کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
سه شنبه, 25 تیر 1398   Tuesday 16 July 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 23 خرداد 1398

صفحه خبر: شبکه

در خلاصه‌ای از یک نمایشنامه، که به چارلی چاپلین منسوب است، آمده: دو مرد چشم در چشم شده و یکدیگر را شناختند.موضوع به سال‌های دوری باز می‌گشت که آن دو همبازی و رفقای خوبی بودند. متاسفانه دست روزگار آن دو را از هم جدا کرده و در عوض کنار هم رو در روی یکدیگر قرار داده بود. اینک یکی از مردان به دلیلی حکم اعدام گرفته بود و دومی مردی بود که قرار بود دستور حکم اعدام از دهان او خارج گردد! برای آدم‌ها، هر قدر هم وظیفه شناس باشند، سخت است که حکم به محکومیت کسی که او را خوب می‌شناسند، بدهند. فرمانده دست دست می‌کرد تا شاید خبر خوبی از غیب رسیده و او را از صدور فرمان «آتش» معاف نماید. وقتی خبری در راه نبود و نگاه مهربان محکوم «نگران من نباش و کارت را بکن» را بر زبان آورد، فرمانده به اجبار «یک» را فریاد زده و سربازان را واداشت تا در موقعیت قبل از «قراول» قرار بگیرند. فرمانده با به یادآوری روزهای خوب کودکی و لحظات خوشی که با محکوم داشت، بیشتر معطل کرد. با این حال چون خوب می‌دانست که تاخیر بیش از حد در انجام وظیفه می‌تواند کاملا برای وی گران تمام شود، بالاخره «دو» را بر زبان آورده و سربازان را واداشت تا اسلحه‌های خود را به سوی محکوم نشانه‌گیری نمایند. فرمانده در جستجوی راه چاره‌ای برای نجات محکوم می‌گشت که از دور مردی را دید که دوان دوان به سوی آنها می‌آید. فرمانده نفسی به راحتی کشید، زیرا دانست که فرمان عفو محکوم را می‌آورند. فرمانده با صدای بلند «دست
نگه دارید» را فریاد زد، اما شش سرباز مسلح که شرطی شده و در انتظار فرمان «آتش»
به سر می‌بردند تمام گلوله‌های خود را به سوی «رفیق قدیمی» شلیک کردند!


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام