کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
شنبه, 29 تیر 1398   Saturday 20 July 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 23 خرداد 1398

صفحه خبر: فرهنگی

فرشته صدرعرفایی که در فیلم «شبی که ماه کامل شد» نقشی متفاوت را بازی کرده با ابراز امیدواری از اینکه مردم با تماشای این اثر خطر افراطی‌گری را دریافت کنند، می‌گوید: دلیل کم بودن نقش‌های خاص سینمایی برای زنان را باید در محدودیت‌هایی که در انتخاب سوژه‌ها و سانسور و خودسانسوری است جست‌وجو کرد. صدرعرفایی که با بازی در فیلم «شبی که ماه کامل شد» سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن را دریافت کرد، برای خیلی از تماشاگران این فیلم در جشنواره ناشناخته ماند و با دیدن تیتراژ متوجه شدند زن سیه‌چرده‌ای که با لهجه‌ای جنوبی در این فیلم بازی کرده همان بازیگری است که پیش‌تر برای فیلم‌های «بادکنک سفید» و «کافه ترانزیت» هم از جشنواره فجر جایزه بازیگری دریافت کرده بود. او در این سال‌ها خیلی گزیده‌کار بوده و از آخرین فیلم‌های سینمایی‌اش به «هفت ماهگی» و «کوچه بی‌نام» می‌توان اشاره کرد. بازی در فیلم جدید نرگس آبیار بهانه‌ای برای گفت‌وگوی ایسنا با این بازیگر شد تا او هم از دلایل کم‌کاری‌اش بگوید و هم از «غمناز» فیلم «شبی که ماه کامل شد».

صحبت را از نقش متفاوت شما در فیلم «شبی که ماه کامل شد» شروع کنیم، آن هم از این منظر که وقتی فیلم در جشنواره فجر نمایش داده شد، افراد زیادی بودند که اصلاً متوجه نشدند فرشته صدرعرفایی نقش «غمناز» «شبی که ماه کامل شد» را بازی کرده است. آیا تعمدی در کار بود که بازیگر این نقش با توجه به گریم و لهجه‌ای که دارد خیلی راحت شناخته نشود؟ در صورتی که اتفاقاً چون فرشته صدرعرفایی بازیگر بود این نقش خوب درآمده است.
راستش من در تمام فیلم‌هایی که بازی می‌کنم ترجیح می‌دهم فرشته صدرعرفایی دیده نشود به این دلیل که باید آدم دیگری را نمایش دهم و فکر می‌کنم هر جا تماشاچی من را به جای آن کاراکتر ببیند اشتباه کرده‌ام. منظورم فقط به لحاظ ظاهری نیست بلکه از نظر باور نقش و در خود نهادینه کردن آن است. برای من فرقی نمی‌کند که ظاهرم چه باشد ولی باورم باید آن نقشی باشد که بازی می‌کنم و البته ظاهر که شامل گریم و لباس و متعلقات می‌شود، به باور شخصیت به بازیگر کمک بزرگی می‌کند. درباره فیلم «شبی که ماه کامل شد» اصلاً تعمد بر این نبود که کسی بازیگر نقش را نشناسد بلکه هدف این بود مخاطب باور کند کاراکتری که می‌بیند یک زن بلوچ است که مادر چند فرزند است، سختی‌های زیادی کشیده، بنا به شرایط زندگی‌اش که از طبقه فرودست جامعه بود امکانات کمی برای بزرگ کردن بچه‌هایش داشته و ناکامی که بنا به دلایل اجتماعی، اقتصادی و شرایط اقلیمی و … در نحوه عملکرد فرزندانش داشته.. در مورد لهجه هم از پیش تولید تمرین را شروع کردیم و صدای ضبط شده مربی لهجه آقای میری را داشتم که مرتب بشنوم. تمرین لهجه در چابهار هم ادامه داشت باید بر آن مسلط می‌شدم تا در صحنه حین گفتن دیالوگ‌ها مجبور به فکر کردن به لهجه‌ام نباشم که اگر این اتفاق بیفتد تماشاگر متوجه خواهد شد و باور شخصیت آسیب می‌بیند.

چند وقت برای پیدا کردن این نقش و ارتباط با آن در منطقه بودید؟ اصلاً چند وقت درگیر نقش غمناز بودید تا آن را باورپذیر کنید؟
من سه هفته زودتر از شروع فیلمبرداری نقشم به آنجا رفتم. البته قبلاً هم چنین تجربه‌ای داشتم که در فیلم «توماج» آقای احسان عبدی‌پور زودتر به بوشهر رفتم هرچند آن فیلم اتفاقات خوبی برایش نیفتاد و یک نسخه با تدوین بی‌کیفیت را در تلویزیون پخش کردند ولی به هر حال آن موقع هم سعی کردم علاوه بر تمرین لهجه با آقای عبدی‌پور، از خود مردم هم آداب زندگی‌شان را یاد بگیرم.

وقتی متوجه شدید قرار است نقش مادر عبدالمالک ریگی را بازی کنید چه حسی داشتید؟ مخصوصاً اینکه چنین نقش‌های خاصی در سینمای ایران برای بازیگران زن کم است.
بله متاسفانه خیلی کم است و من از این نقش‌ها استقبال می‌کنم البته به شرط آنکه فیلمنامه هم خوب باشد چون بعضی وقت‌ها ممکن است نقش خوب باشد اما فیلمنامه به درستی نوشته نشده باشد. این نقش در یک فیلمنامه خوب به درستی نوشته شده بود و کارگردان هم به آن اشراف کامل داشت و راهنمایی‌های خانم آبیار را در هدایت این نقش نمی‌توانم نادیده بگیرم. اما اینکه چرا نقش‌های خاص برای بازیگران زن در سینمای ما اینقدر کم است. احتمالاً در محدودیت‌هایی که در انتخاب سوژه‌ها و سانسور و خودسانسوری است باید جست و جو کرد. به خیلی قصه‌ها با محوریت زنان نمی‌شود نزدیک شد. همین فیلم «خانه پدری» چند سال توقیف بود؟

آیا قبل از پیشنهاد بازی در این فیلم و خواندن فیلمنامه، اطلاعاتی درباره این خانواده داشتید؟
اطلاعات اولیه‌ای داشتم ولی بعد بیشتر تحقیق کردم.

اسم واقعی کاراکتری که شما بازی کردید همین «غمناز» بود؟
در این مورد اطلاعی ندارم و اصلاً تصویری هم از این خانم در اینترنت نبود، در حالی که از خانواده منصوری (عروس خانواده ریگی) عکس هست. کلاً در سرچ‌های اینترنتی‌ام اطلاعات خاصی از این زن پیدا نکردم ولی خوانده بودم که همین مادر، وقتی عروسش کشته می‌شود شبانه او را غسل داده، دفن کرده و نوه‌هایش را هم به ایران آورده است.

اصلاً شرایطی
هم وجود داشت که مثلاً شما ملاقاتی با این خانم داشته باشید؟
خیر. قرار نبود «غمناز» واقعی را بازی کنم، من غمناز فیلمنامه‌نویس را بازی کردم. حتی مادر فائزه منصوری می‌گفت، مادر شوهر دخترش این اندازه که در فیلم نشان داده شد هم مهربان نبود ولی به هر حال فکر می‌کنم ما باید بر اساس نتیجه عمل قضاوت کنیم. ما اگر این مادر را طوری نشان می‌دادیم که مدام دست نوازش و حمایت بر سر عروسش می‌کشید قابل باور نبود و به همین دلیل است که در تمام لحظه‌های فیلم، فاصله‌ای را بین مادرشوهر و عروس می‌بینیم. ضمن اینکه او حتماً به ادامه نسل خود و خانواده‌اش هم معتقد است و از یک جایی به دنبال حفظ جان نوه‌هایش است چون اصلاً نقش تاریخی او حفظ نسل آینده است. ممکن است درباره نقش مادر در تربیت عبدالمالک ریگی صحبت شود و اینجا باید به یاد داشته باشیم که معمولاً پدر و مادرها تا یک زمانی در تربیت مستقیم فرزندان خود نقش دارند و بعد از آن جامعه، مدرسه و دیگر جاهایی که فرزند در آن‌ها حضور دارد در تربیتش نقش دارند. عبدالمالک ریگی هم مسلمان است اما بر اساس باورهای خودش کارهایش را انجام می‌دهد. این همان نکته مهمی است که امیدوارم در فیلم منتقل شده باشد، اینکه موضوع فیلم
اصلاً درباره عبدالمالک ریگی نیست بلکه
یک مسئله انسانی، اجتماعی و مذهبی در فیلم روایت می‌شود و اینکه ما چقدر خودمان اگر در معرض آن قرار بگیریم از رفتارمان آگاه خواهیم بود و چگونه با آن مواجه می‌شویم.

شما در این فیلم با بازیگرانی همبازی شدید که هر کدام تجربه‌های متفاوتی را نسبت به شما و سابقه‌ای که در سینما دارید، پشت سر گذاشته‌اند؛ یک طرف بازیگری که ستاره سینما بوده و بیشتر نوع دیگری فیلم بازی کرده و یک طرف دیگر هم بازیگری که حضور پررنگی در سینما نداشته است. این فضای متفاوت برای شما سخت نبود؟
من هوتن شکیبا را که از تئاتر می‌شناختم و بازیگر توانا و شناخته شده‌ای است و به نظرم بهترین انتخاب برای نقشش بود، الناز شاکردوست هم به نظرم انتخاب بسیار درستی بود چون به خاطر چهره زیبایش باور پذیر است عشق در نگاه اول برای عبدالحمید اتفاق بیفتد. او بسیار دوست دارد رشد کند، متفاوت کار کند و خودش را در بازیگری ارتقا دهد. شاید در ابتدا به خاطر ظاهرش به سینما وارد شده ولی نمی‌خواهد در همان پله بماند. امیدوارم مسیرش را همینطور به خوبی ادامه دهد.

شما معمولاً در بازیگری کم کار هستید و الان با فیلم «شبی که ماه کامل شد» به نظر می‌رسد یکی از شاه نقش‌های خود را در کارنامه کاری‌تان بازی کرده‌اید. آیا همین باعث می‌شود که دوباره کم کار شوید؟
درست است، واقعاً این نقش برای من بسیار خاص بود ولی به هر حال یک بازیگر دوست دارد کار کند و اصلاً کار کردن است که تجربه و دانش او را افزایش می‌دهد به همین دلیل امیدوارم این اتفاق نیفتد که دوباره به سمت کم‌کاری بروم و همچنین امیدوارم تولیدات سینمایی ما به گونه‌ای باشد که حق انتخاب بیشتری داشته باشم چون مشکلات در سینمای ما فقط داشتن فیلمنامه نیست که حتی اگر فیلمنامه خوب هم داشته باشیم مسئله سرمایه‌گذار و تولید هم هست. من اطلاع دارم که همین فیلم «شبی که ماه کامل شد» حتی از وام فارابی هم بهره مند نشد که بسیاری از فیلم‌ها آن را دریافت می‌کنند. بماند که از سوی وزارت ارشاد هم فشارهایی برای اعمال نظرهایی وجود داشت و ممکن بود کار متوقف شود ولی خوشبختانه تهیه‌کننده و کارگردان می‌دانستند که می‌خواهند چه کنند و کار را پیش بردند. در واقع می‌خواهم بگویم تمام مشکلاتی که در تولید یک فیلم وجود دارد مهم است و مسئله فقط فیلمنامه نیست، بلکه مشکل تصویب هم داریم، مشکل سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده هم داریم و بعد از همه چیزهایی که در ساخت فیلم پیش می‌آید به اکران می‌رسیم که آنجا هم مشکلات زیادی وجود دارد.

احتمالاً بعد از این نقش پیشنهادهای مشابهی به شما داده شده است؟
در ارتباط با همین نقش که خیر چون فیلمی که زنان بلوچ در آن باشند خیلی کم ساخته می‌شود ولی متاسفانه این اتفاق برایم زیاد می‌افتد که نقش‌های مشابه را زیاد پیشنهاد می‌دهند. همانطور که در فیلم‌سازی هم وقتی یک مدل خاصی موفق شد، شبیه آن زیاد ساخته می‌شود.

و سوال آخر اینکه برای مخاطبی که به تماشای این فیلم می‌نشیند مواجهه با چه چیزی را در اولویت می‌دانید؟
امیدوارم مردم از دیدن «شبی که ماه کامل شد» خطر افراطی‌گری را دریافت کنند که آن هم به بهانه‌های مختلف و نیک مثل ایمان، خدا پرستی و پاکسازی جهان از نیروهای شر افزایش یافته. امیدوارم از تماشای فیلم این را دریافت کنند که هیچ چیزی را تا تحلیل نکردیم، نپذیریم و به خودمان و دیگران حق انتخاب بدهیم و برای صلح و دوستی و تعامل از جامعه کوچک خانواده تا اجتماع بزرگ انسان‌ها تلاش کنیم.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام