کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
چهارشنبه, 29 خرداد 1398   Wednesday 19 June 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 25 خرداد 1398

صفحه خبر: صفحه آخر

بعد از جریان یکی از مسئولین سابق شهری و ماجرای همسر مرحومه‌اش این چه بساطیه راه افتاده. فکر کنم کمپین "کی‌ها پرستو دارند" راه افتاده! تا ببینند چه کسانی زن دوم دارند. همین برای کوبیدن‌ یکی کافیه. چه بسا چپی و راستی‌ها افتادند دنبال بهانه ببینند کدام آدم در حزب رقیب بیشتر پرستو داره همین را در انتخابات آینده چوب کنند سر طرف. خدا بگم چکار کنه کسی را که این پرستو مرستو را تو زبان مردم انداخت.
البته مرحومه بی‌بی خانوم در مورد اینکه چرا برخی آدمای پولدار دوزنه و چندزنه می‌شن به طنز و کنایه گفت: مال زیاد عاطفه زیاد میاره!
دیشب خسته و کوفته بعد از یک روز کاری پرتنش و استرس حاصل از تنش‌های بین‌المللی رفتم خونه زنم اخم کرده بود میگم همسرم، چرا اخم کردی پاشو یه لقمه غذا بیار بخورم چرا به داد دل گرسنه‌ام نمی‌رسی؟ با غیظ گفت اول اینکه داد دل گرسنه‌ات را از مسئولان بگیر. دوم اینکه برو خونه اون یکی شام بخور. گفتم کدوم یکی؟ گفت اون یکی پرستوت! گفتم تو که میدانی من از بچگی با ماکیان و پرندگان و هرگونه موجود پرداری مشکل دارم گوشت مرغ هم نمی‌خورم.
حتی زمانی که وضع روزنامه‌ها خوب بود آقای مظفری مدیر روزنامه گاهی ما را به نهار دعوت می کرد به خاطر من چلومرغ سفارش نمی داد چلوکباب سفارش می داد. یا حتی خان دایی‌ام روز خواستگاری به بابات گفت شازده ما خروسی است که مرغ دوست ندارد! یادته؟ من حتی سر به روی بالش پردار نمی‌ذارم چه رسد که با پرستو همسر شوم! عزیزم! این پرستوستیزی تو من را یاد اجنبی‌ستیزی بعضی‌ها می‌اندازه. خانمم گفت: حیا کن پرستو را رها کن فکری به حال من کن. گفتم باور کن من با پرستو هیچ صنمی ندارم. گفت نفهمیدم چشمم روشن پس پرستویی درکار هست که تو با اون صنمی نداری؟ گفتم همسرم البته من نوعی پرستو دارم که مهاجرت کرده. گفت: اسمش چی بود؟ گفتم اسمش آرزو بود خیلی زیبا بود از دستم پرید! گفت الهی بمیری که با پررویی اسم اصلی‌اش هم میاری از قیافه‌اش تعریف می کنی؟ گفتم خیالت راحت پرستویی هم اگر بود رفته پرستوها همه رفتنند... گفت پراشتها! یعنی چند تا پرستو داشتی؟ گفتم بابا دچار نقض غرض می‌شی من فقط قسمتی از یک ترانه را خواندم. پرستوی‌های من همان آرزو‌های مهاجرت کرده من‌ند. ما پرستو مرستویمون کجا بود. آش نخورده دهن سوخته. این را گفتم تنش‌ها بیشترشد! یکی بیاد بین ما میانجیگری کنه!


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام