کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
چهارشنبه, 29 خرداد 1398   Wednesday 19 June 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 25 خرداد 1398

صفحه خبر: صفحه آخر

شنبه 12 شهریور1362
تا ساعت سه و نیم بعدازظهر در منزل بودم. احمدآقا آمد، از ناراحتی خسرو تهرانی مسئول اطلاعات نخست‌وزیری گفت و اینکه نباید کسانی را که خدمت می‌کنند، ناراضی‌شان کرد. از اینکه بعضی‌ها خود ایشان را متهم می‌کنند که در بیت امام، اعمال نظر شخصی و نفوذ می‌کند و دوستان از ایشان حمایت نمی‌کنند، ناراحت بود. از ملاقات آقای محمدمهدی ربانی املشی و درخواست شرکت در شورای عالی تصمیم‌گیری گفت. عصر، جلسه شورای عالی اقتصاد در دفتر رئیس‌جمهور داشتیم. مراحل نهایی اقدام برای مهار قیمت‌ها و توزیع کالا را می‌گذرانیم. مقررات کیفری تخلف‌ها مطرح بود. شورای انقلاب، قانون نسبتا کاملی داشته است. شب، همان جا با حضور جمعی از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران جلسه داشتیم؛ مذاکره درباره اسلامی و مطاع بودن قوانین و مصوبات مجلس پس از تصویب شورای نگهبان بود؛ از آقای رئیس‌جمهور و من گله‌ای داشتند. از مباحث اقتصادی که من در خطبه‌های نمازجمعه مطرح می‌کنم، انتقاد داشتند. اما نتوانستند مورد خاصی را ثابت کنند. قرار شد از این به بعد، انتقاداتشان را در هر مورد بگویند؛ اگر بجا بود، اصلاح شود و اگر اختلاف داشتیم، از امام بپرسیم. شام را همان جا خوردیم. دیروقت به مجلس رفتم. تا ساعت دوازده شب گزارش‌ها را خواندم. اخبار را گرفتم و خوابیدم. حالم خوب نبود؛ باناراحتی شب را گذراندم.

یکشنبه 13 شهریور 1362
تا ساعت هشت صبح مطالعه می‌کردم. کلیه‌ام درد گرفته بود. به خاطر انجام چندین ملاقات، بنا بود در مجلس باشم. آقای خسروتهرانی مسئول اطلاعات نخست‌وزیری آمد. از برخوردها گله داشت. استعفا داده است؛ گفتم استعفا نکند. آقای سیدمحمود دعایی همراه با یک نفر از استعدادهای درخشان که ابتکاراتی کرده بود، آمدند 1. درد کلیه‌ام، شدت گرفته بود، نتوانستم ملاقات را تمام کنم؛ بقیه ملاقات‌ها را لغو کردم. دکتر خبر کردم. دکتر هادی منافی وزیر بهداری و دو وزیر بهداری سابق و اسبق دکتر محمدرضا عارفی و دکتر موسی زرگر و چند پزشک دیگر آمدند. نظر اکثریت بر ناراحتی کلیه از شن یا سنگ بود. مسکن قوی تزریق کردند و خون و ادرار، برای آزمایش بردند. کمی راحت شدم. دوباره درد برگشت. باز هم آمدند و مسکن دادند. ظهر طاقم تمام شد. برای عکس‌برداری و معالجه به بیمارستان قلب رفتم. تا نزدیک غروب عکس و معاینه بود و مرتب با آمپول‌های مسکن که تزریق می‌شد، درد را آرام می‌کردند. آخرین عکس نشان داد که سنگ از کلیه عبور کرده و نزدیک مثانه است. درد هم ساکت شد. خانواده و بچه‌ها هم آمدند. ضرورتی نبود که در بیمارستان بمانم. شب به خانه آمدم. دیگر درد عود نکرد و شب را راحت خوابیدم. خبر مهمی نداشتیم. امروز صبح، فیلم مصاحبه دکتر سرگون بیت اوشانا گوگ تپه نماینده اقلیت مسیحیان آشوری و کلدانی در مجلس را – که به جرم توده‌ای بودن، بازداشت شده – دیدیم؛ اعتراف کرده و تقاضای عفو نموده است. بنا بود رهبران آشوری‌ها به ملاقات بیایند که لغو شد.

دوشنبه 14 شهریور 1362
تا ساعت هشت صبح استراحت کردم. سرماخوردگی هم به کسالت اضافه شد. ساعت نه صبح با آقایان رئیس‌جمهور و موسوی اردبیلی به زیارت امام رفتیم. تصمیم‌های شورای اقتصاد را برای مبارزه با گرانی، با اعلان نرخ و مجازات متخلف و توزیع عادلانه کالا با ایشان در میان گذاشتیم و از ایشان کسب اجازه کردیم. احتمالا مواجه با مخالفت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم خواهد شد. آقای موسوی اردبیلی رئیس دیوان عالی کشور از شورای نگهبان به خاطر رد لایحه تعزیرات گله کرد. اجازه اجرا از امام می‌خواست. ظهر دکتر هادی منافی وزیر بهداری آمد و به بیمارستان اختر رفتیم. عکسی از کلیه گرفتند. معلوم شد، سنگ دفع شده است. پیش از ظهر، خودم سنگ را در ادرار دیدم و برای آزمایش فرستادم. در بیمارستان، از مجروحان جنگ عیادت کردم. روحیه‌ها خیلی خوب بود. دکترها پیوندهای اعجاب‌انگیز زده بودند؛ تشکر کردم. به آقا جلال گفتم، چند صندوق میوه بخرد و برای آنها ببرد. شب در خانه مهمان داشتیم. فرزانه اخوی‌زاده با شوهرش علیرضا توکلی- که فردا خیال مسافرت به خارج، ‌برای ادامه تحصیل دارند- برای خداحافظی آمدند. فیلم مناظره گروهک منافقین را دیدم؛ مفید است و نفرت‌انگیز نسبت به محاربان.
... ادامه دارد
پی‌نوشت:
1- این شخص «حازم فریپور» نام داشت و فارغ‌التحصیل مرکز آموزش تیزهوشان علامه حلی بود. وی در دوازده سالگی موفق به ساخت تلویزیون سیاه و سفید شد و پس از آن دستگاه ضدبرق‌گرفتگی، دستگاه رسمی منحنی‌های ریاضی، دستگاه تداخل و ترکیب امواج صوتی و لامپ استروسکوپی توسط این مخترع جوان، اختراع شد. آقای هاشمی رفسنجانی که همواره مشوق نیروهای خلاق ایرانی بود، وی را به بنیاد مستضعفان معرفی نمود تا محل کار و امکانات در اختیارش قرار گیرد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام