کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
چهارشنبه, 29 خرداد 1398   Wednesday 19 June 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 22 خرداد 1398

صفحه خبر: حوادث

در چه سنی و چگونه با مرحوم آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت اللهی آشنا شدید؟
یکی از دغدغه‌های دوران نوجوانیم نزدیک شدن و شناخت مردی بود که همه از مجاهدت‌های خاندانش در طول سالیان متمادی از مبارزه با سلطه پهلوی و شکل‌گیری قیام‌های مختلف مردمی ‌به رهبری این خاندان گرفته تا نقش آن‌ها در پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ‌ایران، دوران دفاع مقدس و بعد از آن می‌گفتند و برای دیدنشان از راه دور و نزدیک می‌آمدند، کیست؟ کسی که زندگی، شیوه رفتار و کردارش جاذبه‌ای شد که من نوجوان به سوی شخصیتش کشیده شوم و برنامه آینده‌ام را برای سنین جوانی شناختم و از آنجا که در زندگیم همیشه خلا عجیب وجود یک راهنمای معنوی را حس می‌کردم، با شرکت در جلسات و سخنرانیهای آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت اللهی (ره) که به مناسبت‌های مختلف در بیت ایشان، مساجد و تکایا برگزار می‌شد، علاقه‌مند و شیفته خصوصیات اخلاقی و جهات علمی ‌و هنری این بزرگوار شدم و سعی می‌کردم در تمام این جلسات حضور فعال داشته باشم و از این طریق توانستم با این عالم فرزانه آشنا شوم و هر چه زمان جلوتر می‌رفت، آشنایی من بیشتر و ارتباطم با ایشان مستقیم‌ترمی‌شد؛ آشنایی نزدیک با مواضع و دیدگاه‌های ایشان عامل بسیار موثر در تقویت طرز فکرم بود و عامل مهم ارادت و اخلاصم این بود که آرمان فکری خود را در شخصیت و مبانی فکری ایشان می‌یافتم. از این رو در زمره‌ی مریدان و ارادتمندان ایشان جای گرفتم و به نوعی می‌توان گفت رابطه‌ای مرید و مرادی بین ما شکل گرفت و از همین رو طبعاً نوع رابطه‌ام با ایشان با دیگران تفاوت داشت و می‌توانستم بدون هماهنگی و تعیین وقت قبلی خدمتشان برسم و تا زمانی که ایشان در قید حیات بودند محضرشان را رها نکردم و از وجودشان کمال استفاده را می‌بردم و سعی کردم همیشه در جهت تحقق ایده‌ها و آرمان‌های این عالم فرزانه حرکت کنم.

چه ویژگی‌هایی در آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت‌اللهی بود که در دوران حیاتشان و به‌خصوص بعد از انقلاب ایشان را به نفر اول خطه فارس تبدیل کرد؟ خیلی‌ها به جایگاه هنر و سوابق مبارزاتی ایشان اشاره می‌کنند که این ویژگی‌ها را دیگر علمای فارس نیز به نوعی داشتند. آیا وجود این دو ویژگی بود یا ویژگی‌های دیگری نیز در این مورد نقش داشتند؟
داشتن این دو ویژگی را تصدیق می‌کنم، ولی اضافه می‌کنم مجموعه ویژگی‌هایی مانند علمیت، شجاعت، صراحت و صداقت ترکیبی بود که چنین جایگاهی را به ایشان بخشید و می‌توان در یک جمله گفت این عالم عالیقدر اول عامل بود و بعد واعظ، چرا که اگر امری را توصیه می‌کردند، اول خودشان به آن عمل می‌کردند. آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت‌اللهی (ره) را نمى توانم در شمار هنرمندانی بدانم که همه شهرت و آوازه اش را وامدار مبارزات، شعر و خطاطیش باشد؛ بزرگ‌ترین و مهم‌ترین اثرى که از ایشان بر جای مانده است، تحول در‌اندیشه وحدت درفارس است که نقطه عطف تاریخی در وحدت اسلامی ‌محسوب می‌شود که توانست حُسن تفاهمی‌ بین شیعه و سنی برقرار کند تا از طرفی وحدت اسلامی‌تامین شود و از طرف دیگر با بیان نقاط مشترک، دوستی، محبت و صمیمیت پدید آید و بیت ایشان، با وجود سادگی اش همواره به عنوان منزل و ماوا، به روی همه باز بود و این خط و مشی وحدتگرایانه، و مردم‌دارانه سرلوحه‌ای مردم و علمای سنی و شیعه بود و صد البته که از این رهگذار شعر و عرفان و خوشنویسی نیز بى‌نصیب نماند و بى هیچ شک در تاریخ عمومى ملل شخصیتى چون ایشان را نمى توان یافت که در عین داشتن وجهه سیاسى، تا این‌اندازه اهل شعر و خوشنویسی باشد. او از درس و بحث آغاز کرد و تا اجتهاد و امامت جمعه مسئولیت‌دار شد و از خود آثار بسیارى در علوم دینی و فرهنگی و هنری برجا گذاشت. ایشان از نعمت‌های بزرگ خداوند بر لار و به نوعی بر مسلمانان جهان بودند و توانستند در مدت حیاتشان به درستی هر آنچه را که از معارف ناب و علوم حقیقی دریافته بودند به شایستگی به کارگرفتند و همه دوستداران ایشان بر این باورند که شب‌ها فرشتگان الهی و روزها مردمان از وجودشان بهره می‌بردند و آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت اللهی (ره) مصداق حقیقی علم، ایمان و عمل در جامعه اسلامی ‌بودند.

شما در دوره‌ جوانی می‌توانستید مانند خیلی از جوانان آن دوره با طیف‌های مختلف، جلسه‌ی ادبی و حشر و نشر داشته باشید ولی شما وارد این طیف‌ها نشدید. می‌خواستم در مورد این رابطه و تداومش با ما صحبت کنید؟
اتفاقا سوال جالبی است. دوستان زیادی را می‌شناسم که بارها از من سوال کردند شما چرا به آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت‌اللهی متصل شدید؟ من در جوابشان گفتم شعر و سخن ذوق آلود، همیشه در پى حجت است و ادبیات یکی از ظریف‌ترین و عمیق‌ترین قالب‌ها برای بیان مفاهیم و احساسات انسانی است و انسان از راه مطالعه آثار ادبی همواره روح خود را صیقل می‌دهد و پالایش می‌کند و من بر مبنای همین اصل قلم توانمند، طبع شعر، عبودیت و شخصیت دینی، عرفانی و معنوی آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت‌اللهی را به حضور در دیگر جلسات ادبی در زمان حیاتشان ارجح دانستم چرا که در اشعار ایشان ضداخلاق، افراط، خشونت و نامهربانی و مسائلی از این دست، جایی ندارد و هیچ موضوع ضدارزشی و غیرمنطبق با روش ائمه‌اطهار(ع) مشاهده نمی‌کنیم. روش زندگی فردی و اجتماعی ایشان هیچگاه از حیطه عدالت‌محوری، احترام به انسان‌ها و حفظ کرامت انسانی آنان بر مبنای مهربانی و مهرورزی خارج نشد.
طبیعتاً نگاه و روش اشعار این عالم گرانقدر دارای چنین شاکله فکری است و همین مسیر را دنبال می‌کند و کسی که از منظومه فکری اسلامی ‌ایشان در کنارشان بهره ببرد به نوعی مبری از مطامع دنیوی و ضد ارزش‌ها می‌شود؛ ایشان همیشه با گشاده‌رویی به پرسش‌های من و دیگر جوانان پاسخ می‌دادند و پاسخ‌گویی را وظیفه خود می‌دانستند و معتقد بودند «زکات علم در نشر دادن آن است» و همچنین در تمام طول زندگی خود کوشیدند از طریق علم و هنر قشر جوان را جذب کنند.

حالا که صحبت به اینجا رسید و اشاره‌ای به طبع شعر ایشان، بفرمایید چه شد که برای اولین بار به گردآوری اشعار آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت‌اللهی (ره) در قالب یک دیوان پرداختید؟
طبع شعر ایشان از حال و هوای عرفانی خاصی برخوردار بود و شعرهایشان از ابتدا با عرفان، معنویت، استدلال و برهان همراه بوده و همچون اشعار سعدی و مولانا دارای محتوایی غنی و می‌توان گفت این بزرگوار در زمینه برهان و استدلال از ملاصدرا و بوعلی سینا تمسک می‌جستند، در زمینه عرفان از اشعار مولانا وام می‌گرفتند و غنای مضامین و سبک اشعارشان، انسان را بی‌اختیار به یاد شاعرانی چون سنایی، عطار و حافظ می‌اندازد. ایشان با وجود این طبع هیچگاه خود را شاعر نمی‌دانستند و حاضر به انتشار اشعارشان نبودند و می‌گفتند هر آنچه می‌گویند کلامی ‌است که از دلشان برخاسته و در نهایت بر دل می‌نشیند اما قریحه شاعری، ایشان را همواره یک شاعر برجسته عرفانی معرفی می‌کند. اشعاری که این عالم فرزانه در جلسات استفاده می‌کردند شان ادبیات و شعررا در دیدگاه مردم فارس و لارستان بالا برد و مردم شعر را سرشار از شور عرفانی و تعالیم دینی می‌دیدند. در واقع یکی از مهم‌ترین دلایل گردآوری این اشعار استقبال مردم و دوستداران ایشان بود چرا که شعر بیشترین سهم را در تجلی افکار و معرفی شخصیتشان داشت، این بزرگوار پیش از آن که یک فقیه یا فیلسوف یا سیاستمدار و یا حتی یک شاعر باشد، یک عارف بود. بهترین ماخذ برای شناخت جهان‌بینی عرفانی اشعار ایشان است که از روی تفنن سروده نشده‌اند و همچنین در لابه‌لای اشعارشان رایحه کلامی ‌اخلاص و عشق به اهل بیت استشمام می‌شود.
من به واسطه نوع رابطه‌ام با ایشان توانستم رضایت چاپ اشعارشان را گرفته و حاصل گردآوری این اشعار مجموعه دیوان «جذبه موسوی » شد که با ویراستاری و حاشیه‌نویسی که این عالم فرزانه قبل از رحلتشان روی این دیوان داشتند، توانستم با همراهی خانواده و دوستداران ایشان در دهم بهمن ماه 1397 در سالن همایش‌های آرشیو ملی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران از این کتاب رونمایی کنیم.

شما علاوه بر دیوان جذبه موسوی در آن روز از کتاب نگارستان موسوی و آثار خطاطی این عالم عالیقدر در نمایشگاهی در حاشیه این مراسم رونمایی کردید؛ گردآورنده این کتاب نیز شما بودید؟
قبل از پاسخ به این سئوال جالب است بدانید برای اولین بار که به محضر ایشان در منزلشان رفتم، غیر از سادگی و بی‌آلایشی و محیط بسیار صمیمی ‌و به دور از هر گونه تزئین و تشریفات و تصوراتی که می‌کردم شخصیتی در موقعیت اجتهاد و امامت جمعه باید دستگاه و دیوان و حاجب و دربان و سلسله مراتب و.... داشته باشد اما ایشان فارغ از همه این مسائل، در خانه‌ای به غایت ساده‌ای پذیرای مراجعان بودند؛ گویی جهانی بود بنشسته در گوشه‌ای...
ایشان در همان ملاقات مرا کنار تختی نشاندند که نه ظاهری داشت که بوی تشریفات دهد و نه ارزش مادی که شائبه اسراف و تبذیر بگیرد؛ در یک کلام ساده و تمیز و مهربانانه که خطوط خوشنویسی آن محیط را با ظرافت و زیبایی هرچه تمام در برگرفته بود و اولین بار بود که خط اصل را از نزدیک می‌دیدم و روح ناب هنر انتزاعی در خوشنویسی من را مسحور می‌کرد؛ ایشان پس از نگاه‌های متعجب من گفتند فلاسفه تنها مقوله‌ای را که در کنار مذهب و عرفان قرار می‌دهند، هنر است و این مقامی ‌است که اهمیت و جایگاه هنر را نشان می‌دهد؛ و خوشنویس در حقیقت صورت کلمات را به تصویر می‌کشد و تا زمانی که به عمق معانی پی نبرد نمی‌تواند در قالب صورت، تصویر کلمات را به عمق جان مخاطب خود گسیل بدارد.
ایشان نزد خطاطان بزرگی همچون ملامحمد جعفر مکتب‌دار شیرازی، میرزا محمدحسین مشاق شیرازی و سید محمد قـدسی خطاط کتاب آثار عجم به تمرین و ممارست پرداخته بودند و توانسته بودند در انواع خطوط اسلامی ‌استاد و صاحب‌نام شوند.
صافی، ظرافت، استحکام، قدرت، ملاحت، شیرینی، نرمی، سطح، دور و این ویژگی‌ها از جمله مواردی بود در خط زیبایشان که باعث شیفتگی و دلبستگی من به هنر خوشنویسی شد. آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت‌اللهی (ره) معتقد بودند هنر خوشنویسی، هنری قدسی است و این هنر ارتباط معنوی بسیاری با هنرمند برقرار می‌کند چراکه اگر هنرمند به ائمه اطهار(س) معتقد نباشد در چرخه خوشنویسان نمی‌تواند قرار گیرد و می‌گفتند در واقع این حس هنرمند است که به کاغذ منتقل می‌شود و معنای واقعی هنر قدسی را برای بیننده متصور می‌سازد. ایشان ائمه اطهار(س) را خوشنویس می‌دانستند و تاکید داشتند این هنر از سوی آنان ارج نهاده شده و دلیلشان هم نمونه‌های آثار خط کوفی منسوب به ائمه در موزه آستان قدس رضوی بود و معتقد بودند اگر با دقت به خطوط خوشنوسی ائمه اطهار بنگریم متوجه خواهیم شد که خطوط کوفی آنان سرلوحه هنر امروز خوشنویسی قرار گرفته است.
ایشان به من می‌گفتند بهترین زبان، زبان هنر است که هر هنرمند می‌تواند با تولید یک اثر، پیامی ‌را به وسیله ناشران به گوش جهانیان برسانند. از آن زمان سعی کردم با گردآوری و نشر آثار به ثبت رسیده از ایشان در مجموعه‌ای به نام نگارستان موسوی پیام این عالم فرزانه را در جهان اسلام منتشر کنم و تاکنون نمایشگاه‌های متعددی از آثار خطی ایشان علاوه بر این نمایشگاه در مناسبت‌های مختلف و در مکان‌های متغیر با همین نام به همت دوستدارانشان بر پا کرده‌ایم.

با توجه به اینکه شما در محضر این عالم عالیقدر بودید، چرا ادامه‌دهنده راه ایشان در بعد روحانیت یا شعر و خوشنویسی نبودید؟
هر فردی گاهی در زندگی خود مسیری را تعیین و برای دستیابی به هدفش راهی را انتخاب می‌کند، ولی در این مابین، تغییرات و تبدیلات زیادی پیش می‌آید. کمتر پیش می‌آید که کسی از هدف اولیه خودش تغییر مسیر ندهد. ممکن است در طول زمان هدفش تغییر کند، وانگهی در منش و سیره‌ای هم که انتخاب می‌کند، ممکن است تغییراتی پیش بیاید. این امری طبیعی است، من با وجود اینکه از دوران نوجوانی نزد استاد آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت‌اللهی بودم و در این مدت دائم خدمت ایشان می‌رسیدم، می‌توانم به صراحت بگویم ایشان از جمله خدمتگزاران این مردم بودند که از خصوصیات ویژه و منحصربه فردی بهره می‌بردند و یکی از تاکیدات ایشان به بنده این بود که موضوع ملبس بودن یا نبودن در خدمتگزاری به مردم موضوعیت ندارد و اصل مسئله، خدمت مفیدی است که از صراط مستقیم، صراط خدمتگزاری به مردم و از صراط در راه خدا بودن خارج نشود و همیشه می‌گفتند فرزندم اگر روزی در سیاست وارد شدی و مناصب سیاسی و حکومتی گرفتی سعی کن دچار غرور و تکبر نشوی و از خط امام و خدمتگزاری به مردم فاصله نگیری؛ چرا که در جاهایی سیاست با دیانت و اخلاقیات فاصله می‌گیرد و جمع کردن قدرت و سیاست بسیار دشوار است و هر کس قدرت را در دست بگیرد و دچار غرور نشود اقدام مهمی را انجام داده است. ایشان همواره به من تاکید می‌کردند در هر کاری که در آینده مشغول می‌شوم کاری باشد که از رفتار بد و گفتار بد و‌اندیشه بد به دور باشد زیرا امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات اوج گرفتن، خدایی شدن و ابدی بودن است، و هر قدم دوری از این موارد یک گام نزدیک شدن به خداست.

گفتید هر فردی در زندگی خود مسیری را تعیین و برای دستیابی به هدفش راهی را انتخاب می‌کند. راه شما گام نهادن در کدام حوزه خدمت‌رسانی بود؟
هر کس برای خود تعریفی خاص از خدمت دارد و بر اساس آن اهداف و آرمان‌ها و جهان بینی و ساختار عقیدتی، اجتماعی خود، در جایگاه شغلی قرار می گیرد.
من از آن عالم گرانقدر آموختم برخی افراد به شغل و حرفه‌ای که بدان مشغولند، علاقه‌مندند و به آن عشق می‌ورزند و با این عشق نفسشان را عظمت می‌دهند. لذا هرچند آن کار به‌ ظاهر از نگاه دیگران عالی نباشد اما تاثیر خوبی در زندگی آن‌ها می‌گذارد و اساساً کسی که شوق به انجام کاری داشته باشد چون به شرافت نفس معتقد است عمل خود را با سلیقه، افتخار و زیبایی انجام می‌دهد اما عده‌ای شغلشان را صرفاً به جهت ممر روزی و کسب مال و مقام دوست می‌دارند نه شرافت نفس و برای آن حاضر هستند به هر کاری تن بد‌هند؛ باید دانست چنین افرادی به شرافت نفس خود مومن نیستند لذا نمی‌توانند عظمت نفس خویش را حفظ ‌کنند. من هم نام و منصب شغلی‌ام را سعی نکردم هدف قرار دهم و در اولین گام حرفه‌ای خود در حوزه مدیریت شهری و به عنوان شهردار لار سعی کردم خدمت‌رسانی به مردم را با شرافت نفسم در آمیزم تا بتوانم حق شاگردی را در برابر استادی عالیقدر به جای آورم.

چه شد که شهردار لار شدید و نظر آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت‌اللهی(ره) در خصوص این منصب شما چه بود؟
من با تحقیقات و پژوهش‌ها و رشته دانشگاهیم واستفاده از آموزه‌های این عالم فرزانه در زمینه توقعات مردم از مسئولان و خدمت‌رسانی به آنان در امور شهری به این نکته رسیده بودم که آنچه مردم از شهرداری توقع دارند، اصلاح امور، خدمات، رفع تبعیض و رسیدگی به مشکلات زیست‌محیطی شهر است و شهردار باید متخصص در امور شهری باشد و طرح و برنامه برای حل مشکلات شهر داشته باشد و با مدیریت کلانشهرها آشنا باشد و با استراتژی‌ انتخابیش بتواند راه‌های تامین منابع و راه‌های خدمت‌رسانی را در مدیریت شهرش پیش‌بینی کند و در
یک جمله شهرداری باید خدمت‌محور برای مردم باشد.
من در آن زمان با حمایت اقشاری از مردم و کارکنان شهرداری پس از انتخات شورای شهر در سمت شهردار لار مشغول به فعالیت شدم و در این مقام با همکارانم تلاش کردیم به تمام نیازهای راهبردی شهر لار توجه و با مطالعه اصولی و استفاده از امکانات پروژه‌های شهری قابل قبول و مورد نیاز مردم را اجرا کنیم و همپنین با عمل به توصیه‌های این بزرگوار و تلاش همکارانم توانستیم در زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی شهر لار در کنار امور شهری کارهای بزرگ و نویی را انجام دهیم که نتیجه آن قدردانی مسئولان استانی و فرمانداری آن زمان بود. اما در میان این تشویق و قدردانی‌های مردم و مسئولان ارسال تقدیرنامه آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت‌اللهی(ره) در میان تمام تقدیرهای آن زمان از شهرداری لار به دلیل خدمات‌رسانی و رضایت از عملکرد بنده و همکارانم برایم ارزشی شگرف داشت؛ چرا که احساس کردم در هدف خود یعنی خدمتگزاری به مردم لارستان و عمل به نصایح عالم ‌فرزانه توانسته‌ام موفق باشم و بعدها پس از درگذشت آن بزرگوار و حضور در تهران و ادامه فعالیتم در مدیریت شهری این کلانشهر فهمیدم بنده علاوه بر انتخاب شورای شهر با تاییدیه و حکم گرانبهای ایشان به شورای شهر برای انتصاب به عنوان شهردار که از احکام متفاوت و نادر آن روزگار بود توانسته‌ام به عنوان خدمتگزار مردم در سمت شهردار فعالیت کنم؛ این حکم و مقبولیت فعالیتم نزد ایشان را می‌توانم یکی از افتخارات بی‌بدیل زندگیم برشمارم.
اینک که شما به عنوان معاون مالی یکی از مناطق بزرگ کلانشهر تهران منطقه 6 فعالیت می‌کنید توانسته‌اید در این جایگاه با توجه به فقدان آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت‌اللهی(ره) از آموزه‌های‌های ایشان بهره ببرید؟
من بر بی‌بدیل بودن آموزه‌های ایشان به عنوان یک استاد و عالم عالیقدر در هر عرصه شغلی و فعالیتم اعتقاد دارم و با صراحت می‌توانم بگویم اثر آموزه‌های ایشان در زندگی شخصی و اجتماعی من در هر زمان تاثیرگذار است و این شاید به محتوای آنچه که ایشان با عملشان به من آموزش می‌دادند برمی‌گردد، آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت‌اللهی (ره) کلام خود را آموزش نمی‌داد بلکه کلام خالقش را با عملش به من آموزش می‌داد و چون این کلام و عمل وصل به بی‌نهایت است تاثیرآن در هر امری مشهود و تاثیر آن شگرف و عمیق است که همیشه احساس می‌کنم با عمل به اصول آموزشی ایشان می‌توانم در مقابل تمام آسیب‌های فرهنگی، اجتماعی و‌اندیشه‌ای واکسینه شوم و بهتر و راحت‌تر می‌توانم به امور حرفه‌ای خود بپردازم که قطعاً بازدهی و خروجی بهتری نیز از عملکردم دریافت می‌کنم، ایشان انسان را محور تمام فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی می‌دانستند و به من تاکید می‌کردند تمام برنامه‌ها و امکانات شغلی آینده‌ام باید در مسیری باشد که راه رشد و کمال در آن فراهم است و بتوانم با آن فعالیت زنجیره‌های اسارت و بردگی جسمی ‌و فکری را از خود بگسلانم.

با توجه به اینکه محل سکونت شما و کارتان به تهران منتقل شد آیا هنوز با سرزمین لار و مردمانش مانوس هستید؟
همه عمر بر ندارم سر از خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
من یک لارستانی هستم. به نظر من زادگاه آدم مثل رحم مادر طفل است که جدایی از آن دشوار وملال انگیز است؛ قاعدتاً ترک از دیار، جدایی از جایی که هزاران خاطره از آن داری کاریست بس دشوار. هر چند گاهی به دلیل کسب تجارب و... مجبور هستیم به این مورد تن دهیم اما هر فردی با هویتش زندگی می‌کند و می‌داند که اتصال مادر زندگیش کجاست، نمی‌تواند زادگاهش را فراموش کند؛ زادگاه آدمی ‌فقط یک اتاق ساده نیست یک ده، روستا، شهر، چهارتکه دارو درخت خانه نیست جایی است که اولین نفس زندگیت در آن به جیغ بلندی برآمده تا تو از آنجا به جهان برایی و من هم از لار برآمدم، زمانی که من به تهران آمدم خیلی ناراحت بودم یادم هست آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت‌اللهی(ره) گفتند: «حب‌الوطن من الایمان» حس وطن‌دوستی و علاقه به زادگاه بعد از پرستش خدای یگانه، متعال‌ترین مظهر روح انسان و مهم‌ترین نماد
عزت و غرور و سرافرازی یک فرد است و گفتند من هم در برهه‌ای از زندگی نتوانستم در زادگاهم باشم؛ همه ما دارای غرایز و رفتار و خصایل گوناگون هستیم ولی یکی از خصایل مهم همه ما این است که به مسقط‌الراس و زادگاه خود عشق و محبت می‌ورزیم و تاکید داشتند زادگاه تو لار مادر دوم توست. محبت مادر با شیر و محبت لار با اولین تنفس تو آزاد شد، و من را آرام می‌کردند که دوستی زادگاه و ناراحتی فقط برای تو نیست و این از صفات برجسته پیامبران، فلاسفه و شاعران است و کمتر کسی در جهان هست که زادگاه اصلی خود را دوست نداشته باشد مگر محبت مکه در قلب مبارک پیامبر موج نمی‌زد پس سعی کن به آموخته‌ها و تجارب خود بیفزایی و در راه خدمت به مردم زادگاهت در آینده‌ای نزدیک به کار ببری؛ من در تهران اینک زندگی می‌کنم اما زادگاه من لار است و هرچه امروز دارم از لار است و شاکر زادگاه و محیط پرورشم هستم و سپاسگزار مردم لار، مردم محیط زادگاه، پدر و مادر و آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت‌اللهی (ره) و خانواده محترمش بخصوص دو برادر عزیزم سید محمدحسن و سید محمدحسین یادگاران آن عالم فرزانه که همیشه چون برادر کنارم بودند و در آنجا هرکدام
به نحوی، سهمی ‌در پرورش و شکوفایی من داشته و به هر نحوی به من خدمت کرده‌اند و در مسیر رشد و پرورشم سهیم بوده‌اند و الان من در تهرانم به عشق لارستان، عشق به آبادانی لارستان، عشق به سر بلندی و عشق به سرافراز بودن مردم همان زادگاه و محل تولد و پرورشم و این عشق به رفاه مردم لارستان همان یار و دیاری که مرا پرورش دادند، باعث می‌شود دوری‌ها و فقدان آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت‌اللهی(ره) را از خردادماه سال 1391 تحمل کنم. من از آن سال نام زادگاهم را برای دوستانم که آنجا را از نزیک ندیدند با نام عالم فرزانه می‌شناسانم مانند خیام نیشابوری، حافظ شیرازی، فردوسی طوسی، ابوریحان بیرونی، جمال الدین اسدآبادی و... نام زادگاهم اینک آیت‌الله سیدعبدالعلی آیت‌اللهی لاری نام دارد و جزئی از هویت مردمان آن سرزمین است که با او شکل گرفتند، جان یافتند، به حرکت درآمدند و سخن گغتند.
هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
صحبت‌ها خیلی زود به دلیل مشغله مهندس حسین صبورایی پایان می‌یابد، مهندسی که روزی از نزدیکان یک عالم فرزانه بود و اینک خود چنان استادی در حوزه مدیریت شهری؛ به امید روزی که بتوانیم ما هم در جایگاه شاگردی چنان عالمان فرزانه‌ای قرار گیریم.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام