کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
یکشنبه, 27 مرداد 1398   Sunday 18 August 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 23 مرداد 1398

صفحه خبر: اجتماعی

ادامه از صفحه اول:
این کارشناس سیاست خارجه معتقد است؛ با این برخورد قاطع و قانونی ایران، به نوعی مقامات سیاسی انگلستان دچار یک نوع «تجدید نظر عمیق سیاسی» در مواجهه با تهران شدند و معلوم شان شد که حتماً باید در تقابل با ایران هوشمندانه تر و با احتیاط بیشتری گام بردارند زیرا سیاستمداران «ایران امروز» این پالس شفاف را ارسال کردند که دوران «بزن و در برو» به پایان رسیده و هر کشوری قطعاً باید تاوان رفتارهای هنجار شکنانه ی خود را به نوعی تمام و کمال پرداخت کند. ساداتیان به «شبه سیاسی بازی»‌های بولتون اشاره می‌کند و می‌گوید: توقف مذاکرات جان بولتون و مقامات انگلستان اگرچه دچار توجیهات عدیده‌ای شد اما واقعیت این بود که در پس شکست ائتلاف دریایی مدنظر ترامپ، بسیاری از بازی‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای عوض شد؛ امارات اعلام آمادگی کرد تا رویکرد خود در قبال با ایران را تغییر دهد از جمله این که آزادسازی حساب‌های بلوکه شده ایرانی‌ها را آغاز کرد. عربستان، یحتمل پس از مناسک حج گروهی را برای آغاز مذاکرات به تهران خواهد فرستاد، اسرائیل دچار نوعی انزوای جهانی شد چون متهم است به آتش افروزی در استراتژیک‌ترین منطقه‌ای که برای جهانیان حائز اهمیت است.

> «تیم بی» مستاصل تر از همیشه!
ساداتیان معتقد است دیپلماسی فعال و هوشمندانه ی تهران عملا تیم بی را از گردونه تعاملات سیاسی جهان کنار گذاشت و حلقه تندروی اطراف ترامپ یکی پس از دیگری در حال حذف از عرصه ی تصمیم گیری هستند؛ بنیامین نتانیاهو دیگر اقبالی از سوی متحدان آمریکایی و اروپایی، نسبت به ادعاهای خود نمی‌بیند، بولتون دست از پا درازتر از انگلستان بازخواهد گشت و بن سلمان چاره ی رهایی از مخمصه‌های منطقه‌ای به ویژه مسئله ی ویران‌کننده ی یمن را در حل و فصل اختلافات خود با ایران می‌بیند در این میان آزادی نفتکش ایرانی یکی از محتمل ترین گمانه زنی‌های رسانه‌ای است که به قول شما چه بسا هم اکنون انجام پذیرفته باشد.
> انگلستان نه بلکه بریتانیا غرق در چالش و تزلزل
ساداتیان می‌گوید از این جا به بعد به جای تقابل انگلستان و ایران باید با تاکید گفت تقابل بریتانیا با تهران و این یعنی مسئله را باید با گستره بزرگتری از «لندن ـ تهران» بررسی کرد. برای درک وضعیت حاکم بر سیاست خارجه ی انگلستان، جانسون را با یک خروار مشکلات سابق و لاحق در نظر بگیرید؛ اسکاتلند خواهان باقی ماندن در اتحادیه اروپایی است. خبرها حکایت از آن دارد که از هم اکنون و پس از اعلام رسمی نخست وزیری بوریس جانسون حتی عکس‌های ملکه را پایین آورده اند، مشکلات مرزی ایرلندی‌ها ـ شمالی ـ همچنان برقرار است و برگزیت به نوعی شیشه ی عمرِ دولت موقتی است که شاید نتواند دائمی شود!
این دیپلمات سابق ایران در انگلستان می‌گوید: نمی‌توان گفت بریتانیای کبیر از هم فروپاشیده شده اما می‌توان گفت که مجموعه کشورهایی که بریتانیای کبیر را تشکیل می‌دهند گام‌های اولیه برای فروپاشیدن را برداشته‌اند پس وقتی انگلستان به تنهایی باقی بماند قطعاً در تقابل با ایران جانب احتیاط بیشتری را خواهد گرفت و بی سبب خود را در مخمصه‌ای جدید نخواهد افکند زیرا دور از ذهن است یک دولت دچار بحران‌های متعدد سیاسی، بتواند وارد یک چالش جدید شود آن هم هزاران کیلومتر دورتر از انگلستان. این تحلیلگر مسائل انگلستان در توضیحاتی تکمیلی تر می‌افزاید: از هر جنبه‌ای که بنگریم لندن در وضعیت خوبی قرار ندارد خاصه مسائل و مشکلات مالی! از یک سو هزینه‌های کمرشکن خروج از اتحادیه اروپایی، از سویی دیگر هزینه‌های ائتلاف‌های نظامی با امریکا و حالا هزینه‌های سرشاخ شدن با ایران، پس طبیعی است که تلاش کند خیلی زود با یک تغییر در زمین بازی، موقتاً بحث نفتکش‌ها را حل و فصل کند تا سر و سامانی به وضعیت خود دهد. به تعبیری کاملا برگرفته از اصطلاحات ژئوپلیتیک، انگلستان دارد دست و پا می‌زند تا همچنان «بریتانیا» باقی بماند!

> توفیق اجباری یا تصمیم عاقلانه؟!
ساداتیان نمی‌گوید اما تایید می‌کند که اوضاع آشفته ی انگلستان در مواجهه با معضلات مجموعه کشورهای تشکیل دهنده بریتانیای کبیر و تزلزل سیاسی ایجاد شده در سایه ی برگزیتی که همچنان در حال قربانیِ سیاسی گرفتن است، مقامات لندن را متقاعد کرد تا برای نخستین بار در تقابل با جمهوری اسلامی ایران «تصمیمی عاقلانه» اتخاذ کنند.

> جهانِ در حال گذار و شدن،
استیلای منطقه‌ای ایران را پذیرفت
ساداتیان در یک توضیح کامل و مفصل به مرحله‌ای مهم و تاثیرگذار در تاریخ سیاسی جهان اشاره می‌کند و می‌گوید: پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و به نوعی پایان جهان دو قطبی، فوکویاما آمد و تئوری «پیروزی لیبرال دموکراسی و پایان تاریخ» را مطرح کرد. این ادعا و یا تئوری فوکویاما یعنی از بین رفتنِ تمامی قدرت‌ها و قرار گرفتن زیر سیطره ی ایالات متحده ی آمریکا زیرا پرچمدار «لیبرال دموکراسی» در جهان کسی نیست مگر آمریکا. به قول ژئوپلیتیسین‌ها، «استراتژی بحری» یا استراتژی تجارت دریایی است که جهان را در مشت می‌گیرد.
در تقابل با ادعای فوکویاما، آقای‌هانتینگتون ـ ساموئل‌هانتینگتون، متخصص علوم سیاسی شهیر آمریکایی ـ نظریه «برخورد تمدن‌ها» را مطرح کرد که سیدمحمد خاتمی در پاسخ، پیشنهاد «گفت‌‌و‌گوی تمدن‌ها» را مطرح کرد که مورد اقبال عمومی قرار گرفت.
مجموعه‌ای از اتفاقات و تغییرات از غربِ لیبرال دموکراسی تا اروپای کم کم متحده شده و نیز روسیه ی بازسازی شده و چینِ به قدرت اول اقتصادی جهان تبدیل شده کمک کرد تا هشت قطب سیاسی در جهان شکل بگیرد؛ آمریکایی که همچنان خود را ابرقدرت می‌داند، برزیل در امریکای جنوبی، اتحادیه اروپایی، چین، روسیه، کشورهای جنوب شرق آسیا به عنوان غول‌های اقتصادی و در نهایت خاورمیانه یا به تعبیر رهبر انقلاب، «غرب آسیا» فارغ از تقسیم بندی‌های خاورمیانه ی عربی و خاورمیانه ی بزرگ یعنی از مصر گرفته تا ترکیه و برخی کشورهای آسیای میانه حتی.
ساداتیان می‌گوید: مجموعه‌ای از رخدادها مثل بی اعتباری ترکیه در برخی تعاملات سیاسی، خروج عربستان از دایره منطق سیاسی با تکیه بر کشوری به نام آمریکا و جنگ سوریه و نیز درگیری ائتلاف سعودی با یمنی‌ها و ادامه جنگ‌های داخلی در افغانستان؛ اندک اندک استیلای ایران بر منطقه و تاثیر حضور ایران در تصمیم‌گیری‌های جهانی و منطقه‌ای را دیکته کرد. به این مجموعه، خودخواهی‌ها و دیکتاتورمنشی‌های آمریکا در تصمیمات منطقه‌ای را اگر اضافه کنیم خواهیم‌دید کشورهایی مثل فرانسه، آلمان و حتی انگلستان را دچار برخی بازنگری‌ها و تجدید نظرها کرد. اوج این تجدیدنظرها را در سایه خروج ترامپ از برجام می‌توان دید که بسیاری از کشورهای اروپایی من جمله انگلستان را وادار به اعتراض به ایالات متحده امریکا کرد و این یعنی احترام به نقش و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در منطقه. ساداتیان می‌گوید: شکل نگرفتن ائتلاف ضد ایرانی که توسط «تیم بی» به ترامپ دیکته شده بود را باید عمیق‌تر بررسی کرد به گونه‌ای که شاید بتوان رد پای برخی از تغییراتی که در همان «جهانِ در حال گذار و شدن» قابل بررسی است را دید واگرنه در یک دهه قبل تر، چنین ائتلاف‌هایی به آسانی شکل می‌گرفت و دردسرساز نیز می‌شد.

> انگلستان چاره‌ای
جز آزادسازی نفتکش ایرانی ندارد!
ساداتیان در جمع بندی کلی می‌گوید: وقتی می‌گوییم:«انگلستان چاره‌ای جز آزادسازی نفتکش ایرانی ندارد!» یعنی:
ـ انگلستان دست به عملی غیر قانونی زده است
ـ انگلستان غرق در مشکلات سیاست داخلی است
ـ انگلستان در شرایط فشار اقتصادی است
ـ انگلستان طاقتی برای تحمل چالشی جدید ندارد
ـ بریتانیا در حال فروپاشی است
ـ بوریس جانسون اگر کوچکترین خطایی مرتکب شود بلایی بدتر از ترزا می‌بر سرش خواهد آمد
ـ ایران دیگر با لندن مسامحه نخواهد کرد
پس می‌توانیم به جرات بگوییم که:«انگلستان چاره‌ای جز آزادسازی نفتکش ایرانی ندارد!» حتی اگر بسیاری از هم پیمانان آمریکا و دولت جبل الطارق خبر آزادسازی نفتکش ایرانی را
تکذیب کنند!
سید جلال ساداتیان در پایان به این نکته بسنده می‌کند که انگلستان دایره عملیاتی محدودی دارد و «ملی گرایی» انگلیسی هم نمی‌تواند در صورت ادامه این چالش با تهران، بوریس جانسون را از یک شکست تعیین کننده نجات دهد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام