کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
سه شنبه, 29 مرداد 1398   Tuesday 20 August 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 28 خرداد 1398

صفحه خبر: صفحه آخر

دو امتیاز بین تیم‌های والیبال ایران و کانادا رد و بدل می‌شود اما آقای گزارشگر، همچنان دارد داستان سرِهم‌بندی می‌کند! گویی تریبونی که در اختیارش قرار داده اند تا والیبالی در سطح ملی و جهانی را گزارش کند، بازیچه است یا وسیله‌ای برای بیرون ریختن آن چه فکر می‌کند چون او آن گونه فکر می‌کند دیگران نیز باید همانگونه بیندیشند! 27 ثانیه جملاتی می‌گوید که به نظر برخی، مشمئزکننده و آزاردهنده است!
آقای گزارشگر مدعی است که به نوعی کانادا خانه دوم برخی از ما ایرانی‌ها است و بعد می‌گوید:«حتی بچه را هم آن جا به دنیا می‌آورند!» و جملاتی نظیرِ هر که مشکلی داشته باشد می‌رود کانادا، کانادا برای قشری خاص جای جالبی است و... گیریم همه حرف‌های آقای گزارشگر درست باشد ـ که نیست! ـ و گیریم برای برخی واقعاً کانادا خانه دوم باشد! آیا جای این حرف‌های روی آنتن زنده یک شبکه پربیننده تلویزیونی است؟! به راستی از نظر آقای گزارشگر! مسئله کانادا چقدر برای 80 میلیون ایرانی، مهم و حیاتی است؟ آیا همه برای بچه دنیا آوردن به کانادا می‌روند یا آقای گزارشگر می‌خواسته با سرک کشیدن به زندگی رامبد جوان و نگار جواهریان، خودی نشان دهد؟!
مرگ حساسیت؛ پدیده مسموم رسانه!
دو دهه است که عمیق‌ترین درد و آلام اجتماعی تبدیل شده است به سوژ‌های برای خنده و ساختن برنامه‌های سخیف به اصطلاح طنز. نگاه سطحی به درد‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی و تبدیل مهم‌ترین دغدغه‌های لایه‌های دوم و سوم جامعه به سیمایی بدمنظره از هزل و مطایبه!
مرگ حساسیت را اگر خواسته باشیم تعریف کنیم عبارت است از به شوخی گرفتن دردها، نداری‌ها، ناهنجاری‌ها و... مرگ حساسیت یعنی کانادا را خانه دوم ایرانی‌ها دانستن، مرگ حساسیت یعنی از اختلاس‌ها فیلم ساخت و به سخره گرفتن، مرگ حساسیت یعنی ناهنجاری‌های اجتماعی را تبدیل به جُک و شوخی کردن و مرگ حساسیت یعنی بنشین و به همه گرفتاری‌هایی که داری بخند! اصلاً آن‌ها را مسخره کن!
مرگ حساسیت که فرا برسد دیگر کسی به دنبال نوشدارو نیست، به دنبال درمان و مداوا نیست چون فقر ابزاری است برای ساختن برنامه‌های طنز، چون اختلاس موضوعی بکر است برای ساختن یک برنامه طنز پربیننده، چون حاشیه‌نشینی موضوعی می‌شود برای تبدیل بخشی از جامعه به حاشیه‌ای‌ترین آدم‌ها...
یک بار دیگر به برخی مسائل از سر درد بنگریم. ریشه‌ای‌تر نگاه کنیم. این روزها ایرانی‌ها شهره شده‌اند به مردمانی که با دردهای خودشان جُک می‌سازند و ساعت‌ها به آن می‌خندند در حالی که باید بدان‌ها گریست و شاید خون گریست.
موضوع رامبد، واکنش این چهره و آن سلبریتی، نکته‌پرانی آقای گزارشگر، واجب‌الغیبت دانسته شدن از طرف شاعری طنزپرداز و... این‌ها چه ارتباطی به اصل موضوع دارد؟ چرا به جای حرف زدن، چرا به جای بحث کردن و ریشه‌یابی برخی مشکلات از دم‌دستی‌ترین روش‌ها بهره می‌بریم؟ چرا فکر نمی‌کنیم و حرف می‌زنیم؟ چرا برخی اوقات به محدوده کاری و مسئولیتی خود حرفه‌ای‌تر نگاه نمی‌کنیم؟ شوخی گرفتن هر دردسری که نشد کار! این چه بلایی است که دارد بر سر ما ایرانی‌ها می‌آید؟ چرا با دست خودمان داریم مرگ حساسیت‌های اجتماعی را رقم می‌زنیم؟ چرا برخی مسائل را نمی‌سپاریم دست کارشناسان، خبره‌تر‌ها، ریش‌سفیدها... اصلا چرا این قدر عجول و سر به هوا شده ایم؟ چرا می‌خواهیم در شکستن هنجارها نخستین نفر باشیم؟ چرا به جای گزارش کردن والیبال وارد حواشی این چنینی می‌شویم؟ چرا اندکی روی حرفه خود تمرکز نمی‌کنیم تا مجبور نباشیم روی آنتن زنده به غلط بگوییم کانادا به نوعی خانه دوم ما ایرانی‌ها است؟! آیا واقعا کانادا به نوعی خانه دوم برخی از ما ایرانی‌ها است یا کشوری است مثل کشورهای دیگر دنیا با جذابیت‌ها و آرامش و رفاه بیشتر؟! آقای گزارشگر! آن 27 ثانیه تمام و کمال در خدمت مرگ حساسیت بودی، بپذیر و جبران کن.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام