کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
پنج شنبه, 21 آذر 1398   Thursday 12 December 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 24 مرداد 1398

صفحه خبر: صفحه آخر

بیشتر شعرهایی که بلدم را از مادر یاد گرفته‌ام، زیرا پدر، خدابیامرز، چندان به عالم شعر و شاعری علاقه نداشت و در طول زندگی تنها به شعر « خوشا آنان که با عزت زگیتی بساط خویش برچیدند و رفتند... .»، که انگار وصف حال خودش بود، توجه وافر نشان می‌داد. از میان اشعاری که مادر دوست داشت و ترجیح می‌داد در هنگام مشاعره مچ من را با آن بخواباند « مبادا که در دهر دیریستی مصیبت بود پیری و نیستی» بود. انصافا، شعر بالا از جهاتی جالب توجه است و یکی از جهات این است که شاعر، پیری را هم ردیف نیستی دانسته و یک جورهایی به مردم نشان داده که بر خلاف ادعای معمول «فقط مرگ چاره ندارد»، کنار آمدن با پیری هم مانند کنار آمدن با نیستی سخت و دشوار می‌باشد. موضوع پیری و کهنسالی برای همه مهم است و به همین خاطر بسیاری از کارگردانان فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی و خارجی این موضوع را سوژه ساخته‌های خود، که بعضی‌هایشان هم حسابی گل کرده‌اند، گرفته‌اند. به عنوان نمونه، ترس مردم از پیری باعث شده که در فیلمی دیدنی مردی که در هنگام زاده‌شدن کاملا کهنسال است و با گذر زمان جوان و جوانتر می‌شود را مشاهده نماییم.
دیدن این فیلم خیلی‌ها را به فکر این‌انداخته که کاش آنچه در فیلم دیده می‌شود واقعی بوده و آدم‌ها پیر به دنیا آمده و نوزاد از بین می‌رفتند. این تمایل به بر عکس بودن واقعیت موجود تنها مربوط به پیری و جوانی نمی‌شود و در فرهنگ‌ها و جوامع مختلف وجود خارجی داشته است. به عنوان مثال می‌گویند در تمدن‌های نخستین قومی بوده‌اند که به مجرد به دنیا آمدن افراد گریه و زاری و شیون سر داده و بر حال زار طفلی که قرار بود در دنیا مصیبت‌ها و بدبختی‌های فراوان را تجربه نماید می‌گریستند! اینان در هنگام مرگ یک نفر بساط شادی و خوشحالی، گسترده و مراتب قدردانی خود را از روزگاری که باعث شده به بدبختی‌ها و مصیبت‌های یک نفر خاتمه داده شود، ابراز می‌نمودند! با همه اینها نگارنده به شدت در هراس اینکه هرگز پیر نشود( که خوشبختانه دیگر علایمی از آن به چشم نمی‌خورد)
به سر می‌برد! در این باره باید گفت که اگر
پای مرگ و نیستی در میان نبود، همیشه جوان ماندن آرزوی همه آدمیان بود و مردم به درستی درباره دعای «پیر شوی جوان!» موضع منفی اختیار می‌کردند. متاسفانه چنین نیست و به این دلیل کهنسالانی که در طول زندگی طولانی خود به تدریج انواع و اقسام دارایی‌های خود را از دست داده و با چشمانی کم سو، گوش‌هایی که خوب نمی‌شنوند، پاهایی که آنان را به زحمت می‌کشانند و دست‌هایی که نای گرفتن سبک‌ترین وسایل را ندارند سر می‌کنند به مراتب راحت‌تر از جوانانی که چیزهای زیادی برای از دست دادن دارند با پدیده مرگ کنار آمده و با نگرانی کمتری، خلوت و تنهایی خود را با خواندن « مرگ من روزی فرا خواهد رسید» پر می‌کنند.
با همه اینها، دردناکتر از مرگ و نیستی این است که به قول آذری‌ها آدمی بعد از مرگ «حیف گو» نداشته باشد. در این باب، انصافا تولستوی حق مطلب را به خوبی هر چه تمامتر ادا کرده است:
«جای تاسف است که جای بعضی مرده‌ها را نمی‌توان با برخی زنده‌ها عوض کرد. من خودم شخصا چند نفری را می‌شناختم که با وجودی که می‌دانستند راه همه شان به گورستان ختم می‌شود، سر راه از خودشان چند چشمه جالب به یادگار گذاشتند!»


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام