کاربران محترم: دسترسی به صفحات داخلی روزنامه از ساعت 12 میسر می باشد
AFTAB YAZD NEWSPAPER
سه شنبه, 31 اردیبهشت 1398   Tuesday 21 May 2019
RSS فیدخوان
روزنامه در یک نگاه

جستجو در آرشیو

 Instagram.com/aftabyazd
طراحی و اجرا: هنر رسانه

زمان انتشار: 26 اردیبهشت 1398

صفحه خبر: گفتگو

آفتاب یزد – هستی قاسمی: وضعیت خاصی حاکم است از یک سو انتظار می‌رود دولت حسن روحانی در طول چند ماه آتی دست به اقدامات جدی به ویژه در حوزه دیپلماسی بزند تا یکبار دیگر از طریق مذاکره و رفع تحریم‌ها، تحولات مطلوب دو سال پایانی از عمر دولت اول خود را به نحوی در کشور تکرار کند و از سویی به دلیل عدم وجود چشم‌انداز روشن نسبت به برجام به اعتقاد برخی، این انتظار وجود دارد که اصلاح‌طلبان برای بازگرداندن امید گامی بردارند.
همچنین دولت اخیرا با نامه‌ای به سران کشورهای باقیمانده عضو برجام نه از خروج ایران بلکه از کاهش تعهدات تهران در برنامه جامع اقدام مشترک و مهلت 60 روزه کشورمان به طرف‌های مقابل به ویژه اتحادیه اروپا جهت اجرای تعهداتشان خبر داده است.
بر این اساس، آفتاب یزد با عبدالله ناصری مشاور ارشد رئیس دولت اصلاحات و فعال سیاسی اصلاح‌طلب درباره مسائل مذکور به گفت و گو پرداخته است که در ادامه آن را می‌خوانید.

دو سال از دولت دوم حسن روحانی از هم اکنون زمان باقی است و او طی دو سال گذشته بحران‌ها و مشکلات بسیاری متحمل شد، با این وجود بحران‌هایی چون سیل، زلزله، هجوم ملخ‌ها و بازگشت تحریم‌ها، بلاتکلیفی برجام و... بازهم می‌توان چشم‌اندازی برای دو سال پایانی از دولت دوازدهم متصور بود؟
متاسفانه خیر، زیرا تلقی افکارعمومی نسبت به دولت منفی است. چراکه بسیاری از مردم معتقدند مدیریت کشور رها شده و این تلقی بسیار قوی است. همانطور که عدم مدیریت دولت در مهار قیمت ارز و دلار و بحران سیل و... مشاهده شد، افکارعمومی با توجه به این مسائل هیچ چشم‌اندازی نسبت به دولت دوم روحانی ندارد. در واقع نه جامعه ایران آینده روشنی برای روحانی و دولتمردانش در اذهان متصور است و نه طبقه مدنی و روشنفکر کشور می‌توانند چنین چشم‌اندازی برای دولت ترسیم کنند. بنابراین بر این باورم این تصور که در دو سال آینده
قرار است اتفاق خاصی در دولت روحانی رخ دهد،
اشتباه است. از این رو، به عنوان یک شهروند و عضو جامعه مدنی تلقی روشنی نسبت به آینده دولت روحانی ندارم. حتی با توجه به عملکرد دو سال اخیر شرایط را به مراتب در دو سال پایانی از عمر دولت دوازدهم بدتر هم می‌بینم که البته امید می‌رود که این تصور اشتباه باشد.

حسن روحانی در این دو سال پایانی بر روی چه مسائلی باید تمرکز کند تا امیدهای از دست رفته نسبت به خود و حتی اصلاح‌طلبان را باز گرداند؟
دغدغه اصلاح‌طلبان نسبت به مردم و آینده کشور به مراتب بیشتر از هر چیز دیگری است تا اینکه به این مسئله فکر کنند که حسن روحانی با سرمایه‌های اجتماعی این جریان طی دو سال اخیر
چه کرده و تا چه‌اندازه اعتبار اصلاحات را درجامعه خدشه دار کرده است. اصلاح‌طلبان امروز به تنها مسئله‌ای که می‌اندیشند بازگشت امید و آرامش در جامعه و حل مشکلات کشور است. به نظر روحانی چنانچه اگر همچنان دغدغه آینده کشور را دارد فراتر از بازگرداندن اعتماد سرمایه‌های اجتماعی، باید در اسرع وقت زمینه تحول در سیاست خارجی را فراهم کند. علاوه بر این، به هیچ روی نمی‌توان این تلقی را که برخی از نزدیکان روحانی به او القا می‌کنند، پذیرفت که اکنون در موضع ضعف هستیم.

اخیرا ظریف در نیویورک درباره آزادی زندانیان آمریکایی اظهاراتی مبنی بر اینکه « من با اختیارات کامل آمدم و می‌توانم زندانیان را بازگردانم اما این مهم مستلزم تغییر نگرش و رفتار ترامپ است» را مطرح کرده است، استنباط تان از سخنان ظریف چیست و او با چه هدفی این اظهارات را مطرح کرده است؟
دولت و وزارت خارجه تمایل به تحول در دیپلماسی دولت دارد اما چون بخشی از حاکمیت آمریکا این تلقی را ندارند و از موضع قدرت نسبت به این مسئله برخورد می‌کنند، ممکن است که زندانیان زمینه‌ای برای دیپلماسی باشد در غیر این صورت مسئله زندانیان در این شرایط حساس چندان اهمیتی ندارد. در واقع اگر مبادله زندانیان کلیدی برای تحول باشد، امری مطلوب است. اما اگر قرار باشد که تنها یک تبادل باشد هیچ فایده‌ای ندارد. چراکه دولت‌های توسعه یافته همواره نشان دادند که دغدغه بالایی نسبت به شهروندانشان دارند از این رو، گفت و گو در این باب امری مطلوب است.

برخی بر این اعتقادند باید تا انتخابات 2020 آمریکا صبر کرد، زیرا با دموکرات‌ها بیشتر می‌توان کنار آمد، آیا به راستی ایران علیرغم شرایط کنونی بازهم باید تا نتیجه انتخابات 2020 صبر کند؟
متاسفانه برخی در ایران منتظرند که دولت ترامپ پایان بپذیرد در صورتی که او در انتخابات 2020 دیگر انتخاب نشود با دولت دموکرات احتمالی وارد گفت و گو شوند، این کاملا اشتباه است. در عین حال، عدم انتخاب مجدد ترامپ در آمریکا خوش بینی کاذب است. به همین دلیل روحانی در این دو سال باقیمانده با توجه به انباشت مشکلات جدی داخلی و ملی باید بتواند باب یک تحول در دیپلماسی قوی با کشورها را
باز کند. در این صورت به طور قطع بسیاری از مناقشات منطقه‌ای ایران حل خواهد شد و این خود دستاورد بزرگی برای کشور خواهد بود.

طی سال‌های گذشته شاهد تلاش‌هایی از سوی دولت روحانی در زمینه دیپلماسی برای حفظ برجام بودیم، اکنون این تلاش‌ها برای حل برخی از مشکلات به ویژه تحریم‌ها با توجه به وجود برخی از جریان‌های تندرو و جنگ طلب در کاخ سفید راه به جایی می‌برد؟
شاید القایی که برخی جناح‌ها و گروه‌ها در رابطه با برجام ایجاد کرده و این مسئله که با امضای برنامه جامع اقدام مشترک بسیاری از مسائل حل خواهد شد، تلقی درستی نبود. در همان زمان بسیاری از اصلاح‌طلبان و کنشگران سیاسی بلافاصله اعلام کردند که اگر برجام قرار است، پایدار بماند باید مناقشات و اختلافات موجود میان ایران و اتحادیه اروپا و آمریکا حل و فصل شود که متاسفانه عملا برنامه جامع اقدام مشترک تحت تاثیر برخی فضاها قرار گرفت. بنابراین، این تصور که برجام آغاز و پایان کلید حل همه مشکلات ایران است، کاملا ساده‌اندیشانه است. زیرا کاملا مشخص بود که برنامه جامع اقدام مشترک دستاوردهایی برای ایران و نیز طرف مقابل دارد اما بدین مفهوم نبود که با برجام همه مشکلات کشور حل شود. علاوه بر این، تلاش برای حل مناقشات به مفهوم حفظ روح برجام بود. اتحادیه اروپا هم بعد از خروج آمریکا از برنامه جامع اقدام مشترک حمایت کرد تا توافق هسته‌ای حفظ بماند. زیرا طرف‌های مقابل به ویژه اروپا به برجام به عنوان یک دستاورد بین‌المللی که به ثبات و صلح جامعه جهانی کمک می‌کند، اعتقاد داشتند. به همین دلیل باید اذعان داشت که برجام دیگر هیچ خاصیتی ندارد!

جنابعالی اشاره کردید که برجام دیگر خاصیتی ندارد. در این صورت با توجه به اینکه آمریکا هم خواهان لغو توافق هسته‌ای است، خروج ایران از برجام با توجه به شرایط کنونی و حتی عدم انجام تعهدات اروپا بعد از پایان مهلت 60 روزه خطرناک نخواهد بود؟
بله معتقدم که برجام عملا دیگر خاصیتی ندارد مگر اینکه باب مذاکره‌ای برای حل مناقشات جدی باز کند. خروج فی البداهه ایران از برجام شرایط را بسیار سخت تر خواهد کرد. ایران باید همچنان از فرصت برنامه جامع اقدام مشترک جهت حل مناقشاتش بهره ببرد.

عده‌ای همانطور که از همان ابتدا با برجام مخالف بودند به برخی حرکات دیپلماتیک هم اعتقادی ندارند، در چنین وضعیتی و همچنین اعلام کاهش تعهد ات ایران در برجام بر اساس بیانیه شورای امنیت ملی، دولت چگونه می‌تواند مخالفان را به انجام دیپلماسی قوی‌تر متقاعد سازد؟
روحانی باید قبل از هر چیز تلاش کند که کشور را در برجام نگاه دارد. زیرا برون رفت تهران از برنامه جامع اقدام مشترک چالش‌انگیز است. از همان ابتدا هم عده‌ای با مذاکره هسته‌ای مخالف بودند اما رئیس جمهور و تیم دیپلماسی اش علیرغم وجود این مخالفت‌ها و کارشکنی‌ها پس از ماه‌ها تلاش موفق به انعقاد توافق هسته‌ای با اعضای مذاکره شد. پس از امضای برجام هم اگرچه برخی همچنان با اجرای برنامه جامع اقدام مشترک مخالف بودند اما در مقابل بسیاری در داخل از برجام به عنوان یک دستاورد بین‌المللی حمایت به عمل آوردند. امروز هم پس از این همه فراز و نشیب در برجام، رئیس جمهور باید ابتدا زمینه را در داخل برای گفت و گو با غیردولتی‌ها آماده سازد. در این صورت تا حدی می‌توان به آینده دیپلماسی دولت خوشبین بود.

حملات بسیاری نسبت به دولت طی چند سال گذشته به ویژه در دور دوم صورت گرفته و دولت خود نیز در پاره‌ای از موارد عملکرد مطلوبی نداشته است و کابینه اش آن طور که باید موفق عمل نکرد. از این رو، تصور نمی‌برید دولت روحانی اساسا با توجه به زمان باقیمانده از عمر دولت دوازدهم و ناامیدی مردم نسبت به خود دیگر انگیزه‌ای برای حل مشکلات نداشته باشد؟
روحانی باید بپذیرد که در برخی از موارد کم‌کاری کرده است و باید این اهمال و کاستی‌ها را جبران کند. در مواردی هم برخی نهادهای موازی برای دولت دوازدهم مشکل ساز شدند. رئیس جمهور باید با توجه به 24 میلیون رای اش در سال 96، نگاه جامعه را نسبت به خود تغییر دهد و راهش هم آغاز تلاش‌هایی به ویژه در حوزه دیپلماسی برای رفع تحریم‌هاست. زیرا امروز اگر دولت به نظرسنجی‌ها رجوع کند به خوبی درخواهد یافت که دچار تنزل محبوبیت بسیار زیادی شده است. به همین دلیل حسن روحانی باید نگاه 24 میلیون رای دهنده را نسبت به خود تغییر دهد. به هر روی،
آیندگان درباره حسن روحانی به قضاوت خواهند نشست. همانطور که پس از اتمام دولت نهم و دهم، عملکرد احمدی نژاد را مورد نقد و بررسی و قضاوت قرار دادند. احمدی نژاد بسیاری از دستاوردهای دولت سازندگی و اصلاحات را
از بین برد و عملکرد نامطلوبی در دولت خود داشت اما پس از سالها امروز جامعه تلقی منصفانه‌ای نسبت به عملکرد دولت اصلاحات دارد. بنابراین علیرغم وجود همه موانع و کارشکنی‌ها و فشارهای مخالفان؛ روحانی پس از 1400 حتی اگر نخواهد درعرصه سیاست باقی بماند باید به عنوان یک شخصیت نسبتا معقول و برای ماندن در صحنه سیاسی و اجتماعی قبل از اتمام دولت دوازدهم برخی از اقدامات را انجام دهد.

عملکرد مطلوب حسن روحانی در
دو سال پایانی از عمر دولت دوازدهم چه‌تاثیری بر روی انتخابات 1400 و آینده اصلاح‌طلبان خواهد گذاشت؟
مهم ترین تاثیرش این است باور جامعه را نسبت به آینده کشور تغییر می‌دهد و امید در میان مردم ایجاد می‌کند. از این رو، رئیس جمهور باید تشویق و ترغیب جامعه را نسبت به صندوق‌های رای به عنوان یک ضرورت ملی بر ضرورت‌های جناحی و فردی خود ارجح بداند و با بهبود عملکردش در دولت دوازدهم زمینه را برای مشارکت بالای مردم در انتخابات مجلس 98 فراهم کند.

جنابعالی در مصاحبه‌ای اخیرا اشاره کردید که ممکن است اصلاح‌طلبان در انتخابات پیش روی مجلس لیستی ارائه ندهند. آیا سخن شما را باید این گونه تعبیر کرد که احتمالا اصلاحات درصدد عبور از انتخابات برخواهد آمد؟
تحریم در گفتمان اصلاحات هیچ جایگاهی ندارد. حتی در شرایط بدتری مانند انتخابات مجلس هفتم نیز اصلاح‌طلبان علیرغم اینکه لیستی ارائه ندادند اما انتخابات را هم تحریم نکردند بلکه در آن زمان انتخاب را به مردم واگذار کردند. بنابراین تصورم بر این مهم است نخستین اقدامی که جریان اصلاحات باید در انتخابات 98 انجام دهد این است که اعتماد جامعه رای شان را نسبت به خود بازگرداند که البته گامی مهم و بسیار دشوار محسوب می‌شود. اما در عین حال تنها مسیری که می‌تواند اصلاحات را از این تنگنا خارج کند این است که آنها تحت هر شرایطی در انتخابات 98 آماده حضور نباشند بلکه شرایطی را برای شرکت در انتخابات تعیین کنند و در صورت اجماع بر روی آن، شروط شان را
ارائه دهند.

اصلاح‌طلبان امروز در یک پیچ تاریخی بسیار سختی قرار دارند و آن تنزل سرمایه‌های اجتماعی این جریان است. از این رو، ترمیم اعتماد اجتماعی و ترغیب جامعه به پای‌ صندوق‌های رای چگونه امکان‌پذیر است؟
معتقدم که در وهله نخست، مجموعه جریان اصلاحات باید انتقادها نسبت به برخی از رفتارهای برخی از احزاب اصلاح‌طلب و نیز تدوین لیست‌های انتخاباتی را بپذیرد، سپس با پذیرش این انتقادها باید شرایط جدیدی را برای فراخوان مردم فراهم کرد و این مهم به هیچ طریق رخ نخواهد داد مگر اینکه انتخابات مشروط باشد.
در صورتی که این اتفاق بیفتد بزرگترین شرط این جریان می‌تواند نوع عملکرد نظارت باشد در این صورت تا حد بسیاری اعتماد جامعه نسبت به جریان اصلاحات باز خواهد گشت. اما باید این واقعیت را پذیرفت که اصلاح‌طلبان و نیز اصولگرایان در آینده انتخابات ایران شرایط بسیار سختی خواهند داشت.

جنابعالی معتقدید که باید انتخاب را به مردم واگذار کرد اما چه تضمینی وجود دارد که این روش منجر به بهبود پایگاه اجتماعی اصلاحات و پیروزی این جریان در انتخابات مجلس98 شود؟
همواره انتخاب با مردم بوده است اما بحث جامعه این است که مسئولان و احزاب به ویژه اصلاح‌طلبان باید ما را نسبت به کارآمدی صندوق رای توجیه کنند. بنابراین اگر اصلاح‌طلبان با یک چارچوب روشنی وارد انتخابات شوند و بتوانند با یک استدلال دقیق از نظر خود دفاع کنند، پاسخ خواهند گرفت. اما نباید بدون هیچ شرطی وارد انتخابات شوند و درعین حال از مردم هم انتظار مشارکت داشته باشند
در این صورت نمی‌توان چندان نسبت به شانس اصلاحات در انتخابات مطمئن بود.

به عنوان سوال آخر، اصلاح‌طلبان سالهاست آن طور که باید در صحنه قدرت حضور ندارند و امروز با معضل تنزل سرمایه‌های اجتماعی به دلیل حمایت از روحانی روبرو هستند. از این رو، به طور کل
چه پرتوی نسبت به آینده اصلاحات در جریان قدرت می‌توان متصور بود؟ آیا با توجه به تحولات چند سال گذشته در دولت روحانی می‌توان چشم‌اندازی برای اصلاحات در جریان قدرت قائل بود؟
تنها راه نجات اصلاح گری در تداوم اصلاح‌طلبی است. هیچ راه دومی وجود ندارد و همه باید این واقعیت را بپذیرند و شرایط را برای روند اصلاح‌طلبی در کشور فراهم کنند. زیرا گزینه دیگری جز اصلاح‌طلبی وجود ندارد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:
آفتاب یزد از چاپ نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید در بخش روی خط آفتاب روزنامه چاپ می‌گردد.

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام