرستد و کارگردان و تهیه کننده و نویسنده فیلمنامه از سوی دیگر با فرجه ای کوتاه برای ساخت سری دوم مواجه می‌شوند حتی اگر هیچکدام نیت تحقیر مخاطب را نداشته باشند اما اقدامشان در ساخت «هول هولکی» سری دوم قطعا موجبات پس زدن سری دوم سریال توسط مخاطب را پدید خواهد آورد.
> یک بررسی کوچک
اگر به صنعت سریال سازی در کشورهای دیگر نگاهی گذرا بیندازیم و مثلا برای نمونه سریال «بازی تاج و تخت» و یا «فرار از زندان» را با سریال‌هایی مانند بچه مهندس یا ستایش مقایسه کنیم متوجه تفاوت‌هایی می‌شویم که حقایق
بی پرده ای را به ما بازگو کرده و سوال‌هایی را در ذهن ما ایجاد می‌کند. اینکه چرا این همه تفاوت بین ساختار داستانی سریال‌های ما با سریال‌های آنها وجود دارد؟ اینکه سریال ما پس از ساخت و پخش سری اول با فرض اینکه استقبال
بی نظیری از سوی مخاطب از آنها شود چقدر
پتانسیل ادامه دار بودن را دارند و سریال‌های آنها پس از ساخت و پخش سری‌های پنجم به بعد با فرض اینکه استقبالی هم از سوی مخاطب از آنها نشود چقدر پتانسیل ادامه دار بودن را دارند؟ و اینکه چرا اینهمه اصرار داریم داستان سریالهایمان را اینهمه ادامه دهیم در حالیکه در برخی شرایط حتی نقطه آغازشان هم حرف چندانی برای گفتن نداشته است‌؟‌


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام